به گزارش خبرنگار «جوان»، سحرگاه بیست و هشتم دی ماه سال 86 مرکز فوریتهای پلیسی در شاهدشهر از وقوع یک جنایت مخوف باخبر شد.
مأموران پلیس زمانی که به محل حادثه رسیدند دریافتند، مأموران آتشنشانی در حال تلاش برای خاموش کردن شعلههای آتش در یک واحد مسکونی هستند. مأموران اورژانس با حضور در این منزل با پیکر سوخته زن جوانی به نام «سحر» مواجه شدند.
جنازه سحر به پزشکی قانونی اعزام شد، اما اعلام نتیجه مرگ نشان از یک جنایت پنهان میداد. پزشکی قانونی علت مرگ را شکستگی جمجمه اعلام کرد.
با حضور بازپرس ویژه قتل تلاش برای حل معمای پلیسی آغاز شد. یکی از شاهدان به کارآگاهان پلیس گفت که شب حادثه دو نفر را دیده است که به همراه صاحب خانه و پسر نوجوانش از محل گریختهاند. مرد همسایه هم گفت: نیمههای شب با سر و صدای بسیار در طبقه بالایی از خواب بیدار شدم. وقتی به طبقه بالا رسیدم دریافتم که در واحد همسایه باز است. وارد خانه که شدم احساس کردم کسی در خانه نیست. من صاحبخانه را صدا میکردم، اما کسی پاسخ نمیداد که ناگهان متوجه شدم شعلههای آتش از اتاق خواب زبانه میکشد. من فوراً آتشنشانی را از وقوع حادثه با خبر کردم.
براساس این گزارش، با شکایت اولیای دم از داماد خود، «مهرداد» به اتهام قتل همسر بازداشت شد. او ارتکاب به قتل را انکار کرد و درباره شب حادثه گفت: مسیر زندگیام یک شبه تغییر کرد. دزد خودروی نیسانم را برد و تلاش من برای یافتن خودروام بینتیجه ماند. من با قرض گرفتن پول از پسر عمویم یک خودرو خریدم که مسافرکشی کنم. او به همراه یکی از دوستانش شب حادثه برای گرفتن طلب خود به خانه ما آمد. من با همسرم هیچ مشکلی نداشتم. او آن شب ساعت 11 شب از منزل پدرش به خانه آمد و وقتی پسرعمویم خواست عازم کرج شود، من او را به خانهاش رساندم و در بازگشت هم مسافرکشی کردم. در راه بودم که با تلفن خواهرم از ماجرای آتشسوزی باخبر شدم.
تلاش کارآگاهان پلیس تا اعتراف متهم به قتل همسرش دنبال شد. مهرداد در مرحله دیگر به کارآگاهان پلیس گفت: شب حادثه با همسرم به شدت بر سر بدهیام مشاجره کردم.
من به شدت عصبانی شده بودم. همسرم چهار لیتری بنزین را به اتاق آورد و تهدید کرد که همه جا را به آتش خواهد کشید. من تهدید او را جدی نگرفتم و با ورود به اتاق خواب دریافتم که بنزین را در اتاق پخش کرده است.
با جرقه بخاری اتاق آتش گرفت و من که به شدت ترسیده بودم پسر 10 سالهام را برداشتم و از خانه خارج شدم. با اعتراف متهم او چهارم آبان سال گذشته در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسن تردست محاکمه شد. او در جلسه دادگاه اتهام قتل را انکار کرد و جلسه دادگاه برای شنیدن اظهارات شاهد به دلیل عدم حضور شاهد در جلسه بیست و پنجم دیماه 88، آخرین جلسه محاکمه روز گذشته در شعبه 74 برگزار شد. متهم در آخرین دفاع از خود ارتکاب قتل را انکار کرد و خطاب به دادگاه گفت که در زمان حادثه در منزل نبوده است.
دادگاه با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد و پس از مشاوره با مستشاران، متهم را به قصاص محکوم کرد.
پس از پایان محاکمه، قاضی اولیای دم را به مصالحه دعوت کرد و خواست که رضایت خداوند را جلب کنند. او گفت: با گذشت از بنده گناهکار خداوند از گناه انسان گذشت میکند. آنچه خداوند را خشنود میکند گذشت از گناهان بزرگ است.