کد خبر: 390952
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۲۰:۰۶
سرتیپ دوم خلبان سیاوش مشیری در گفت‌وگو با «جوان»
مصطفی خدابخشی
آزادسازی خرمشهر به عنوان نماد پیوستگی نیروهای مسلح ایران با دیگر اجزای جامعه برگ زرینی است که نه تنها از آن می‌توان در تاریخ معاصر بسیار نوشت و گفت بلکه در آینده نیز می‌توان آن را نمادی از ایثار و پافشاری به نسل آتی معرفی نمود.
برای آشنایی با چند و چون سقوط خرمشهر و مراحل بازپس‌گیری آن گفت‌وگویی با سرتیپ دوم خلبان ستاد بازنشسته سیاوش مشیری ترتیب دادیم. وی که در سال 53 وارد نیروی هوایی شد در سال 86 بازنشسته و در مرکز مطالعات و تحقیقات نیروی هوایی جهت تدوین تاریخ جنگ مشغول به فعالیت شد.
آنچه می‌خوانید حاصل گفت‌وگوی ما با اوست.

امیر! ‌در ابتدا بگذارید تعریفی از دلایل درگیری عراق با ایران داشته باشیم و سپس وارد موضوع شویم. به نظر شما علت هجمه عراق به ایران چه بود؟
اگر نگاهی اجمالی به کشور عراق داشته باشیم به این نتیجه خواهیم رسید که این کشور حاصل نوع نگرش جهان است که هنوز عمر آن به 100 سال هم نرسیده است عدم وجود آبراهه مناسب باعث شده بود این کشور هر از چند گاهی درگیری‌هایی را با ایران داشته باشد، این درگیری‌ها کار را به جایی رساند که قرارداد الجزیره بسته شود و خط تالوگ در رودخانه اروند مرز دو کشور تلقی شود. صدام با امضای این قرارداد احساس ضعف کرد و به دنبال انتقام برآمد. از طرف دیگر از آنجایی که دکترین انقلاب با شیوه‌‌های مداخله‌جویانه این قدرت‌ها در تضاد بود کشورهای جهان به اجماع رسیدند تا علیه ایران اقدام کنند. با بررسی‌های صورت گرفته صدام به عنوان بهترین گزینه در حمله به ایران انتخاب شد. صدام که توان رزمی کشور را بسیار پایین می‌دید. حمله خود را به کشور ما آغاز کرد و جنایات بی‌شماری را رقم زد.
یک نیروی نظامی همانطور که از نامش برمی‌آید باید از نظم خاصی برخوردار باشد در حالی که چنین نظمی در نیروهای ما به چشم نمی‌خورد و همین شد که عراق به سادگی در کشور ما نفوذ کرد.
آیا نیروی هوایی در ابتدایی‌ترین روزهای جنگ از توان دفاعی برخوردار بود؟
با انقلاب سال 57 دگردیسی عظیمی در نیروهای نظامی به وجود آمد. یکسری از سران خودفروخته متواری و عده‌ای دیگر به دار مجازات آویخته شدند. از طرف دیگر نیروی هوایی که در زمان شاه نیروی هوایی شاهنشاهی خوانده می‌شد هیچ گونه استقلالی از خود نداشت و به کلی وابسته به آمریکا بود که با پیروزی انقلاب نیروی هوایی به یک نیروی بی‌پشتوانه تسلیحاتی مبدل شد. در مجموع باید گفت، نیروی هوایی یک نیروی استراتژیک است که این تعریف در زمان شاه برای ما معنایی نداشت و هیچ گونه آزادی عملی نداشتیم. حال شما لحاظ کنید در چنین شرایطی چگونه باید به سراغ جنگ می‌رفتیم. وقتی برای ما فلظ استراتژیک تعریف نشده بود بالطبع ما ابزار استراتژیک هم در اختیار نداشتیم و به جرأت می‌توان گفت که در روزهای اولیه جنگ تنها ما توان بهره‌مندی از 33 درصد نیرو را داشتیم. با تمام این اوصاف در روز اول مهر عملیات معروف 140 فروندی را انجام دادیم و در طول سه روز ابتدایی 365 سورتی پرواز شکاری را در دستور کار تعریف کردیم.
در روز اول جنگ برای اینکه ثابت کنیم که هستیم و هنوز توان دفاعیمان را از دست نداده‌ایم به دو دسته چهار فروندی از پایگاه‌های همدان و بوشهر به عراق زدیم تا شاید درگیری در همین نقطه پایان یابد و سه هزار روز هزینه و خون بر دوش کشور نیفتد.
در آن زمان شهید فکوری فرماندهی نیروی هوایی را بر عهده داشتند، رویکرد ایشان چگونه بود؟
ما برای اولین بار بحث عمل‌کنندگی استراتژیک را از زبان ایشان شنیدیم. وی بر این اعتقاد بود که چرخ جنگ عراق را باید متوقف کرد. برای همین حمله به پالایشگاه‌ها، بنادر، کارخانجات برق و ... را در دستور کار قرارداد تا اقتصاد عراق را فلج کند. این رویکرد به حدی تأثیرگذار بود که عراق توان صادرات 5/3 میلیون بشکه‌ای‌اش در روز به 250 هزار بشکه تقلیل یافت. از طرف دیگر ضربه زدن به هواپیماها و پایگاه‌های هوایی دشمن دستور دیگری بود که برای نیرو دیکته شده بود که از مشهورترین عملیات‌ها در این رویکرد می‌توان به حمله به H3 اشاره کرد. بعد از این استراتژی‌ها بود که عراق به فکر تقویت نیروی هوایی خود افتاد و با خریداری میگ 25 و میراژ از فرانسه در این راه گام برداشت.
