علیرضا محمدی
غروب روز یکشنبه، دوم خرداد ماه 1389 سالن انتظار تالار وحدت تهران پر بود از جمعیتی با قومیتها و پوششهای مختلف. از ماموستا محمد آزاده کردستانی گرفته تا کیخسرو خادم پدر شهیدی از هموطنان زرتشتیمان، همگی برای بزرگداشت سوم خرداد روز ملی مقاومت، ایثار و پیروزی گرد هم آمده بودند و قرار بود تا دقایقی دیگر رئیس جمهور هم به این جمع اضافه شود و ششمین کنگره ملی تجلیل از ایثارگران آغاز به کار کند.
احمدینژاد با کمی تأخیر وارد سالن آمفی تئاتر شد و سر و صدای جماعت به احترام تلاوت قرآن فرونشست. جعفری، قاری بینالمللی، خود نیز فرزند شهید بود و به این ترتیب کنگرهای که در گوشه گوشهاش رد و پای ایثارگران نمایان بود، شروع رسمی خود را با تلاوت قرآن و پخش سرود ملی کشورمان اعلام کرد.
در ابتدای مراسم پیامهایی از امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب به مناسبت آزاد سازی خرمشهر و تجلیل از خانواده شهدا قرائت شد. نکتهای که در پیام امام(ره) بیش از همه جلوه نمایی میکرد، تأکید این رهبر فقید بر خدایی بودن فتح خرمشهر بود و اینکه مبادا این عنایت الهی باعث غرورمان شود. مقام معظم رهبری هم در سخنان خود در یکی از دیدارهایشان با خانوده شهدا، ارج و قرب آنها را تنها با خود شهدا قابل مقایسه دانسته بودند. خانوادههایی که اینک و در این مراسم تعداد زیادی از آنها در میان جمعیت به چشم میخوردند. مثل مادر شهید بهنام محمدی، جوانترین مدافع روزهای مقاومت خرمشهر که قاب عکس بهنام را طوری به سینه میفشرد که گویی فرزندش را در آغوش دارد.
اغلب برنامههای کنگره بیش از آنکه شنیداری باشند، دیداری بودند. پخش چند کلیپ و سپس نمایشی که به صورت نمادین آغاز جنگ تا فتح خرمشهر را در قابی زنده به حضار ارائه داد و مورد توجه زیادی نیز قرار گرفت.
اما «عزیزی» سراینده سرود معروف «ممد نبودی» که خود اهل خرمشهر است و رزمنده روزهای مقاومت، اولین سخنران کنگره بود که روی سن رفت و به تعریف چند خاطره پرداخت. عزیزی بیان شیوایی داشت و قبل از هر چیز خود را به طور کامل معرفی کرد. اینکه در خیابان نقدی خرمشهر به دنیا آمده و در مدرسه بایندور درس خوانده و در کجاها رشد کرده است. دلیل خوبی هم برای گفتن نام این اماکن داشت. دلیلی به اهمیت تاریخ خرمشهر: تمامی این نامهایی که گفتم همگی از کشتههای خرمشهر در زمان حمله متفقین به ایران هستند. شهر من حتی چند دهه قبل از شروع جنگ برای حفظ کشور شهید داده و تاریخ خرمشهر مملو از چنین نامهایی است.
خاطرههای «عزیزی» هم مانند مقدمه کلامش دلنشین بودند. به خصوص یادآوری روزی که برای انجام مأموریتی، مخفیانه کارون را برای رسیدن به بخش اشغالی خرمشهر شنا میکند و وقتی دستانش خاک خونین شهر را لمس میکنند: وقتی ناخواسته دو دستم خاک خرمشهر اشغالی را لمس کردند، با وجودی که هوا سرد بود، گرمایی به بدنم منتقل شد که یک آن احساس کردم دستانم از حرارت آن یک مشت خاک در حال سوختن هستند. آنجا به خوبی درک کردم که حتی یک وجب از خاک وطن ارزش دادن خونهای بسیاری را دارد.
