
امیر کوشا
قهرمانی سپاهان در لیگ برتر، هیچ کس را شگفت زده نکرد. نه حیرتی به وجود آمد و نه حتی گرمایی در وجود لیگ از حساسیت جنگ برای صدر جدول گرم شد. در حقیقت سپاهان یک جنگ کاملاً صنعتی را در صدر جدول برد و بر خلاف تمامیفصول گذشته که تکلیف قهرمانی در آخرین صفحه لیگ نوشته میشد، این بار دو صفحه قبل از پایان کار را یکسره کرد.
میتوان نبرد سپاهان در لیگ را با نگاهی بسیار گذرا دوباره دید. جدال یک قطب سرمایهدار در فوتبال ایران که ابتدای فصل برای هموار کردن راه خود رو به هزینههایی باور نکردنی در خرید بازیکن و مربی از جمله مهدی رحمتی، ابراهیم توره، سید جلال حسینی، احمد آل نعمه، احمد جمشیدیان و البته تمدید قرارداد عقیلی و عماد رضا آورد در حالی به نتیجهای همچون قهرمانی رسید که هزار و یک اما و اگر در پس و پیش این موفقیت قرار گرفت. سپاهان همواره در طول فصل با تردید عمومی در قبال شکل نتیجهگیری تیمش روبهرو بود و بسیاری بر این باور بودند که اشتباهات سهوی داوران به صورت کاملاً اتفاقی به سود این تیم رقم میخورد.
قهرمانی سپاهان هرچند زیر سایه تمامی این تردیدها قابل کتمان و چشمپوشی نیست و نمیتوان آن را کمرنگ کرد، اما یادآور جنگ دارا و نداری است که در بسیاری از عرصههای اجتماعی بروز کرده. فوتبال اصفهان و در رأس آن سپاهان که سالها نمونههایی مانند رسول کربکندی، مجید بصیرت، عبدالله ویسی، ناصر پورمهدی، محرم نوید کیا و... را به فوتبال ایران هدیه داد، در سالهای اخیر و بخصوص در فصلی که روزهای آخرش را پشت سر میگذاریم، نه تنها سازندگی را فراموش کرده که به واسطه داراییهای نقدیاش رو به مصرفگرایی آورده است. قهرمانی سپاهان شاید سازنده این تلقی باشد که هر که جیب حساب بانکیاش پر مایه تر است، فرصت بیشتری برای قهرمانی دارد... آیا سپاهان که فقط خط دفاعی و دروازهاش هم قیمت بعضی باشگاههای لیگ برتری ایران است، طی تمام سالهای اخیر یک زمین تمرین یا کمپ اختصاصی برای خود دایر کرده؟ قهرمان امروز لیگ ایران در زمینی استیجاری به میدان میرود و این جز تأسف و تأثر نتیجهای در بر ندارد.
امروز میتوان سیمای چند هزار هوادار سپاهانی را در اصفهان بشاش دید و امیر قلعه نویی را دوباره با مصاحبههایش پیدا کرد. مردی که دومین قهرمانی پیاپیاش در لیگ را جشن گرفت، برای دومین سال متوالی در لیگ قهرمانان آسیا در همان مرحله گروهی ناکام ماند و مهر حذف را بر پیشانی تیم خود دید. تردید بزرگتر اینجا شکل میگیرد که چگونه سپاهان، این متمول ترین، پرستارهترین و البته پر پنالتیترین تیم لیگ برتری ایران، در لیگ قهرمانان آسیا به سادگی از سادهترین گروه حذف میشود و خود را دور مانده از 16 تیم راه یافته به مرحله بعد میبیند! اعتباری که محمد رضا ساکت از بذل و بخششهای مدیریتی خود در ابتدای فصل برای خرید ستارهها و مربیان نامیبه دنبالش میگشت، فقط در قهرمانی لیگ خلاصه نمیشود که باید قبول کرد ساکت همین امروز هم حاضر است مجوز صعود به مرحله بعدی قهرمانان آسیا را با همین عنوان قهرمانیاش در لیگ طاق بزند! شاید باید قبول کرد که عنوان بزرگ قهرمانی در لیگ، تا حدودی زیر سایه شک و ابهام چگونگی حذف از آسیا کمرنگ میشود... این علامت سؤال روی خطوط فکری مان سنگینی میکند که چگونه تیمیکه از دو هفته قبل قهرمانیاش را جشن گرفت در آسیایی که حتی مس از گروهش بالا رفت حذف شد؟!
جام قهرمانی در روز پایانی بر فراز دست قهرمانان لیگ میچرخد و ناخودآگاه به یاد این شعار هواداران سپاهان خواهیم افتاد که روی بنری بزرگ در ورزشگاه نقش جهان نصب شده بود: «جای سپاهان همیشه در آسیاست... » و بعد به فصل آینده مینگریم. فصلی که مطمئناً باز هم با یکه تازی سپاهان در فصل نقل و انتقالات آغاز میشود. اما با چه رویکردی؟ آیا قرار است باز هم این تیم را از قبل قهرمان فصل آینده ببینیم و بعد در لیگ قهرمانان، سپاهان را حذف شده لیگ تلقی کنیم؟
تکلمه: این سوزنامهای برای قهرمانی سپاهان نبود. آنها را میتوان قطب تازه متولد شدهای دانست که نه تنها افتخارات خود را در لیگ داخلی تداوم میبخشند که حتی تا حدودی برای قطبهای همیشه زنده پایتخت هم رقیبانی بزرگ شدهاند. حتی اگر در آسیا لقب ناکامترین نماینده سه سال اخیر را با قاطعیت از آن خود کنند!