کد خبر: 390948
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۸۹ - ۲۱:۱۵
نگاهی به وضعیت خرمشهر تا قبل از ورود عراقی‌ها
قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، در خرمشهر علاوه بر جریان اصلی انقلاب علیه حکومت شاه، یک گرایش فرعی و قومی نیز وجود دشت. این گرایش به دلیل اتکا بر انگیزه‌های قومی و عدم تجانس اعتقادی با جنبش سراسری و نیز به علت وابستگی فکری و تشکیلاتی به خارج کشور (عراق) نتوانست موجودیت و توانایی در خور ورود به معادلات قدرت شهری علیه حکومت شاه را پیدا کند و صرفاً تماشاگر مبارزات جریان مذهبی علیه حکومت بود. این گرایش برعکس جریان مذهبی شهر، لطمه‌های جدایی‌طلبی، تضعیف وحدت ملی و در مخاطره قرار دادن تمامیت ارضی را در خود پرورش می‌داد و تخریب و تضعیف انقلاب را به دنبال داشت.
در چنین وضعی شیخ بشیر خاقانی از بزرگان خرمشهر با توهم درباره مراتب علمی و مرجعیت خود و بزرگنمایی نشریات ضدانقلابی و رسانه‌های خارجی که او را رهبر مذهبی اعراب می‌خواندند، در چنیره مکارانه برنامه‌ریزی ضد انقلاب اسیر شده و عملا به محور جبهه ضد انقلاب تبدیل شده بود.
اختلافات قومی و قبیله‌ای در این شهر تا به آنجا ادامه پیدا کرد که در نهم خرداد 1358 درگیری‌های مسلحانه بین گروه‌های داخلی در خرمشهر آغاز شد. عراق هم از این وضعیت سوءاستفاده کرد. روز 18 خرداد 58 مطبوعات با تأیید فرماندار خرمشهر نوشتند: هنگامی که مأموران مرزی و پاسداران انقلاب سرگرم گشت و کنترل نوار مرزی در ناحیه شلمچه بودند، نیروهای عراقی به سوی آنها تیراندازی کردند که خویشتن‌داری پاسداران مانع درگیری جدی شد. همچنین شب چهارشنبه 15 خرداد و شب پنجشنبه 16 خرداد از آن سوی مرز، اداره بندر و نخلستان فیلیه زیر رگبار گرفته شد و هدف خمپاره‌اندازی واقع گردید. در این مورد رادیو آمریکا در برنامه فارسی مورخ 25 خرداد گفت: مقام رسمی عراق در تهران به خاطر حملات اخیر و حوادث قبلی که باعث کشته شدن 12 نفر و ایجاد خسارت فراوانی شده است، رسماً از دولت ایران عذرخواهی کرده است.
اما زیاده‌خواهی عراق واضح بود و این پرده‌پوشی‌ها که بیشتر برای جلوگیری از هوشیاری ایران طراحی می‌شد، در بعضی موارد کنار گذاشته می‌شد. از جمله رادیو قاهره در 26 خرداد گفت: رویتر می‌گوید: با اینکه عراق ذخیره زیادی از نفت دارد، به نظر می‌رسد ذخیره نفتی منطقه خوزستان جای این را دارد که عراق یک توطئه‌ نظامی برای به دست آوردن این لقمه چرب به عمل بیاورد.
در تاریخ 21 تیرماه 58، شب هنگام، یک گروه از پاسداران در حال گشت در منطقه کوت‌شیخ مورد تهاجم قرار گرفتند. در این کمین، انوشیروان رضایی مسئول سپاه پاسداران اعزامی از خرم‌آباد به شهادت رسید. تشییع جنازه این شهید که مردم به طور وسیعی در آن شرکت کردند، باعث حرکت و تظاهرات مردمی علیه ضدانقلاب شد.
در 24 تیر و در مراسم سومین روز شهادت رضایی، وقتی زندگینامه شهید از تریبون قرائت می‌شد، نارنجکی به حیاط مسجد جامع پرتاب شد که هفت شهید و عده‌ای مجروح به جای گذاشت.
