
زمانیهایی نهچندان دور حرف زدن از زلزله چهارستون بدن را به لرزه میانداخت ولی امروز نهتنها حرفش بلکه قویترین زلزلهها نیز به برکت دانش و درآمیخته شدن آن با زندگی نمیتواند خم به ابروی کسی بیندازد. همانطور که سالانه دهها بار زمین زیر پای ژاپنیها میلرزد و آب در دل کسی تکان نمیخورد.
اما این روزها حرف و حدیث زلزله در ایران بهویژه تهران حسابی غوغا کرده و به عبارتی تن بسیاری را به رعشه انداخته که این بلای با ما چه خواهد کرد و در صورت وقوع، ما را کجا و از زیر کدام آوار بیرون خواهند کشید.
بحث داغ زلزله و سه گسل مشهور تهران از زمانی دوباره تیتر رسانهها شد و دهان به دهان چرخید که رئیس جمهور محترم، تهران را در معرض آسیب جدی معرفی کرد و گفت: میتوان ترافیک و آب و هوا را با هزینهای سنگین حل کرد اما زلزله را چگونه باید حل کنیم؟ الان باید گسلهای زیر شهر فعال باشد که به لطف دعای مردم فعال نیستند اما نمیتوان تضمین کرد که چه زمانی در تهران زلزله میآید و این گسلها به حرکت در خواهند آمد.
به هر حال قبل از اینکه زلزله تهران را نوازش کند صحبتهای آقای رئیس جمهور مبنی بر خروج 5 میلیون نفر از جمعیت پایتخت، کابینه را تکان داده تا هر یک از وزرا باب سخن باز کنند و اقدام به نظریهپردازیهای همسو نمایند. در همین رابطه یکی از وزرا گفته که اگر تهران زلزله را تجربه کند دیگری کاری نمیتوان کرد، وزیر رفاه بهترین راه دفع آن را عدم انجام گناهان کبیره ذکر کرد و خانم دستجردی به فکر خارج کردن خوابگاههای دانشجویی افتاد.
با تمام این اوصاف آیا جابهجایی جمعیت میتواند در مدیریت بحران مؤثر باشد؟ یا اینکه این طرح نیز مانند تغییر پایتخت در حد حرف باقی خواهد ماند.
در همین رابطه رئیس کمیسیون عمران شورای شهر تهران در گفتوگو با جوان گفت: پیشنهاد رئیس جمهور مبنی بر جابهجایی جمعیت نیازمند یکسری مقدمات است که اگر آن مقدمات لحاظ نگردد یقیناً پروژه به جایی نخواهد رسید. یکی از این مقدمات افزایش سطح خدمات در شهرهای مقصد است ما باید به این مهم توجه داشته باشیم که جمعیت 5 میلیونی را در چه گسترده جغرافیایی قرار است، توزیع کنیم.
مرتضی طلایی در ادامه اظهار داشت: باید به آنالیز جمعیت توجه و طی آن جامعه هدفمان را شناسایی کنیم و برای آن تعریفی داشته باشیم. آیا نیاز داریم کارگران بروند یا تجار. بعد از آن است که باید دید چه شهرهایی به طور ذاتی قرار است پذیرای جمعیت باشند. وی در ادامه به لزوم ایجاد جاذبه در شهرهای کشور اشاره کرد و افزود: باید جاذبههایی را در شهرهای کشور ایجاد کرد تا مردم نسبت به آن گرایش پیدا کنند و با رغبت از تهران خارج شوند. چرا که هیچ کس نمیتواند به مردم اجبار کند که از شهر خارج شوید یا اینکه فلان جا را برای زندگی شما در نظر گرفتهایم.
طلایی به عدم کارایی کلانشهرها در این طرح نیز گریزی زد و بیان داشت: هماکنون کلانشهرها از نظر مشکل چیزی از تهران کم ندارند. پس آنها نمیتوانند جزو گزینههایی برای جابهجایی جمعیت باشند بنابراین باید مکانیزمهای حل مسأله را با دقت بیشتری مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. از سوی دیگر این پروژه بسیار زمانبر است و در آن نیاز به یک سیاستگذاری علمی و کلی احساس میشود که اگر این دولت رفت و دولت بعدی آمد سنگاندازی شروع نشود و طرح به حالت مسکوت در نیاید. یقین داشته باشید که اگر دید به این موضوع تنها دید مدیریتی باشد کار به جایی نخواهد رسید و هیچ خروجی نخواهد داشت.
