
درهمان حال که ژنرال پترائوس بیشرمانه خبر از اعزام تیمهای جاسوسی و خرابکاری به کشورهای هدف آمریکا از جمله جمهوری اسلامی میدهد و وزیر دورهگرد خارجه آمریکا برای قانع کردن اعضای شورای امنیت سازمان ملل متحد درحال رایزنی است تا با صدور قطعنامهای، فشار علیه جمهوری اسلامی را تشدید نمایند، سران فتنه رنگی نیز دور جدیدی از فعالیتها و اقدامات خود را برای آنچه «فشار قوی برای امتیازگیری ممکن» مینامند، آغاز کردهاند.
این اقدامات عبارتند از: دیدار با زندانیان آزاد شده حوادث پس از انتخابات و یا خانوادههای افراد زندانی، مصاحبه با رسانههای بیگانه، سخنرانی در بین جمعیتهای اجارهای یا فراخوان شده که نماینده اقشار گوناگون نامیده میشوند، مصاحبههای مهندسی شده و با زمانبندی و شیب از قبل طراحی شده، سیاهنماییها و تهمتزنیها علیه نظام، اهانت علیه مقدسات و تحریک برای درگیری و رادیکالیزه ساختن فضای سیاسی برای شروع و ادامه درگیریها و تبدیل آن به اغتشاشات خیابانی در سالگرد انتخابات که قبل از این برگزاری آن را هم
وعده داده بودند.
همچنین براساس برخی اخبار منتسب به محافل داخلی جریان فتنه، دستورالعملهایی برای بحرانآفرینی به بهانه دروغهای ادعایی کروبی و میرحسین موسوی در روزهای 22 و 25 خرداد و ادامه آشوبها تا 18 تیرماه تهیه شده که در آن موضوعات اقتصادی و بهطور خاص شوک احتمالی ناشی از اجرای قانون هدفمندی یارانهها نیز مورد توجه قرار گرفته است.
به موازات اقدامات داخلی، جریان فتنه با توجیه آقازادهای مرتبط با خویش و اعزام او به خارج از کشور درصدد ایجاد پایگاهی خارج از کشور برآمده که اولین هماندیشی هستههای سبز را در مالزی، با قرائت پیام همسر میرحسین موسوی برگزار کرده که برخی آن را شبیه اقدامات همسر مسعود رجوی در برپایی پادگان اشرف در عراق دانستهاند.
جالب اینکه فرقه نفاق هم برای نشان دادن چهرهای مترقی و روزپسند از خویش هدایت و فرماندهی بیشتر امور پادگان اشرف را در اختیار زنان این فرقه قرار داده بود.
اما جالبتر اینکه برخی از چهرههای سیاسی با مطرح نمودن جریان سوم یا درخواست از رسانه ملی بهضرورت کمک به فریبکاران و فتنهانگیزان برای بازگشت به نظام تأکید دارند که ناشی از نوعی خوشخیالی یا پذیرش سفارش برای نجات اصحاب فتنه است حال آنکه متأسفانه این جریان توجهی به فرصتهای ارائه شده از سوی نظام مقدس جمهوری اسلامی برای توبه و بازگشت نکرده و در توهمات ذهنی خویش آن را برضعف نظام حمل کرده و تنها جنایات و خیانتهای خود را
تشدید نمودند.
شهید نامیدن تروریستهای معدوم وابسته به گروهک محارب پژاک و رعد از سوی کروبی، زهره کاظمی(زهرا رهنورد) و همسرش و تلاش آنان برای ادامه فتنهجویی، پاسخ این قبیل اشخاص خوشباوری است که لجبازی و خیانت سران فتنه را ناشی از تقابل و مقاومت در برابر برخی بیاعتناییها و مقابلهها میدانند، حال آنکه پروندهسازی علیه انتخابات و اهانت به نظام و مردم ماهها قبل از انتخابات باطرح تقلب و برپایی کمیته صیانت از آرا دنبال میشد و اعلام خویش به عنوان برنده قطعی انتخابات از سوی همسر زهرا رهنورد در شامگاه 22خرداد درهمان حین انتخابات و قبل از شروع شمارش آرای مردم صورت گرفت که در واقع رمز آشوبها و اغتشاشات پس از انتخابات بود.
اینک باتوجه به تجارب قبلی و ماهیت سران فتنه لازم است مسئولان امنیتی و قضایی قبل از آنکه دیر شود و آتش فتنه و آشوب به منافع و مصالح مردم و نظام لطمه زند، دست به اقدام شوند و چشم فتنه را از حدقه بیرون آورند.
آیا باید آزموده قبلی دوباره به آزمایش گذاشته شده و خون دهها بیگناه برزمین ریخته و میلیاردها تومان خسارت به اموال مردم و بیتالمال وارد آید تا اقدام عملی در برابر فتنهجویان در دستور کار قرار گیرد؟ راه از بین بردن توهم ذهنی سران فتنه ترکاندن حباب فتنه است که در این صورت و دیدن هزینههای غنودن در آغوش توهم آنان را وادار به پذیرش واقعیت و اجتناب از آشوبگری میسازد، همانگونه که پس از احساس جدیت نظام در برخورد با اغتشاشگران، پس از حادثه تلخ عاشورا، جریان فتنه
به کما رفت.