جمعیت فشرده در مسجد وحشت‌زده و خشمناک بیرون ریختند و انفجار بزرگی از خشم مردم در سطح شهر به وجود آمد که اوضاع را به کلی عوض کرد. در این بین، تیراندازی عناصر مسلح از اطراف منزل شیخ به طرف جمعیت خشمگین کار را تمام کرد. منزل شیخ محاصره شد. مقاومت عناصر مسلح زیاد طول نکشید و با مجروح شدن چند تن از طرفین و کشته شدن یکی دو نفر از ضد انقلاب، خانه شیخ تصرف شد. عده‌ای از عاملان حوادث خرمشهر در همانجا دستگیر شدند و شیخ نیز به اهواز برده شد. چند روز بعد شیخ بشیر به اتفاق پسر و چند تن از اعضای خانواده‌اش از اهواز به قم منتقل گردید. با انتقال شیخ و دستگیری تعدادی از عناصر ضدانقلاب و متواری شدن بقیه به عراق، جو رعب شهر کاملاً شکسته شد، طوری که خانواده‌های مهاجر به شهر بازگشتند.
حکومت عراق پس از ختم غائله موسوم به «خلق عرب» در خرمشهر و برکناری البکر، همچنین اقدامات توطئه‌گرانه خود را در خوزستان دنبال کرد، اما با روشی متفاوت. پیش از این در تاکتیک‌های عراق نوعی زمینه‌سازی ایجاد و گسترش نفوذ سیاسی اجتماعی تحت عنوان «خلق عرب» تعقیب می‌شد و جدا کردن خوزستان از ایران نه با جنگ تمام عیار بلکه با این روش دنبال می‌گردید، اما در این دوره اقدامات عراق شامل تحرکاتی می‌شد که در صورت موفقیت کامل نیز فقط با درگیری نظامی گسترده به نتیجه می‌رسید و در واقع نوعی زمینه‌سازی برای جنگ بود.
در همین زمینه حکومت عراق اقدام به بمب‌گذاری‌های کور در سطح خرمشهر می‌کرد و عده‌ای را به این کار وامی‌داشتند. این افراد که از نظر فهم سیاسی و اجتماعی نیز در محرومیت شدید به سر می‌بردند، با تحلیل‌هایی از این دست که بمب‌گذاری باعث فرار عجم‌ها می‌شود و خوزستان به دست ما می‌افتد، به اینگونه اقدامات کشیده می‌شدند.
در مقابله با این اقدامات، سپاه خرمشهر نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. سپاه خرمشهر از نیروهای مذهبی و انقلابی تشکیل شد و مشخصات دقیق یک تشکیلات نظامی و انقلابی را واجد بود. این سپاه تقریباً با شروع درگیری‌ها و پس از حضور نیروهای اعزامی سپاه از تهران به وسیله همین نیروها تشکیل شد. عضویت عناصر مؤمن و انقلابی شهر در سپاه امکان نداشت، چون زمینه سیاسی ـ اجتماعی شهر ایجاب می‌کرد که همه نیروهای بومی شهر خلع سلاح شوند. این درخواست را، هم نیروهای وفادار به انقلاب، هم ضد انقلابی‌ها، هر کدام از موضع خاص خود عنوان می‌کردند.
از مرداد 58 که غائله گروه‌های خلق عرب خاتمه یافت، سپاه به مرور از نیروهای مؤمن و انقلابی بومی عضوگیری کرد و در سال 59 همه نیروهای غیر بومی اعزامی بازگشتند و سپاه خرمشهر با ترکیب نیروهای مؤمن و بومی به فرماندهی «محمد‌علی ‌جهان‌آرا» شکل گرفت.
عراق در مقطعی که برایش مهم بود، برای هر انفجار 50 تومان می‌پرداخت که در آن زمان مبلغ قابل توجهی بود. با وجود این عموم عشایر عرب خوزستان وفاداری خود را به انقلاب اسلامی در هر اوضاعی حفظ کردند.
این گزارش نمونه‌ای است از همکاری‌های مردمی: «شب هنگام، گونی بر دوش عبود، توجه زن همسایه را جلب می‌کند و وی تهدید می‌کند که به سپاه خواهد گفت که او گونی بر دوش و اسلحه در دست داشته است. عبود دیگر به منزل نمی‌رود.»
پس از وقایع تیرماه 58، اولین موج وسیع انفجارات با شدت فراوانی ایجاد شد، طوری که تا مدتی هر روز حداقل یک انفجار در سطح خرمشهر رخ می‌داد و گاهی سه تا چهار انفجار در روز صورت می‌گرفت.
از اوایل مهر 58 فاز جدید انفجارات شروع شد که تا آخر همان سال ـ به خصوص در فصل پاییز ـ به شدت ادامه داشت. این جریان در سال 59 تا شروع جنگ تحمیلی با دامنه‌ای محدودتر ادامه یافت. در واقع صدام حسین با جنایت‌پیشگی خاص خویش، از یک سال قبل از تحمیل جنگ هشت‌ساله به ایران، جنگ اعلام نشده و یک طرفه انفجارات علیه انقلاب اسلامی را آغاز کرده بود.
از مهر 1358 تا شهریور 1359، هفتاد و سه مورد انفجار در استان خوزستان به ثبت رسید که 27 مورد از آن در خرمشهر یا حومه آن اتفاق افتاده است. در نیمه اول سال 1359 کنسولگری عراق در خرمشهر، مدرسه عراقی‌ها و دفتر مشترک اداره اروند که محل سازماندهی انفجارات بودند، تعطیل شدند و بسته شدن این مراکز تأثیر زیادی در کاهش انفجارات داشت. البته بعد از آن محل ساماندهی افراد و مواد منفجره به خارج از مرزهای ایران رفت و کاملاً متوقف نشد.
خرمشهر از 2 جنگ اعلام نشده عراق علیه انقلاب اسلامی (غائله گروه‌ها و انفجارات) سرافراز بیرون آمد، گرچه زخمی و خون‌آلود.
اواخر شهریور 59 هر چند خرمشهر هنوز زیر آتش قرار نگرفته بود، اما وضعیتی متشنج داشت. هر چه به آخر شهریور نزدیک می‌شد، وخامت اوضاع افزایش می‌یافت. با تشدید درگیری در پاسگاه‌های مرزی اروندرود و پاسگاه نیروی دریایی، صدای انفجارهای مکرر، مردم شهر را که نمی‌خواستند جنگ را باور کنند در تشویش فرو می‌برد. اصولاً برای مردم شهر قابل تصور نبود که عراق بخواهد در خاک ایران دست به پیشروی بزند و همه معتقد بودند در این صورت حتماً شکست می‌خورد. برای همین آن عده که در صدد ترک شهر بودند مورد تمسخر واقع می‌شدند. البته متمولان و سرمایه‌دارها از اولین روزهای التهاب شروع به ترک شهر کردند.
خرمشهر در حالی مورد هجوم قرار گرفت که آمادگی دفاع در مقابل حجم گسترده ماشین‌جنگی عراق را نداشت.
نه نیروی کافی و کارآمدی بود که کمبود امکانات را جبران کند، نه امکانات و تجهیزات مناسبی که در اختیار اندک نیروی مدافع قرار گیرد و نه فرمانده توانایی که از این حداقل توان، حداکثر بهره را بگیرد.
در طول سال 58 مجموع تجاوزات زمینی و هوایی عراق 84 مورد ثبت شده که 10 مورد آن مربوط به منطقه مرزی خرمشهر است. با شروع سال 59 فعالیت‌ها، تحرکات و تجاوزات مرزی عراق گسترش یافت و قوای عراقی، تجاوز زمینی، هوایی و دریایی را وسعت دادند. در خرداد 59 تجاوزات نیروهای عراقی و درگیری‌های مرزی شدت گرفت.
در جریان کودتای نوژه، لشکر 92 زرهی خوزستان نقش مهمی داشت و وقتی با دستگیری عوامل آن در بیستم تیرماه 1359 خنثی شد، سرهنگ دوم عزیز مرادی فرمانده تیپ یکم و ریاست ستاد عملیاتی اروند با آخرین اطلاعاتی که از وضعیت نیروها، امکانات و چگونگی گسترش قوای خودی داشت به عراق گریخت. با شکست توطئه کودتا، اقدامات عراق جدی‌تر شد و گسترش یافت تا هر چه زودتر زمینه یک هجوم نظامی گسترده فراهم شود.
در سیزدهم شهریور، ستاد مشترک ارتش طی پیامی به نیروهای سه‌گانه ارتش، ژاندارمزی و سپاه پاسداران اعلام کرد: برابر اطلاع رسیده از تاریخ 15/6/59 به بعد، حمله ارتش عراق به ایران محتمل است لذا دستور فرمایید از هم‌اکنون پیش‌بینی‌های لازم از نظر آمادگی پرسنل و وسایل برای جلوگیری از غافلگیری و پدافند از مرزهای خاکی، آبی و هوایی کشور به عمل آورند.
در حالی عراق تنها در مقابل پاسگاه خین 5 نفربر، یک تیربار ضد هوایی و چند خمپاره‌انداز مستقر کرده بود، نیروهای خودی در این پاسگاه فقط یک نفربر و تعدادی اسلحه انفرادی داشتند.
شاید اولین تیری که از سلاح عراقی‌ها به سمت پاسداران شلیک شد در روز 21 شهریور 59 بود که ساعت 10 صبح، جیپ‌ گشتی برادران سپاهی را نشانه گرفت و آنها را زخمی کرد. از پاسگاه خودی برای کمک رفتند که به سوی آنها هم شلیک شد. وقتی سپاه خرمشهر متوجه این تیراندازی‌ شد، درگیری ادامه پیدا کرد تا اینکه ساعت 15 و 30 دقیقه از استانداری خوزستان ابلاغ شد که به زد و خورد خاتمه بدهند. بعد از پایان این درگیری باز هم عراقی‌ها تیرهایی شلیک کردند و دو نفر به شهادت رسیدند. آنها به آتش ادامه دادند و در شمال طول مرز خشکی خرمشهر از شلمچه تا خین و تا غروب آفتاب هب کار خود ادامه دادند. فردای آن روز یعنی 22 شهریور هم آتش منظمی از سوی عراقی‌ها اجرا شد و نیروهای ایرانی با امکانات اندکشان مقابله کردند و ضرباتی زدند. ناوچه‌های عراقی آغاز کننده درگیری‌ها در روز 23 شهریور بودند. روز بیست و چهارم هم از صبح تا پاسی از شب، مرز خرمشهر آرامش نداشت.
صدام حسین در 26/6/59 با لغو قرارداد 1975 در سخنان صریحش، درگیری‌ها را در مرز خرمشهر شدیدتر کرد. این درگیر‌ها در روز 30 شهریور شدید‌تر شد و آغازش در ساعت 10 همان زمانی بود که مردم خرمشهر برای بزرگداشت شهدای روز گذشته و محکومیت حکومت عراق دست به تظاهرات زدند.
خلاصه اینکه قبل از به قطعیت رسیدننیروهای خودی درباره یک هجوم گسترده و قبل از اینکه قادر به تغییراتی در موازنه قوای موجود شوند، حمله همه‌جانبه، گسترده و برق‌آسای ارتش عراق در 31 شهریور 1359 شروع شد. بنابر موزانه موجود، اشغال خرمشهر نیز می‌بایست به عنوان اولین گامهای موفق ارتش اشغالگر ثبت می‌گردید.
با این حال، شهر خرمشهر در پنج مرحله 16 تا 21 مهر، 22 تا 28مهرماه، 29 مهر تا اول آبان، سوم آبان و چهارم آبان به دست رژیم بعث افتاد و طعمی تلخ از اشغال را چشید.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار