به رغم گذشت چند روز از آغاز دور جدید تحرکات و رایزنیهای جرج میچل نماینده ویژه اوباما در امور حل بحران فلسطین و خاورمیانه هنوز هیچ نشانهای که حاکی از روبهجلو بودن و پیشرفت در مذاکرات باشد، مشاهده نشده است. آنچه که تاکنون از رایزنیها مشخص شده این است که اختلافات اساسی میان دو طرف اصلی مذاکره و همچنین آمریکا به عنوان میانجی در خصوص شکل و ماهیت مذاکرات و همچنین اولویتهای دستور کار مذاکرات بروز کرده است. هیچ یک از طرفهای مذاکرهکننده صهیونیستی و تشکیلات خودگردان نیز از حمایت و پشتوانه داخلی برخوردار نیستند و در این جهت دولت حماس و دیگر گروههای مقاومت فلسطینی نسبت به هرگونه اعطای امتیاز و چشمپوشی از حقوق فلسطینیها در مذاکرات هشدار دادهاند و در طرف صهیونیستی نیز احزاب و گروههای افراطی و در رأس آنها شهرکنشینان با توسل به اقدامات تحریکآمیز همچون آتش زدن مساجد و یا با تأکید بر ساخت بیش از 200 هزار واحد مسکونی در بیتالقمدس از مانعتراشیهای خود پرده برداشتهاند اگر از نگاه طرف مذاکره کننده فلسطینی کارد به استخوان رسیده و دیگر هیچ امکانی برای عقبنشینی از مواضع وجود ندارد یا از نگاه مخالفان سازش نیز بنبست کنونی در مذاکرات مؤید بینتیجه بودن این مذاکرات است در مقابل در طرف اسراییلی با وجود اینکه همه احزاب و گروههای صهیونیستی اعم از چپ و راست در پشت افراطیون پناه گرفتهاند و اساساً برگزاری انتخابات زود هنگام در اواخر سال 1387 که به رغم پیروزی حزب حاکم کادیما به رهبری تزیپی لیونی به تشکیل دولت به رهبری نتانیاهو انجامید، نقشه از پیش طراحی شده برای شانه خالی کردن از تعهدات خود در قبال موافقتنامههای به اصطلاح صلح بوده است.
در واقع رژیم صهیونیستی از یک سو تمام توان خود را برای پیشبرد طرحهای یکجانبه خود (طرح جداسازی، تشکیل دولت خالص یهودی) بسیج کرده و کوشیده درباره آن نوعی اجماع و گفتمان داخلی ایجاد کند، اما از دیگر سو کوشیده است تفرقه و انشقاق داخلی را در میان فلسطینیها افزایش دهد تا از فضای حاصل از آن در جهت اهداف توسعهطلبانه خود استفاده کند. به نظر میرسد اتاق فکر رژیم صهیونیستی از چند ماه قبل از اینکه باراک اوباما با رویکرد تغییر بر سر کار بیاید، تدابیر لازم را برای جلوگیری از مشمولیت این رویکرد در حوزه بحران فلسطین اندیشیده بود و به همین علت است که سفرهای مکرر جرج میچل به خاورمیانه و سرزمینهای اشغالی نه تنها هیچ تحولی در مذاکرات صلح ایجاد نکرده است که بر عکس پسرفت هم داشته است و در واقع مبنا قرار گرفتن مذاکرات غیرمستقیم آن هم پس از 17 سال نمودی از این پس رفت محسوب میشود. حال آنکه اکنون مذاکرات به مراحل حساس و سرنوشتسازی رسیده است و مسائل حیاتی همچون، آوارگان، شهرکهای صهیونیستنشین، مرزها، بیتالمقدس و آبها را شامل میشود و این موضوعات نه تنها به تشکیلات خودگردان بلکه به عموم فلسطینیها مربوط میشود که تصمیمگیری درباره آنها جز از طریق برگزاری همهپرسی و کسب نظر از همه فلسطینیها امکانپذیر نخواهد شد حال آنکه این موضوع در رایزنیهای جرج میچل غایب است و بنابراین تا زمانی که به واقعیتهای صحنه فلسطین و ریشههای آن پرداخته نشود، این رایزنیها و تحرکات راه به جایی نخواهد برد.