
دکتر اسماعیل منصوری لاریجانی - چندسالی است که فرقهها و گروههای مدعی عرفان و معنویت بیش از گذشته ظاهر شده و خودنمایی میکنند. حیات و فعالیت این فرقهها بدون شک تهدیدی آشکار برای سلامت معنوی جامعه است. بهترین شیوه مقابله و برخورد با نحلهها و یا هر جریانی که صب غه عرفانی بهخود گرفتهاند، شناخت ماهیت آنها به روش نقدعلمی است. نخستین قدم در روش نقد علمی این نحلهها، معرفی عرفان اسلامی بهعنوان شاخص اصلی معنویت به جامعه است. یکی از گروههایی که طی سالهای گذشته بهنام عرفان توانسته است تعدادی از افراد جامعه را به عضویت شبکه خود درآورد، گروهی موسوم به «حلقه» یا «عرفان کیهانی» است. از آنجا که این فرقه در لوای ادعای عرفان، مدعی شفا و فرادرمانی است، درنخستین مرحله نقد آن باید به این پرسش پاسخ داده شود که «آیا عرفان کاربرد درمانی دارد؟ پاسخ آشکار است. عرفان از مقوله شناخت شهودی و حتی عقلانی است و اصلاً کاربرد درمانی ندارد. کسانی که مدعیاند توانایی مداوای امراض و بیماریها را دارند باید به حوزه پزشکی هدایت شده و با متخصصان این حوزه بحث کنند و در صورت تأیید جامعه پزشکی، مجوز فعالیت در حوزه طبابت دریافت کنند. دومین مرحله درنقد علمی شبکه «عرفان حلقه» این است که از به کاربردن واژه «عرفان» در مورد آن پرهیز شود. درحقیقت ما نمیتوانیم نام این جریانهای انحرافی و عرفانهای کاذب را «عرفان» بگذاریم. عرفان واژهای مقدس است. همانگونه که ابنسینا میگوید: «عرفان برای عرفان هم عرفان نیست؛ یعنی اگر عارف با عرفان به آنجا برسد که عارف شدن خود را ببیند در واقع عارف نیست.» سومین مرحله در نقد علمی جریانهای انحرافی بهویژه گروه «حلقه»، شناسایی و معرفی ریشه آنهاست. ریشه این جریانها در قرآن کریم «مترفین» معرفی شده است. «مترفین» یعنی شیادان و ثروتمندان عیاش.
خداوند در صفت دوزخیان میفرماید: «کانوا قبلذلک مترفین»؛ یعنی «آنها در دنیا از شیادان بودند. صفت مشترک همه این شیادان آن است که هرکجا نغمهای ضد خدا و پیامبر (ص) ساز شود آنها جمع میشوند؛ تفکر مشترک آنها تفکر «بیخدایی و مقابله با ارزشهای الهی در جامعه» است. خانوادهها بهویژه جوانان باید آگاه باشند که نام این فرقهها «سلوک شیادان» است.
در مورد جریانهای انحرافی مدعی عرفان طرح این پرسش ضروری است که آیا این نحلهها «دروندینی» هستند یا «بروندینی» و اگر فرقهای «دروندینی» است آیا مبتنی بر شریعت است یا خیر؟ بعضیها اصرار دارند که اصولاً عرفان میتواند از مقوله غیردین باشد درحالیکه عرفان به معنای حقیقی خودش «غیردینی» نیست. از اینرو خداوند متعال، رسیدن به عشق و عرفان زلال را شریعت اسلام میداند: «قلانکنتم تحبون الله فاتبعونی یجبکم الله»؛ یعنی اگر از شریعت محمدی پیروی کردید معشوق من(خدا) میشود و من عاشق شما. این آیه به صراحت نشان میدهد که عشق «دروندینی» است و مقولهای بهنام عشق «غیردینی» نداریم.