کد خبر: 387616
تاریخ انتشار: ۱۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۲:۳۳
بررسي اجمالي عملكرد و مواضع ‌ هاشمي‌رفسنجاني در گفت‌وگوي «جوان» با دكتر عباس سليمي‌نمين
يكي از نخبگان و چهره‌هاي مطرح سياسي كه در فتنه پس از انتخابات با مواضع خود سيبل انواع انتقادات قرار گرفت، آقاي هاشمي رفسنجاني بود؛ كسي كه در دوران چهار ساله رياست جمهوري دكتر احمدي‌نژاد هم مواضع تندي را عليه دولت مي‌گرفت. در بسياري از اوقات رفتار و مواضع چند پهلويي از ايشان ديديم كه از آن جمله مي‌توان به نامه‌اي خطاب به رهبر انقلاب، خطبه‌هاي نماز جمعه پس از انتخابات و سكوت چند ماهه ايشان در بحران سياسي كشور اشاره كرد. ‌سيد عباس سليمي نمين شخصيتي است و كه درنوشته‌ها و سخنراني‌هاي خود شخصيت، رفتار و عملكرد آقاي هاشمي رفسنجاني را مورد نقد و بررسي قرار داده است. ايشان كه رئيس دفتر مطالعاتي تاريخ معاصر است در اين گفت‌وگو به صورت گاه اجمالي به رويكرد رفتاري و عملكرد ايشان مي‌پردازد.عده‌اي از سياسيون معتقدند هاشمي بازيگردان اصلي جريان سبز بوده است و در مقاطعي مثلاً در نماز جمعه جريان مذكور را همراهي كرده است، آيا مي‌توانيم در اسفند ماه گذشته طرح كميسيون ملي انتخابات از سوي مجمع تشخيص را تلاشي براي جلوگيري از محاق جريان سبز بدانيم؟مسائلي كه بعد از انتخابات شاهد آن بوده‌ايم علي القاعده تأثيراتي را در جامعه گذاشته است كه برطرف كردن تبعات سوء آن نياز به زمان قابل توجهي خواهد داشت. ما در نظام‌مان يك عملكرد افراد را داريم، يك جايگاه‌هاي سياسي رسمي افراد را. بنده نمي‌خواهم تأثير افراد را بر جايگاه‌ها رد كنم اما نبايد ما در مواضع خودمان نسبت به افراد، جايگاه‌ها را هم مورد تعرض قرار دهيم.جايگاه‌هاي رسمي بايد حفظ شود اما قطعاً شناخت ما راجع به افراد مقوله ديگري است كه بايد لحاظ شود. بنده موافق نيستم موضوع كميسيون ملي انتخابات كه روزهاي گذشته نقل محافل شده بود ر‌ا به مسائل بعد از انتخابات ارتباط دهيم ولو اينكه برخي از افراد كه در مجمع تشخيص مصلحت هستند كارنامه نامطلوبي از خودشان در طول اين چند ماهه نشان داده‌اند. مجمع تشخيص مصلحت جايگاه مشورتي براي رهبري نظام است؛ خروجي مجمع در اين زمينه‌ها جز يك مشورت چيز ديگري نمي‌تواند باشد و هر موضوعي كه در مجمع مطرح بشود مي‌تواند در نهايت به عنوان يك نظر مشورتي براي مقام معظم رهبري باشد و رهبري هستند كه تشخيص مي‌دهند كدام قسمت نظر مشورتي را بپذيرند و كدام قسمت را رد كنند.به هر حال مجمع نمي‌تواند كار قانونگذاري را انجام دهد و يا يك خروجي مستقل داشته باشد. هر انتخاباتي قطعاً براي هر نظامي هزينه‌هايي دارد؛ چرا كه زماني كه يك رقابت سالم بين كانديداها رخ مي‌دهد التهاباتي در جامعه رخ مي‌دهد كه از بين بردن آن براي نظام هزينه‌هايي دارد. قطعاً برخي ويژگي‌هاي فردي افراد هم مزيد بر علت مي‌شود و برخي بي‌فرهنگي‌ها و عدم رشد يافتگي نيروهاي سياسي تنش‌ها و التهابات انتخابات را دو چندان مي‌كند. نفس انتخابات سالم و واقعي خودش التهاب آفرين است. نظام ما حقيقتاً انتخابات سالم و دقيقي را طي ساليان گذشته داشته است اما عده‌اي كه از حاصل انتخابات خيلي خشنود نبوده‌اند اعتراضاتي را عليه انتخابات طرح يا ايراداتي را به انتخابات، وارد مي‌كردند كه حاصل انتخابات انديشمند براي ملت تلخ شود.اين محدود به اين دوره نبوده است بلكه ما در انتخابات نهم رياست جمهوري هم اين بحث را داشته‌ايم و حتي قبل از آن هم اين بحث مطرح شده بود و عده‌اي در گذشته احساس مي‌كردند كه مي‌توانند به رأي مردم خدشه وارد كنند. اين پيشنهاد قابل توجهي است كه ما بتوانيم يك مكانيسمي درست كنيم كه بهانه جويي‌هاي برخي از افراد و گروه‌ها را در انتخابات به حداقل برسانيم و به نوعي بستر بهانه‌جويي‌ها را از بين ببريم. آقاي پورمحمدي پيشنهادي در زمان وزارت خود خدمت مقام معظم رهبري دادند و ايشان آن را به مجمع تشخيص ارجاع دادند. حدود دو ماه پيش مجمع آن را در دستور كار قرارداده است. در كل اگر برخي از اعضاي مجمع مصلحت كارنامه خوبي ارائه نكردند نبايد به كل مجمع تعميم بدهيم و ما بايد حساب برخي افراد مجمع را از كل مجمع جدا كنيم. اينكه هاشمي رفسنجاني كه در رأس مجمع قراردارد در انتخابات دچار خطاهاي فاحش شد و هدايت همه كساني كه انتخابات را زير سوال بردند را برعهده داشته يك واقعيت است. به هر حال در اينكه آقاي هاشمي خطا كار است ترديدي نمي‌‌توان داشت، اما نبايد خطاي آقاي هاشمي را به كل مجمع ارتباط بدهيم. البته آقاي هاشمي رفسنجاني نمي‌تواند نظر خود را به ديگران مقدم كند. به هر حال حاصل تصميمات مجمع به رهبري ارجاع مي‌شود و ايشان است كه نظر پاياني را مي‌دهد. بنده قبول دارم كه آقاي هاشمي رفسنجاني اهداف سياسي خاصي را دنبال مي‌كنند و در اين ترديد ندارم و اهداف سياسي ايشان مخالف مصالح جامعه است و قطعاً موضع‌گيري جامعه بهترين ملاك در اين زمينه است، چرا كه مردم موضع‌گيري ايشان را بارها طرد كردند و ايشان را ناگزير كردند كه به ناچار به تصحيح مواضع خود بپردازد. هاشمي رفسنجاني كسي بود كه القاي شبهه در انتخابات را بيش از ديگران تقويت كرد. امروز ممكن است آقاي هاشمي رفسنجاني سعي كند منويات خودش را در جايگاه سازماني خودش دنبال كند اما بايد به اين توجه كنيم كه رهبر معظم انقلاب اين طرح را به مجمع تشخيص نظام ارائه داده‌اند و قطعاً حاصل آن را دريافت خواهند كرد. اگر در اين بين ديديم كه افراد به مانند هاشمي رفسنجاني اراده‌اي دارند و براي اراده خودشان تبليغ مي‌كنند ما وظيفه داريم در برابر آنها موضع‌گيري كنيم.‌ همانطور كه شما اشاره فرموديد آقاي هاشمي رفسنجاني سابقه تشكيك در انتخابات را دارند و در سال 84 نامه‌اي را خطاب به مردم نه رهبري نوشته بودند و در آن نامه گفته بودند كه من فقط شكايتم را به خدا مي‌برم، ارتباط تشكيك در انتخابات سال 84 و 88 را چه چيزهايي مي‌دانيد؟آقاي هاشمي فردي است كه در مقاطعي هم به قانون بها نمي‌دهد و هم به رأي مردم. ما در كشور بايد به يك مسأله توجه جدي داشته باشيم و آن اينكه خودمان را داراي انعطاف نشان بدهيم.در برابر قانون و رأي مردم منعطف باشيم. آقاي هاشمي رفسنجاني از جمله شخصيت‌هايي است كه در مقاطع مختلف نشان داد‌ كه براي جايگاه قانوني و رأي مردم احترام لازم را قائل نيست.آنچه را كه ايشان در اين دوره موضع گرفته‌اند چون مسبوق به سابقه است، خيلي مورد پذيرش مردم واقع نمي‌شود. در انتخابات نهم همانطور كه شما اشاره كرديد وقتي مردم به ايشان رأي ندادند، نگفتند كه انتخابات سالم بوده (گر چه مجري انتخابات دولت خاتمي همان كسي بود كه معتمد و متحد ايشان بود) و انتخابات را زير سؤال برد. آقاي موسوي لاري و خاتمي سلامت انتخابات را تأييد كردند و به‌درستي سخن آقاي هاشمي را نپذيرفتند.