کد خبر: 391112
تاریخ انتشار: ۰۸ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۰:۳۱
محمد صادق زمانی - شاید روزی که «مانکن‌های مجسمه‌ای» پشت بوتیک‌های پایتخت ظاهر شدند و آرام و خزنده پایشان به شهرهای دیگر ایران هم باز شد کمتر کسی به این نکته فکر می‌کرد که این مانکن‌های بی‌جان، روزی جان بگیرند و در سطح شهرها پرسه بزنند. شاید آن روزها کسی این آینده‌نگری را نداشت که این مجسمه‌های بی روح می‌توانند در آینده‌ای نزدیک، روح و روان تعدادی از جاندارهای جوان و حتی بزرگسال را پریشان کرده و از «خودیت» به سمت «بی‌خودیت» بکشانند.
شاید آن روزها کسی حاضر نبود باور کند که این مانکن‌های مجسمه‌ای- روزی از همین روزها- در روح تعدادی از جوانان دختر و پسر حلول کرده و با تسخیر روان آنان، به جسم بی‌جان خود جان می‌بخشند. کسی فکرش را هم نمی‌کرد که برای مانکن‌های متحرک در شرکت‌های خصوصی حقوق مضاعف در نظر گرفته شود!
چه کسی فکرش را می‌کرد که این مجسمه‌ها وقتی جان بگیرند مطب جراحان بینی و زیبایی هم مملو از شورشگرانی می‌شود که علیه ظاهر خود سر به آشوب برداشته‌اند؟
ولی مهمتر از همه این «فکر نکردن‌ها و ندانستن‌ها»، این بود که کسی از سازنده‌ها و توزیع کننده‌های مانکن‌ها چیزی نپرسید. هیچ کس روی این موضوع دست که هیچ، حتی انگشت هم نگذاشت که پشت مانکن‌های مجسمه ای به چه کسانی و به کجا گرم است؟ کسی هم پاسخ نداد که چه کسانی با ساخت و توزیع مانکن‌های مجسمه ای به دنبال آفرینش مانکن‌های سیار و جاندار هستند؟
اما آن چه نباید می‌شد، شد و مانکن‌ها جان گرفتند! آن قدر جان گرفتند که روز گذشته عزت الله ضرغامی، ‌رئیس سازمان صدا و سیما مانکن‌ها را «پیاده نظام جنگ نرم دشمن» خواند و برخورد با آنان را ضروری دانست.
تعداد مانکن‌ها اگر چه اندک است اما فراموش نکنیم در صحنه‌های اجتماعی، سوژه‌هایی بیشتر به چشم می‌آیند که «تابلو» شده باشند. از این منظر، تابلوها ظهور و بروز بیشتری برای دیده شدن و جلب توجه کردن دارند. تابلوها می‌خواهند و اصرار دارند که دیده شوند. این قشر زرد اجتماع اگر دیده نشوند می‌میرند، جان می‌دهند و در درونشان زلزله‌ای به مقیاس 9 ریشتر به وقوع می‌پیوندد. در مقابل، وقتی فرد دیگری را می‌بینند که به جرگه آنان پیوسته است تلاش می‌کنند «مانکن‌تر» باشند! این قشر زرد اجتماع را باید از چند چیز شناخت: آرایش غلیظ، هیکل‌های لاغر و شکننده، مانتوهای کوتاه و تنگ و در بعضی‌هایشان بینی‌های جراحی شده. آنها ترکیبی از چند مغازه و یک مطب هستند: مغازه لوازم آرایشی، بوتیک و مطب جراحی زیبایی.
مانکن‌ها با پرسه زدن در خیابان‌ها، اماکن عمومی، پارک‌ها و رستوران‌ها مانکن شدن را تبلیغ می‌کنند. آنها در پی ترسیم و ساخت تابلوهای جدید هستند. بقای مانکن‌ها به بیشتر شدن تعداد آنهاست. به همین دلیل است که تکنیک «تکثیر» را آموزش دیده‌اند؛ تکثیر، تکثیر و باز هم تکثیر.
حتی بیماری «بولیمیا» نیز توانا به پیشگیری از تکثیر آنان نیست. بولیمیا یک بیماری و اختلال ذهنی است که مانکن‌ها به آن دچار می‌شوند. این بیماری سیستم گوارش مانکن‌ها را بیمار می‌کند. عفونت ریوی، تورم، اختلال در ضربان قلب و افسردگی از شایع ترین علائم بولیمیا به شمار می‌رود. با این حال، این بیماری هم نمی‌تواند از تکثیر «ویروس مانکن شدن» پیشگیری کند چرا که مانکن‌ها پس از مدتی به این وضعیت معتاد می‌شوند. اعتیاد به مانکن بودن در این افراد به اندازه ای شدید می‌شود که باید برای ترک دادن آنها کمپ مجاز ترک اعتیاد ساخت.



نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار