کد خبر: 390990
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۱۸:۳۹

شهید شریف قنوتی درسال 1313 در اروندکنار از توابع آبادان دیده به جهان گشود.منبرهایش کوبنده و حماسی بود.با کمال شهامت و شجاعت در منبرهایش شاه را مرجانه خطاب می‌کرد و به او یزیدبن معاویه دوم می‌گفت.
چندین‌بار خرمشهر را از خطر سقوط نجات داد و عراقی‌ها را به عقب راند.شیخ شریف در همه صحنه‌ها حضور داشت، از حمل مجروحین و شهدا گرفته تا رساندن آب و غذا به خرمشهر، تا آنجا که به او سقای خونین‌شهر لقب دادند.هرکس هرچه می‌خواست، سراغ شیخ شریف را می‌گرفت. هرکجا عراق هجوم می‌آورد، به شیخ شریف اطلاع می‌دادند تا او نیروهایش را به مقابله با عراقی‌ها بفرستد.شیخ شریف در جنگ از همه جلوتر بود؛ به گونه‌ای که رزمندگان همیشه ده تا دوازده قدم از شیخ عقب‌تر بودند.در جهاد کسی بر او پیشی نمی‌گرفت؛ عراقی‌ها می‌گفتند اگر دستمان به شیخ شریف برسد، او را قطعه قطعه می‌کنیم.
سرانجام در روز 24مهرماه 1359 ساعت حدود 12:30 بعداز نماز ظهر و عصر در خیابان چهل متری خرمشهر نزدیک مقر گروه الله اکبر خودرو وانت وی در کمین مزدوران عراقی قرار گرفت و ماشین او را به گلوله بستند.حدود 7 تا 8 گلوله به بدن شیخ اصابت کرد.در کوچه بعدی ماشین را با (آر پی جی) هدف قرار دادند، ماشین واژگون شد و دوباره به روی سقف غلطید و به حال اول برگشت.عراقی‌ها شیخ را محاصره کردند.پنج نفر سراغ همرزم و راننده شیخ، «رضا آلبوغبیش» رفتند و 21نفر سراغ شیخ آمدند.غبار لباس‌ها و کفش‌های شیخ، حالاپر از خون شده بود.یک روحانی مجروح با وجود اصابت چندین گلوله در بدنش، اکنون بعد از 62 روز مقاومت و بی‌خوابی در برابر دشمن، به اسارت گرفته شده است. بعثی‌ها اول عمامه‌اش را برداشته و آن را روی سرنیزه گذاشتند و اطرافش رقص و پایکوبی کردند و نعره زدند: اسرنا الخمینی (ما یک خمینی را اسیر کردیم). او را می‌زدند و به زمین می‌انداختند، اما او بلند می‌شد و فریاد می‌کشید، در این هنگام هم دست از تبلیغ و ارشاد برنمی‌داشت، با عربی فصیح روبه عراقی‌ها کرد و گفت: امروز یزید زمان، صدام است و حسین زمان، خمینی، از بیرق یزید بیرون بیایید و زیر پرچم حسین (علیه السلام) قرار بگیرید.
ناگهان در این هنگام فرمانده سیه‌چهره و بلندقد عراقی‌ها با سرنیزه کلاشینکف به سمت شیخ حمله ور شد و سرنیزه را به شقیقه شیخ فرو کرد.از شیخ فقط تکبیر و آیه استرجاع «انا لله و انا الیه راجعون» شنیده می‌شد.شیخ درحالی که ایستاده بود، کاسه سرش را برداشتند؛ مغز سر شیخ بر روی آسفالت داغ خیابان چهل متری خرمشهر افتاد و سپس جسم بی‌جانش روی زمین قرار گرفت.
روز 24 مهر با خون شیخ و یارانش خرمشهر، خونین شهر شد. جسد مطهر شیخ با حمله مدافعان اسلام از صدامیان پس گرفته شد و در روز 27مهر 1359 آن بدن مطهر با قبای خونین ـ که حالا کفنش شده بود ـ در قبرستان شهدای آبادان، قطعه شهدای خرمشهر در میان یارانش غریبانه دفن شد تا برای همیشه مزارش میعادگاه عاشقان و آزادگان باشد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار