دور دوم مذاکرات راهبردی بین چین و آمریکا به نام مذاکرات استراتژیک و اقتصادی، 24 و 25 می در پکن برگزار شد. در این مذاکرات هیأت بلند پایهای از آمریکا شامل هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه، تیموتی گیتنر وزیر خزانهداری، بن برنانکی رئیس بانک مرکزی، به همراه نمایندگان 16 سازمان آمریکایی وارد پکن شدند تا با هیأت چینی به سرپرستی وانگ چیشان، معاون نخست وزیر، و دای بینگ گوا، عضو ارشد شورای دولتی، دیدار و مذاکره کنند. نخستین دور مذاکرات راهبردی بین دو کشور تحت عنوان مذاکرات استراتژیک اقتصادی، در جولای سال گذشته میلادی برگزار شد و این دور از مذاکرات نیز همانند دور قبل حول محورهایی همچون نرخ مبادله ارز، مبادلات تجاری طرفین و محدودیتهای موجود، تکنولوژی و فناوری بومی و همکاری در زمینههایی همانند انرژی پاک و مسائل زیست محیطی انجام شد. هر چند که مذاکرات راهبردی به منظور تنش زدایی بین دو کشور در مسائل اساسی اقتصادی و تکنولوژیکی بین دو کشور انجام میگیرد و از این رو، راهکاری در جهت ممانعت از اختلافات بیشتر دانسته می شود، اما دامنه و عمق اختلافات بین دو کشور نشان داد که امید هیأت بلند پایه آمریکایی به گرفتن نتایجی مثبت از این دور نتوانست محقق شود.
در واقع، اختلاف نظر بین دو کشور در زمینههای راهبردی آنچنان است که حتی کارشناسان آمریکایی نیز قبل از این دور چندان امیدی به ثمر بخش بودن آن نداشتند. برای مثال، چهار نفر از کارشناسان اقتصادی، امنیتی و سیاسی شورای روابط خارجی آمریکا در مقالهای تحت عنوان مذاکرات سنگین آمریکا-چین، به تحلیل این دور از مذاکرات پرداختند. هر یک از این چهار نفر با توجه به زمینههای تخصصی خود این دور از مذاکرات را مورد ارزیابی قرار داده و می توان گفت که هر یک نتیجهای مشابه دیگری را بیان کرده است. ایوان فایگنبوم، کارشناس آسیای میانه و شرق و جنوب آسیا، با وجود تایید اولویت بندیهای هیلاری کلینتون در مورد کره شمالی، ایران و وضعیت افغانستان و پاکستان در این مذاکرات، اما نسبت به دستیابی نقاط مشترک بین واشنگتن و پکن در این زمینهها تردید دارد. آدام سگال، کارشناس در تروریسم و امنیت ملی، به نگرانیهای آمریکای در زمینه فناوری بومی چینی پرداخته و به نظر وی بعید است که در این زمینه تغییری حاصل شود. اشتفان دوناوی، کارشناس اقتصاد بینالملل، به موضوع نرخ مبادله ارز در این مذاکرات پرداخته و معتقد است که این موضوع پشت درهای بسته به بحث گذاشته خواهد شد اما روشن نیست که چین حاضر به تجدید نظر شود. الیزابت اکونومی، کارشناس در مطالعات آسیایی، این دور مذاکرات را برای تبادل نظرات و مشارکت در اموری از قبیل تکنولوژی انرژی پاک مهم دانسته اما در عین حال معتقد است که نمی توان انتظار نتایجی عینی از آن را داشت.
جیمز اشتاینبرگ، معاون وزارت خارجه آمریکا، در اوایل ماه جاری از برنامه ایالات متحده برای تبدیل این مذاکرات به رویدادی مؤثر برای تبدیل مسائل به اموری مشخص وقابل مدیریت سخن گفته بود تا آنکه مناقشه با چین سر و سامانی پیدا کند. اما بر خلاف انتظار وی و بنابر پیش بینی کارشناسان، این دور از مذاکرات به جای رسیدن به چنین نتیجهای، به زمینههای پر تنش سیاسی کشیده شد تا آنجا که محورهای اصلی مذاکرات تحتالشعاع آنها قرار گرفت. در این بین، موضوع غرق شدن کشتی کره جنوبی و اتهامهای این کشور به همراه آمریکا بر علیه کره شمالی نقش بسیاری داشت و بر کل روند مذاکرات سایه انداخت. هیلاری کلینتون سعی کرد تا از این موضوع برای تحت تاثیر قرار دادن طرفهای چینی استفاده کند اما چینیها نه تنها با او همراهی نکرده، بلکه بر خلاف تبلیغات شدید کره جنوبی و مقامات آمریکایی فقط طرفین را به حفظ خویشتنداری دعوت کردند. دای بینگ گوا بر خلاف سخنان تحریک آمیز کلینتون در این زمینه، بر مخالفت چین با تحریک به جنگ تأکید کرد و گفت: «در جهان امروز هیچ تلاشی برای تحریک متقابل یا جنگ اعم از یک جنگ تمام عیار، جنگ سرد یا حتی یک جنگ گرم پذیرفته نیست».
تعیین اولویت بندی سهگانه کره شمالی، ایران و شرایط افغانستان و پاکستان از سوی کلینتون در قبل از سفر به پکن نشان دهنده برنامه ریزی او برای کشاندن مذاکرات به سمت و سوی موضوعات سیاسی است. هر چند که او سعی کرد تا از تنش به وجود آمده بین دو کره کمال استفاده را بکند اما طرف چینی نه تنها متاثر از این جریان نشد، بلکه از آن برای بیان مواضع اصولی خود استفاده کرد. هو جین تائو در سخنان خود تنها بر «مسئولیتهای مشترک آمریکا و چین برای مدیریت کانونهای بحران منطقهای و حفاظت از صلح و امنیت جهانی» تأکید کرد تا چین را به عنوان قدرتی برابر با آمریکا در این زمینهها معرفی کرده باشد و از این رو، در زمینه روابط بین دو کشور از «شرایط برد- برد» یاد کرد که بر مبنای آن دو «طرف به یکدیگر به عنوان شریک بنگرند، نه رقیب». در واقع، راند دوم مذاکرات چین و آمریکا به صحنه زورآزمایی دو کشور مبدل شد و بازی سیاسی آمریکا نتوانست امتیازهای مورد نظر خود را از رقیب بگیرد و طرف چینی نیز نشان داد که از آمادگی لازم برای مدیریت تقابل برخوردار است.