تجربه آن شب عزیزی برای جمعی که او برایشان صحبت میکرد چندان غریبه نبود. مادران و پدران شهیدی که برای حفظ همین خاک عزیزترین کسانشان را فدا کرده بودند و حالا به دلواژههای شعرگونه «عزیزی» به دوستان شهیدش گوش میدادند:
یاران مدارایم کنید گاهی ترحم، من گم شدم در کوچههای بیترنم...
بعد از این بخش باز نوبت نمایشی دیگر بود که این بار به سبک و سیاق شبیه خوانی اجرا شد. همراه نقاله و دهل که داستان دو عباس را در برداشت. یکی عباس بن علی(ع) و دیگری عباسی از میان هزاران عباس این سرزمین که قدم در راه سرور شهیدان و برادر باوفایش ابوالفضل عباس(ع) گذاشتند و در طول هشت سال دفاع مقدس هر روز عاشورایی دیگر آفریدند.
صدیقه عظیمی نیا فرزند شهیدی از یزد دومین سخنران و البته دومین شاعری بود که روی سن رفت و خاطره و شعر را به هم آمیخت. خاطراتی از شهادت پدر و اشعاری که در فراق او سروده بود:
از خدامه که یه روز سر زده از راه برسی، پشت در بلند بگی بچهها نیست تو خونه هیچ کسی. . .
اشعار عظیمی نیا آن قدر به دل حضار خوش نشست که صدای گریه از جای جای سالن به گوش میرسید. اینجا هم درد مشترک بود و این بار هم خانوادههای شهدای حاضر در کنگره بهتر از هر کس دیگری احساس نهفته در اشعار این دختر شهید را درک میکردند.
هم آوازی گروه نغمه صبا که همگی از فرزندان شهدا و از استان گلستان بودند، بهترین مکمل فضای معنوی ایجاد شده در مراسم بود که به عنوان برنامه بعدی اجرا شد. سپس مهندس زریبافان، معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید و ایثارگران که متولی اصلی برگزاری این کنگره است، به ایراد سخنرانی پرداخت.
زریبافان پس از عرض خیر مقدم به رئیس جمهور، مقامات کشوری و لشکری حاضر در مراسم و نیز ایثارگران و خانوادههای شهدا، گفت: خرمشهر را خدا آزاد کرد، همان طور که نظام اسلامی را خدا حفظ میکند. اما رمز توجه الهی به این کشور و نظام چیست؟ اگر خدا انقلاب ما را به پیروزی رساند به خاطر رهبری بود که خالصانه برای اعتلای احکام الهی تلاش میکرد و در این راه به چیز دیگری فکر نمیکرد. خدا، حافظ این نظام است؛ چرا که مردم به چنین رهبری اقتدا میکردند و اینک نیز رهبر معظم ما راهی را ادامه میدهد که به تأسی از امام عصر خود است و ملت ما نیز پیرو چنین رهبری هستند.
با پخش کلیپی که در واقع تاریخ مصور خرمشهر بود و وضعیت این شهر را در قبل، آغاز، حین و بعد از جنگ نشان میداد، مراسم به بخش اصلی خود یعنی اهدای نشان و تندیس ایثار به خانوادههای شهدا و ایثارگران توسط رئیس جمهور رسید.
این برنامه خود به دو بخش تقسیم میشد. در بخش اول نشان ملی ایثار به خانمها: عبد یزدان مادر شهیدان حسن و علیرضا سلمان زادگان از اصفهان، صدیقه کرباسیون مادر شهیدان سید عباس و سید مهدی شاطرباشی و همچنین مادر جانباز علی شاطرباشی از اصفهان، نجمه عبادی همسر شهید سید علی اینانلو و مادر شهیدان محمد و محمود اینانلو از استان تهران و بالاخره فاطمه کامرانی مادر شهیدان محمد حسن و محمد حسین بیدگلی از سمنان اهدا شد.
نکته حائز اهمیت در این قسمت صحبتهای چند دقیقهای یکی از مادران شهید با رئیس جمهور بود که احمدی نژاد با حوصله آن را پی گرفت و به همین خاطر تا حدودی آغاز بخش دوم که اهدای تندیس ایثار به دیگر ایثارگران بود، به طول انجامید.
