به گزارش خبرنگار «جوان»، شامگاه نوزدهم تیرماه سال 85 مرد جوانی که به شدت زخمی شده بود به بیمارستان شهید مفتح مراجعه کرد. کارکنان بیمارستان تلاش برای نجات مرد مجرد به نام «امین» را آغاز کردند، اما او به دلیل شدت جراحت تسلیم مرگ شد و مأموران پلیس از وقوع جنایت باخبر شدند.
مأموران پلیس با حضور در بیمارستان جوان همراه مقتول را بازداشت کردند. او به مأموران گفت که امین به ضرب چاقوی پسر عمویش به نام «خسرو» از پای درآمده است. تلاش برای رمزگشایی از پرونده تا دستگیری متهم در مخفیگاهش دنبال شد. او ارتکاب قتل را پذیرفت و درباره شب حادثه گفت: من به همراه پسر عمویم برای کار از شهرستان به تهران آمده بودیم. او همواره اسباب مزاحمت مرا فراهم میکرد. ما شبها را در محل کار میخوابیدیم و وی از هر وسیلهای برای ناراحتی من استفاده میکرد. به دلیل گرمی هوا شبها را در حیاط کارگاه میخوابیدیم. شب حادثه هنگام خواب او باز هم شروع به اذیت کردن من کرد. امین استکان چای داغ را به صورت من ریخت و من که به شدت خسته بودم به او پرخاش کردم. زمانی که دیدم او به اعتراض من توجه نمیکند با چاقویی که در ساک داشتم یک ضربه به او زدم.
با اعتراف متهم، او بیست و هشتم شهریور سال 86 در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران محاکمه و به قصاص محکوم شد. با اعتراض وکیل متهم به رأی دادگاه، پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و حکم قصاص از سوی شعبه 27 دیوان تأیید شد. براساس این گزارش، اولیای دم با اعلام دریافت 50 میلیون دیه رضایت خود را اعلام کردند. روز گذشته جلسه محاکمه متهم از جنبه عمومی در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسن تردست برگزار شد.
پس از آنکه سید حسینی، نماینده دادستان با خواندن متن کیفرخواست از جنبه عمومی تقاضای مجازات متهم را کرد، قاضی متهم را به جایگاه فراخواند و او را تفهیم اتهام کرد.
او اتهام قتل را پذیرفت و به دادگاه گفت: من چهار سال است که در زندان هستم. من 15 ساله و مشغول تحصیل بودم که برای تأمین مخارج زندگی از شهرستان راهی تهران شدم. برادرم معتاد بود و بر اثر اعتیاد فوت کرد، اما من در این چهار سال تغییرکردهام. قاضی تردست، متهم را متوجه عنایت به الطاف خداوند کرد و از او خواست برای مقتول طلب آمرزش نماید. متهم تحت تأثیر سخنان قاضی گفت: «مرا ببخشید. من قول میدهم نصایح شما را در زندگی الگوی خود قرار دهم. من در زندان تحصیلات خودم را ادامه دادم و دیپلم کامپیوتر گرفتم. من همواره برای آمرزش مرحوم قرآن میخوانم.» در ادامه جلسه، دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد و پس از مشاوره با مستشاران، متهم را به هفت سال حبس با احتساب ایام بازداشت و تعلیق مدت باقی مانده محکوم کرد.