وی در ادامه به راهکارهای عملیاتیتر نیز اشاره کرد و افزود: ما باید تهران را به شهری اداری مبدل سازیم و خوابگاه ها را از آن خارج کنیم. با توجه به امکانات و زیرساختهایی که در تهران وجود دارد باید با یک خط انتقال جمعیت را به سمت ساوه و ابهر هدایت کنیم تا تهدیدات به کمترین حد خود برسد.
وی بیان داشت: ارائه هر طرح نیازمند نگاه مطالعه محور و جامع است که در آن دید مدیریت محور جایگاهی ندارد که اگر در این طرح نگاه مدیریتی نفوذ کند نباید چشمانتظار هیچ خروجی باشد.
هیأت دولت که گویی اولین قدم های خود را در زمینه جابهجایی جمعیت برداشته طبق مصوبهای برای کارمندانی که به شهرهای دیگر مهاجرت کنند امتیازاتی در نظر گرفته که براساس آن هرچه منطقه مورد نظر کارمند به مناطق محروم نزدیک تر باشد از خدمات بیشتری بهره میبرد. از سوی دیگر به کارمندانی که عزم مهاجرت را کردهاند این قول داده شد که حقوقشان از 25 تا 50 درصد افزایش خواهد یافت.
از سوی دیگر چندی پیش معاون نوسازی و تحول اداری معاونت توسعه مدیریت و منابع انسانی ریاست جمهوری از در دستور کار قرار گرفتن خروج 200 هزار کارمند همراه با خانوادههایشان از تهران خبر داده بود.
از سوی دیگر اسماعیل کوثری معاون اول کمیسیون امنیت ملی نیز در گفتوگو با «جوان» گفت: اگر رئیس جمهور از مردم میخواهد که 5 میلیون نفر به اختیار جابهجا شود، پس بیراه نیست چرا که کارشناسان زمینشناسی بر این باورند که وقوع زلزله در تهران بیخگوش ماست.
کوثری در ادامه افزود: آقای احمدینژاد با صراحت مردم را آگاه کرد و به نقش خود به عنوان یک مسؤول به درستی عمل کرد حال تصمیم با خود مردم است که بخواهند بروند یا بمانند.
در حالی که این عضو کمیسیون امنیت ملی ترک نکردن تهران را یک غفلت بزرگ معرفی میکند، خروج خود از تهران را به دور از ذهن دانست و گفت: من هیچ قوم و خویشی در شهرستان ندارم برای همین پای انتخاب خود ایستادهام و تبعاتش را میپذیریم همانطور که کسانی که میخواهند در تهران بمانند ضررهایش را به جان میخرند.
وی در ادامه به عدم تعریف بودجهای مجزا برای این طرح اشاره کرد و بیان داشت: منابع جابهجایی جمعیت با توجه به قولی که ریاست جمهور در افزایش حقوق و اعطای وام دادهاند از بودجه حوادث غیرمترقبه تأمین خواهد شد.
وی در این رابطه مشخص کرد که در صورت صرف این بودجه در راه جابهجایی جمعیت اگر حادثه دیگری از قبیل: سیل، زلزله و... به وقوع بپیوندد چه راهکاری در پیشروی قرار خواهد گرفت.
کوثری هرگونه هدر دادن وقت برای جاذبهسازی در شهرهای دیگر را غیر منطقی دانست و افزود: رئیس جمهور در حال امتیاز دادن به کارمندان است که این خود به عنوان جاذبه معرفی میشود. اگر ما بخواهیم زمان برای نزدیک کردن سطح دیگر شهرها به تهران خرج کنیم شاید حادثه آمده باشد و دیگر این صرف هزینهها به کار نیاید.
اما در مقابل نظرات موافق و مخالف این طرح چند سؤال در پیشروی قرار دارد که ضروریات دولت باید قبل از جابهجایی جمعیت برای آنها پاسخی یابد.
چه تضمینی وجود دارد جمعیتی که جابهجا شده پس از دریافت تسهیلات مجدداً به تهران باز نگردد؟
چرا دولت اقوام به خروج ساختار اداری خود از پایتخت نمیکند؟
ساختار اجرایی کشور از سازمانها و دستگاههای مختلفی تشکیل یافته که همزمان با خروج آنها از تهران جمعیت شاغل در آن سازمان از شهر خارج میشوند.
آیا معقولتر از جابهجایی جمعیت رسیدگی به بافتهای فرسوده نیست تا با صرف هزینه کمتر بار سنگین مالی ناشی از انجام این پروژه را از دوش کشور برداشت و از این طریق شهر را در مقابل زلزله مقاوم کرد. همان گونه که در دیگر کشورها رسیدگیها صورت گرفته و پروژهها در بهسازی ساخت معطوف شدهاند.