اما در بخش اهدای تندیس ایثار تنوع زیادی در میان ایثارگران دیده میشد. افرادی از قومیتها و مذاهب مختلف:
سنجی ریگی همسر شهید محمد صالح ریگی و مادر دو شهید از استان سیستان و بلوچستان، طعیمه صدر پدر شهیدان عبدالزهرا و علی صدر از خوزستان، سید راضیه مکی همسر جانباز و مادر دو شهید، زهرا زنگی آبادی همسر شهید محمد حسین نامجو، علی نقی سرپناه سورکوهی فرزند سردار شهید محمد تقی سرپناه سورکوهی از گیلان، ارسلان خالدی فرزند شهید اردشیر خالدی از چهارمحال و بختیاری، دکتر سید ناصر عمادی جانباز 50 درصد از مازندران، معصومه ملکی همسر جانباز 70 درصد اسماعیل اصل نجفی و همچنین خواهر جانباز 70 درصد امیرعلی ملکی، حوا لشکری همسر شهید سردار حسین لشکری، قنبر علی سیمارستای جانباز، آزاده و برادر شهید، هدیه آماده همسر آزاده مراد نوری، یونس شکری مبارز انقلابی و زندان سیاسی در بند رژیم طاغوت، ماموستا محمد مبارز انقلابی و زندان سیاسی در بند رژیم طاغوت و همچنین جانباز 15 درصد از استان کردستان، شیخ مصطفی رهنما آزاده سیاسی و جانباز 35 درصد، خانم سلوارت اووانسیان همسر شهید و همچنین مادر شهید ادموند از هموطنان ارمنی، کیخسرو خادم پدر شهید از هموطنان زرتشتی، داوود عامری هنرمند عکاس و جانباز 70 درصد، سید اعظم حسینی نویسنده کتاب دا، طیبه تابش مادر سردار شهید حسین خرازی از اصفهان، مادر شهید بهنام محمدی جوانترین شهید روزهای مقاومت خرمشهر، همسر شهید شیخ شریف قنوتی و بالاخره زکیه اهوازیان و رسمیه اهوازیان مادر و همسر شهید سرلشکر پاسدار علی هاشمی که پیکر مطهرش به تازگی به ایران منتقل شده است، افرادی بودند که تندیس ایثار از سوی رئیس جمهور به آنها اهدا شد.
در پایان این بخش احمدی نژاد از پنج جلد کتاب فرهنگ اعلام شهادت و یک جلد کتاب وصایای شهدا رونمایی کرد و با توجه به طول کشیدن مراسم، کوتاهترین سخنرانی عمرش را انجام داد.
رئیس جمهور مانند همیشه ابتدای سخنانش را به دعای ظهور امام زمان(عج) اختصاص داد و سپس گفت: میخواهم یک جمله از زبان خودم و شما به شهدا بگویم: با آگاهی برآمده از ایمانتان شرایط زمان و مسؤولیت و حساسیت را شناختید و وظیفه تاریخی خود را انجام دادید. اکنون 30 سال از آغاز جنگ و 22 سال از پایان آن میگذرد. ما اینجا هستیم تا بگوییم که راه شما زنده است. با شما هستیم و تا آخر مسیر شهدا را ادامه خواهیم داد. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
حاشیههای مراسم
* وجود جانبازان در جای جای سالن جلوه خاصی به مراسم بخشیده بود.
*اهدای نشان تنها از سوی رئیس جمهور صورت نگرفت و برخی از مادران شهید عکس فرزندان خود را به او هدیه دادند.
* ورود رئیس جمهور به سالن در میان شعارهای حضار در حمایت از او صورت گرفت.
* قبل از سخنان احمدی نژاد یک جانباز از جا برخاست و به طور شفاهی مشکلاتش را با رئیس جمهور مطرح کرد.
* سخنان کوتاه رئیس جمهور در نوع خود رکوردی محسوب میشد.