یعنی اولین رویکرد نیروی هوایی جلوگیری از پیشروی دشمن بود؟
درست است. ما در ابتدا باید دشمن را تثبیت می‌کردیم و بعد به فکر عقب‌راندش می‌افتادیم. وقتی ماشین جنگی عراق با مسائل فوق که خدمت‌تان گفتیم از کار افتاد به فکر طرح‌ریزی عملیات برای آزادسازی مناطق اشغالی افتادیم. اولین عملیات پیروزمندانه ما ثامن‌الائمه بود که بعد از آن عملیات‌هایی همچون نصر، توکل و چشم سبز نیز به انجام رسید تا اینکه عملیات طریق‌القدس جهت آزادسازی بستان و سوسنگرد انجام شد. با انجام این عملیات ما به فکر ایجاد شکاف در بین نیروهای دشمن بودیم تا از طریق آن شریان حیاتی دشمن که همان ارتباط بین نیروها بود قطع شود.
این رویه در عملیات فتح‌المبین هم وجود داشت تا اینکه قدم به قدم به آزادسازی خرمشهر نزدیک شویم.
ما طی پرواز‌های شناسایی که در خرمشهر انجام دادیم پل‌وارین را شناسایی کردیم که به‌عنوان شاهرگ عراق در این جنگ به حساب می‌آمد. نیروی هوایی برای نابودی آن 9 سورتی پرواز انجام داد و متحمل صدمات سنگینی شد تا اینکه نبض جنگ را در دست خود بگیرد.
وقتی نیروهای عراق قیچی شده بودند و نه می‌توانستند تجهیزات دریافت کنند و نه برگردند، زمینه برای انجام عملیات بیت‌المقدس فراهم شد و باعث گردید اراضی کشور به همراه چندین هزار اسیر که از عراق گرفته شده بود آزاد گردد. با انجام عملیات بیت‌المقدس تو دهنی محکمی به عراق زده شد چرا که صدام به نیروهای خود بسیار امید داشت و هیچ‌گاه فرض شکست را برای آنها متصور نبود.
از نحوه آرایش نیروی هوایی بگویید. هماهنگی با نیروهای دیگر در طی عملیات بیت‌المقدس چگونه حاصل می‌شد؟
این یک قانون است که برای انجام عملیات‌های مشترک ناظری از سوی نیروی هوایی در نیروهای پیشرو حضور داشته باشد و شرایط را کنترل کند. در این زمینه سرهنگ بهرام هوشیار معاون عملیات نیرو و مسئول هماهنگی بود تا برآوردهای صحیح نیازها را مرتفع نماید. از طرف دیگر با تشکیل قرارگاه مشترک به فرماندهی برادرانی همچون محسن رضایی، شهید صیادشیرازی، سردار صفوی و سردار کاظمی برای نیروی هوایی تعریف فعالیت صورت گرفت. برهمین اساس ما موظف به انتقال تجهیزات و نیرو از شهرهای مختلف کشور به منطقه عملیاتی بیت‌المقدس و جمع‌آوری اطلاعات از منطقه عمل شدیم.
از زمان شروع عملیات تا زمان بازپسگیری، نیروی هوایی چند پرواز انجام داد و چه خسارت‌هایی دید؟
در مجموع جنگ 240 شهید دادیم و 100هواپیما از دست رفت. در عملیات بیت‌المقدس ما چهار فروند هواپیما را از دست دادیم و شهدایی همچون ستوان یزدان‌پناه، حسن طالب‌نیا، علی امجد و انقطاع را تقدیم انقلاب کردیم و خلبانانی همچون ذوالفقاری و اعظمی را داشتیم. با تمام این اوصاف ما توانستیم 55 هواپیمای عراقی از نوع سوخوی 7، 20 و 22 و همچنین میگ 21 و 23 را سرنگون کنیم و با انجام 931 سورتی پرواز پاسداری از مرز هوایی را برعهده گرفتیم.
همچنین با انجام 130 پرواز sm یا بمباران چیزی در حدود 200 پوند بمب بر سر دشمن ریختیم و برای جابه‌جایی ابزار و تجهیزات 2500 سورتی پرواز هوایی سنگین داشتیم. اینها همه نشان از فعالیت بالا و روحیه عالی نیروها در عملیات بیت‌المقدس دارد.
امیر به‌عنوان سوال آخر از 35روز دفاع بگویید. آیا نیروی هوایی بعد از سقوط خرمشهر این شهر را فراموش کرد؟
این حرف بسیار ناجوانمردانه‌ است اگر بخواهیم به نیروی هوایی نسبت دهیم. دشمن از زمین، آسمان و دریا به ما هجمه آورده بود و نیروهای ما تاب مقاومت در برابرشان را نداشتند، ما اگر می‌خواستیم یک راست به سراغ خرمشهر برویم یقین بدانید که قیچی می‌شدیم و هم‌اکنون شاید دیگر از ایران خبری نبود. ما در ابتدا باید حصر آبادان را می‌شکستیم تا از طریق بندر ماهشهر بتوانیم به نیروهای عراق فشار آوریم. ما نمی‌توانیم زحمات شهدایی همچون جهان‌آرا را نادیده بگیریم. آیا آنها نمی‌دانستند چه باید کرد؟
تمام نقاط کشور برای ما استراتژیک است اما جامع‌نگری برای ما اهمیت بیشتری دارد تا از طریق آن همه را فدای یک نکنیم. ما باید در ابتدا سد می‌ساختیم بعد حصر را می‌شکستیم و بعد به فکر خونین شهر می‌افتادیم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار