
امروز یکی از چهرههای KGB سابق روسیه به گلایههای رئیسجمهور ایران با کمال بینزاکتی پاسخ گفت، ولی فراموش کرد که در تاریخ یکصدسال گذشته، شعارهای عوامفریبی سران روسیه و اتحاد جماهیر شوروی نه تنها با داس و چکش و پرچم سرخ و دیکتاتوری کارگران، بلکه پس از آن نیز با دلالی در مجامع بینالمللی، افکار عمومی را با چهره دیگری به سراب برده است.
در یکصدسال گذشته مردم ایران فراموش نکردهاند که غائلهسازی روسها در تبریز و تبانی با انگلیس برای اشغال و غارت ایران و نادیده گرفتن عرف دیپلماتیک و سیاسی و تعیین «سیکو» برای ارتباط با سازمان منافقین و گسترش لانههای جاسوسی در سراسر ایران و به ویژه مناطق کردی و آذری هم مرز با روسیه ژست دوستی با ایران و فروختن ارزان این دوستی به غرب برای کسب سهمالغارت در نظام بینالملل با آمریکا، بخشی از شخصیت رهبران روسیه و اتحاد شوروی است.
البته این درست است که هر کشوری برای منافع ملی خود تلاش کند، ولی زمانی که خانواده پریخودکو در آمریکا ساکن هستند و خود او نیز رهبر تیم امریکاگرای کرملین است و روزنامههای روسی در دو سال گذشته بیش از آمریکا علیه ایران در بحث هستهای جوسازی کردهاند، دیگر نباید اسم آنرا منافع روسی نام نهاد و پریخودکو خود را مستقل از آمریکا تعریف کند. خصوصاً اینکه زمانی او این چنین نسبت به ایران و مقامات آن بیپروایی میکند که کسینجر سرخط اصلی را صادر کرده و او هم به وظیفه عمل میکند.
ما در تاریخ یکصدساله اخیر روسیه اتفاقاً به این نتیجه رسیدهایم که هرکس عوامفریبی میکند در اقتدار و حکومت میماند، زیرا 2000 ساعت اقدام نظارتی آژانس برای شفاف بودن پرونده هستهای کافی است.
روسها که در چهار قطعنامه تحریم ایران رأی موافق دادهاند، بیشتر به دنبال بازی با برگ ایران بودهاند تا در گرجستان و اوکراین و آسیای مرکزی از آمریکا امتیاز بگیرند ولی پریخودکو باید بداند که نگاه آمریکا به ساخت قدرت در روسیه، بیش از آن چیزی که با یلتسین برخورد کرد، نیست و پریخودکو جایگاه بهتری از یلتسین ندارد.
چگونه شما دم از حمایت از سوریه و همکاری با گروههای جهادی فلسطین میزنید، درحالی که دومین کشوری هستید که رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناختهاید و البته حتماً اینکار را عوامفریبی نمیدانید؟!
جناب پریخودکو! شما وارث رسمی اتحاد شوروی هستید و در سازمان ملل نیز این را رسماً پذیرفتهاید. ما هنوز فراموش نکردهایم در جنگ 8 ساله چطور از صدام حمایت لجستیکی و تسلیحاتی میکردید و چگونه هواپیماهای صدام را که پس از بمباران و کشتار مردم شهرهای ایران به فضای شما پناه میبردند، «اورحال» و آماده عملیاتهای بعدی میکردید.
با این توصیف شما پیشبینیپذیر و شفاف هستید و میتوان انتظار داشت که چگونه رفتار خواهید کرد، ولی آنچه شما را به گونهای دیگر جلوهگر میکند، این است که خصوصیت دلالی بینالمللی، بیثباتی در تصمیمگیری شما را برجسته میکند.
اشغال آنچه در ترکمنچای و گلستان بر آن دست نهادید و اکنون آن را حیاط خلوت خود میدانید، جای بحث و روشنگری بیشتری دارد که به فرصت دیگری موکول میکنم. عقلانیت برای کسانی ضروری است که منافع آمریکایی و صهیونیستی را بر منافع واقعی روسیه مقدم میشمارند و همانها نیز باید در سرزمینهای شرقی خود منتظر تغییرات جمعیتی و سیاسی ویژهای باشند.