
شیوا نوروزی
فوتبال چیز خوبی است، خیلی خوب، حیف که ما فقط آخرای فصل یادش میافتیم. مخصوصاً اگر تیممان هم سقوط کرده یا در آستانه سقوط باشد. استقلال اهواز سالها است که لقب یک تیم پرحاشیه را یدک میکشد اما هیچکس به دادش نرسید تا اینکه سقوط کرد و خیال شفیعزاده راحت شد.
همین چند روز پیش بود که میلاد میداودی حرفهایی که تا حالا نزده بود را به زبان آورد و به قول خودش افشاگری کرد. یکی به نعل زد و یکی به میخ، هم علیه باقرینیا گفت و هم شفیعزاده. دیروز هم حمید بابایی دروازهبان شماره یک آبیهای اهواز لب به سخن گشوده و چیزهایی را به زبان آورده که اگرچه آن روی سکه آقای مدیرعامل مثلا دلسوز را رو کرده اما برای افشاگری خیلی دیر شده : کاری که امسال شفیعزاده با من کردند کافر با مسلمان نمیکرد.
وجه مشترک همه افشاگریها در این است که وقتی کار از کار میگذرد و میفهمند چارهای ندارند قفل سکوتشان را میشکنند و قطعاً اگر پولشان به موقع برسد و کیفشان کوک باشد محال است طرف را لو دهند. حالا اینها به کنار آنها که دم از فوتبال پاک میزنند سرشان را مثل کبک زیر برف کردند و به روی مبارک هم نمیآورند که سرتاپای این فوتبال را ناپاکی برداشته. هرچند استقلال اهواز، بازیکنانش و در رأس آنها شفیعزاده همیشه در مظان انواع اتمامها بودهاند و هرچند وقت یکبار دست همدیگر را رو میکنند اما این تنها نمونهای از ناپاکیهای فوتبال ما است. اگر روزی کار به تحقیق و تفحص بکشد آنوقت است که معلوم میشود در این فوتبال چه میگذرد،
هرچند به لطف آنها که دستی در آتش دارند و از فوتبال به همهجا رسیدند هرگز چنین روزی نمیرسد. افشاگریهای امروز هم درست مثل نوشداری بعد از مرگ سهراب است و به جرأت میتوان گفت که افشاگری چاره کار این فوتبال نیست، فوتبال را باید از نو ساخت، آخر فصل است و تا دلتان بخواهد همه در انتظار افشاگری اما حداقل برای یکبار هم که شده حرف ما را گوش کنید که افشاگری این روزها تنها تیتر روزنامهها را جذابتر و فضا را آلودهتر میکند پس در صورت امکان بیخیال شوید که از این راه به جایی نخواهیم رسید، بهخصوص به فوتبال پاک.