
در میان فعالان سیاسی و گروهها و احزاب داخلی کشور اگر چه در گذشته در مورد نحوه اداره کشور و حتی نگاه آنها به نقش دین در حکومت اختلاف نظرهایی وجود داشت، اما در یک مورد اتفاقنظر وجود داشت و آن هم ضدیت و مخالفت با گروهکهای تجزیهطلب و عوامل سرسپرده دشمن بود که مردم مظلوم ایران در استانهای محوری نظیر کردستان و سیستان و بلوچستان را تنها به خاطر خوشامد دشمنان و دریافت جیره و مواجب به خاک و خون میکشیدند و با مثله کردن مردان و زنان و کودکان مظلومی که حاضر به باج دادن به آنها و یا مخالفت با نظام اسلامی نبودند، سیاهترین نقش را درتاریخ سیاسی کشور از خود به جای گذاشتند که در آن میان میتوان به گروهکهایی نظیر کومله، دموکرات، پژاک و گروهک ریگی اشاره کرد، اما این وضعیت در شرایط کنونی و در مورد نحوه تعامل این گروهکها با سران فرقه سبز کاملاً متفاوت شده است.
بیانیه اخیر موسوی، رهنورد و کروبی در حمایت از عوامل گروهکهای پژاک و تندر و محکومیت نظام قضایی کشور، اگر چه بخشی از ابعاد پنهان فتنه بعد از انتخابات را روشن کرد، اما تشکر و قدردانی عبدالله مهتدی، سرکرده گروهک کومله از این دو در گفتوگو با شبکه العربیه و دویچه وله آلمان، تردیدی باقی نگذاشت که فتنه بعد از انتخابات پیوندی ناگسستنی با محاربان و گروهکهای تروریستی دارد که دستشان به خون هزاران تن از مردم بیگناه کشور آلوده است.
اما مهمتر از اعلام این پیوند، این اعلام حمایتها از یکی از نکات مهم حوادث بعد از انتخابات یعنی چگونگی شکلگیری حوادث تأسف بار روز عاشورا در سال 88، رمز گشایی کرد. عبدالله مهتدی سرکرده گروهک کومله دراین گفتوگو (مورخ 1389/2/26) میگوید: «احزاب و گروهکهای مخالف باید به هم نزدیک شوند و اگر این طور نبود آن تظاهراتها که در روز عاشورا به اوج رسید نمیتوانست اتفاق بیفتد. حوادث روز عاشورا محصول چه بود؟ اگر یک نوع اجماع بین گروهها و سازمانها و همصدایی وجود نداشت، پس چطور این چیزها اتفاق افتاد. من به وجود آمدن یک همکاری بزرگ سیاسی را ضروری میدانم و فکر میکنم حتی خشتهای اولیهاش را هم بشود در خارج از کشور گذاشت، نه به عنوان بدیلی برای کنار زدن داخل، بلکه به عنوان مکمل و موازی حرکت داخل، اصلاً آن چیزی که ما از آن رنج میبریم، فقدان سازمان سیاسی و فقدان رهبری سیاسی کافی و فقدان حرکت متمرکز است که بتواند به جنبش سمت و سو دهد.»
در جریان فتنه بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری، حادثه روز عاشورا نقطه اوجی بود که در آن فتنهگران با سازماندهی مجدد دست به اقدامات خشونتآمیزی زدند که حمله سازماندهی شده به نیروی انتظامی، حمله به دستجات عزاداری و آتش زدن تکایا و حسینیهها و ترور مشکوک چند نفر از قبیل خواهرزاده موسوی از جمله آن بود.
با این اعتراف سرکرده کومله و بیانیههای فتنهگران داخلی نباید کمترین تردیدی نسبت به اهداف پلید گردانندگان فتنه بعد از انتخابات در تقابل با نظام اسلامی باقی بماند. کسانی که در آستانه سال جدید و به رغم ناکامی در ایجاد تحرک اجتماعی در آستانه روز کارگر و هفته معلم، این بار و در آستانه سالگرد برگزاری انتخابات به گروهکهایی نظیر پژاک و کومله متوسل شدهاند تا به زعم خود، بتوانند ظرفیتهای قومی و فرقهای را به صحنه بکشانند، اگر چه نمیتوان برنامه تجلیل از بازداشتیهای حوادث بعد از انتخابات که خود نوعی فراخوان برای حضور مجدد در عرصه خیابانهاست را به عنوان مکمل این سناریو از نظر دور داشت.