می گویند «خوشبختی، آموختنی است.» برخی به خوبی واقفند آموزش و خوشبختی، دوپدیده نامتجانساند. برای همین، طبق آمار، اغلب دانشآموزان "رفتن به مدرسه" را چیزی شبیه پیش دندانپزشک رفتن میدانند.
تکنیکهای مختلفی را برای بالا بردن احساس خوشبختی در فرد توصیه می کنند: این تکنیکها از تمرینهای تنفسی و تنشزدا گرفته می شود تا به گفتوگو درباره رابطههای دوستانه و غیردوستانه یا ابراز خواستها و آرزوها و اهداف خود برسد.
در یک روش درک خوشبختی، هر دانشپژوهی باید از میان انبوهی کارت پستال، یکی را به سلیقه خود انتخاب کند. توضیح این که چرا او چنین کارتی را برگزیده، به عهده کسی است که در کنارش نشسته. مثلاً، همسایه کسی که یک کارتپستال درخت انتخاب کرده، در تمرینی خطاب به او میگوید: «تو درخت را انتخاب کردی، چون ریشههای قویای داری و میوههای خوبی به بار میآوری، چون تو در برابر هر طوفانی میایستی و ...»
ولی آیا با این راهنمایی ها و گفت و گوها، کسی خوشبخت خواهد شد؟
این واقعیتی است که "راهنماهای" احساس خوشبختی کردن و خوشبخت شدن در ایران کم نیستند. کتابهای متعدد، سیدیهایی که هر روز با آهنگهای آرامشبخشتری به بازار عرضه میشوند. پژوهشی درباره محتوای این کتابها و مجلات و نوارها. .. نشان میدهد که تفاوت این تولیدات را باید تنها در مضامین حاشیهای یا پانویسهای آنها جست.
همگی این "خودآموزهای خوشبختشدن" توصیه میکنند که در مراحل بحرانی زندگی، مهم است که شخص به دلایل بحران فکر کند و ریشههای آن را بکاود، ولی این کند و کاو نباید تا ابد ادامه داشته باشد. یک استاد دانشگاه هاروارد میگوید: «اینجور تفکر، حال طرف را بهتر نمیکند. بهتر این است که آدم همه چیز را بنویسد و درباره آنها با دیگران یا با روانکاو حرف بزند.»
ولی به راستی چگونه می توان خوشبین و خوشبخت بود؟
سئوال اصلی این است: چگونه میتوان خوشبین بود؟ در این که واکنشهای خودجوش و افکار بدبینانه را کنار گذاشت. اینکه انسان بتواند دیگران را ببخشد و سپاسگزار و راضی باشد اینها مسایل اصلی هستند. در حقیقت می توان گفت راضی بودن خیلی مهم است. این که آدم بپذیرد، آنچه که دارد، بدیهی نیست و سپاسگزار باشد. سپاسگزاری، حتی وسیلهای است ضد احساسهای منفی. آدم
نمیتواند همزمان خودخواه، حسود یا بدخو باشد و احساس رضایت هم بکند. این طور که پیداست، راه خوشبختی و خوشبخت ماندن به سادگی از انواع و اقسام پیچ و خمها، فرد را می گذراند. به بیان دیگر یک نتیجه نه چندان راضی کننده هم میتوان گرفت: خوشبخت بودن، کار میبرد!