به گزارش خبرنگار «جوان»، نیمه شب هفتم شهریور سال 84 کارکنان بیمارستان حضرت رسول، مأموران کلانتری 18 ستارخان را از حضور مرد جوانی به نام «احمد» که بر اثر اصابت چاقو به شدت مجروح شده بود با خبر کردند. در تحقیقات مقدماتی احمد به مأموران پلیس گفت که به ضرب چاقوی مرد قصابی به نام «امید» مجروح شده است.
تیم پزشکی بیمارستان تلاش برای نجات او را آغاز کردند اما احمد بر اثر شدت جراحت تسلیم مرگ شد.
تلاش کارآگاهان پلیس برای شناسایی متهم به قتل آغاز و او چند روز پس از جنایت دستگیر شد.
امید ارتکاب قتل را پذیرفت، اما ادعا کرد که برای ترساندن مقتول از چاقو استفاده کرده است. متهم روز گذشته در شعبه 113 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی محمد سلطان همت یار و چهار مستشار دادگاه محاکمه شد. از آنجایی که خانواده اولیای دم با دریافت دیه اعلام رضایت کرده بودند، روشن، نماینده دادستان از دادگاه خواست که متهم از جنبه عمومی جرم محاکمه و مجازات شود.
قصاب در جایگاه
قاضی متهم را به جایگاه تفهیم اتهام فراخواند. او اتهام قتل را پذیرفت و خطاب به دادگاه گفت: برای مجازات خود تقاضای بخشش دارم.
او گفت: مقتول مدتی را به عنوان صندوقدار در مغازه من کار میکرد. من از شهرستان به تهران آمده بودم و قصد داشتم که با تلاش، خانوادهام را سرپرستی کنم. برادر مقتول هم در مغازهای در همسایگی من کارگری میکرد. من دریافتم احمد معتاد به شیشه و مواد روانگردان است. او گفت: من از او خواستم یا مواد را ترک کند یا محل کار را و او راه دوم را انتخاب کرد. با اخراج او مزاحمتهایش برای من شروع شد. احمد مقابل مغازه من میآمد و ادعا میکرد که از من طلبکار است. او ادعا کرد که من 35 هزار تومان به او بدهکارم. من از او درخواست کردم که بیاید با یکدیگر حرف بزنیم، شاید بیشتر هم بدهکار باشم. متهم گفت: مقتول شروع به فحاشی کرد و در مقابل مردم و مشتریان حرمت خانواده مرا شکست. برادر مقتول هم نزد من آمد و ادعا کرد که برادرش بارها از مغازه من دزدی کرده است. مقتول نیز در روز حادثه اعتراف کرد که از مغازهام دزدی کرده و باز هم به کار خود ادامه خواهد داد. من به سراغ دخل مغازه رفتم و آنچه داخل آن بود را به طبقه بالایی بردم.
او نیم ساعتی مقابل مغازهام فحاشی کرد و من از همسایگان درخواست کرده بودم که به شرارت او پایان دهند. او شیشه کشیده بود و قصد ایجاد مزاحمت را داشت. با فرا رسیدن شب من قصد تعطیل کردن مغازه را داشتم. احمد همچنان داشت برای من ایجاد مزاحمت میکرد. من هنگام خارج شدن از مغازه چاقویی با خودم برداشتم. تصور کردم که با دیدن چاقو او نیز راهش را بکشد و برود.
متهم در ادامه گفت: احمد با دیدن چاقو شیشه مغازهام را شکست و به من حمله کرد. در حالی که خم شده بود چاقو به او خورد. من اصلاً قصد زدن او را نداشتم که به یکباره دیدم او و برادرش خوشحال شدند. برادرش مرتب میگفت: خوب شد و حالا از شما دیه میگیریم. متهم در ادامه گفت من با دیدن خون ترسیدم و اطمینان داشتم که او را به بیمارستان میرسانند، از همین رو از محل متواری شدم. من تصور نمیکردم که او به قتل برسد و از دادگاه تقاضای بخشش دارم.
در ادامه جلسه دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد و پس از مشاوره با مستشاران دادگاه و با توجه به اعلام رضایت اولیای دم، متهم را به پنج سال حبس محکوم کرد.