ولي چرا آقاي هاشمي به رأي مردم تن نداد، چون غرور و خودخواهي‌هايي در نخبگان ما بعضاً وجود دارد كه باعث ايستادگي و مقاومت آنها در برابر رأي مردم مي‌شود.جامعه ما به تدريج نسبت به شخصيت‌هاي سياسي و نيروهاي انساني، خودش ارزيابي را صورت مي‌دهد و اين را بايد دستاورد قابل توجهي براي جامعه بدانيم، هيچ كس نمي‌تواند در زمينه‌اي خود را فوق مردم بداند مخصوصاً در بخش امور اجرايي كه قرار است رئيس آن بخش طبق خواست و اراده مردم انتخاب شود. سؤال اينجاست كه آيا آقاي هاشمي در گذشته خود را تابع تبلور مشاركت مردم در جامعه مي‌دانسته است؟ پاسخ اين است كه نه اينگونه نبوده است، اينكه چرا نمي‌داند با تحليل شخصيت ايشان قابل پاسخ است، چرا كه آقاي هاشمي حاضر نيست در برابر رأي مردم كرنش كند و به راحتي تلاش ستودني مردم و ميوه شيريني كه با مشاركت آنها به دست آمده است را به كام همه تلخ مي‌كند. آن هم انتخاباتي كه نشانه رشد فرهنگي جامعه است و نشان‌دهنده اين است كه جامعه ما جامعه‌اي رو به جلو است.‌ همانطور كه مي‌دانيم انقلاب اسلامي ايران داراي سه معيار: مردم، ايدئولوژي و رهبري بوده است اما آقاي هاشمي در سال‌هاي اخير به شدت روي گزينه مردم تأكيد مي‌كند، تأكيدات اكيد آقاي رفسنجاني با چه هدفي صورت مي‌گيرد؟قبل از هر چيزي سياستمداران بايد رفتار و عمل خود را با شعارهايشان منطبق كنند. طبيعي است كه انگيزه آقاي هاشمي رفسنجاني اين است كه تبعات بي‌توجهي به مردم را كمرنگ كنند و هزينه‌ اين عدم التفات و توجه را كاهش دهند. آقاي هاشمي مدتي است كه مي‌فهمند جامعه نسبت به ايشان حساسيت‌هايي را دارد اما هرگز حاضر نيست اين واقعيت را در عمل به‌كار بگيرد و رفتار خود را تغيير دهد.چرا؟چون برخي از نخبگان خودشان را فراتر از مردم و قانون مي‌دانند. ما زماني مي‌توانيم در خدمت جامعه باشيم كه به دو پارامتر توجه كنيم كه آن قانون و مردم هستند. آقاي هاشمي چندين بار است واكنش جامعه را نسبت به خودش در عرصه اجرا مي‌بيند. ايشان تنها كسي است كه در دور دوم انتخابات رياست جمهوري رأيشان به شدت كاسته شد، اما بقيه رئيس جمهورها به شدت افزايش داشته‌اند و اين پيامي بود كه از سوي مردم به آقاي رفسنجاني داده شد. اما ايشان به اين پيام توجه نكردند و كوشش كردند مردم را با يك ترفند وارد بازي ديگري كنند و اين مطلوب به نظر نمي‌رسد. البته با شعار مردم‌گرايي سازگاري ندارد. ما اگر تابع مردم هستيم بايد به ارزيابي مردم احترام بگذاريم و مثلاً اگر مردم بنده را براي امور اقتصادي مناسب نديدند، نبايد عصباني بشوم و بگويم الا و بالله بنده به درد امور اقتصادي مي‌‌خورم. اين احترام گذاشتن به مردم نيست. آقاي هاشمي نمي‌تواند ارزيابي و تحليل مردم را با متوسل شدن به شيوه‌هاي غيرمنطقي عوض كند و همين مشكل است كه به عقيده من باعث شده است روزبه روز جايگاه آقاي هاشمي در ميان مردم از دست برود. بايد بپذيريم كه مردم بعد از 31 سال ما را براساس توانمندي‌ها و خصوصيات فردي و شخصيتي در جايگاه‌هايي كه مي‌پسندند بگمارند و اگر براي مردم احترام قائليم بايد به انتخاب آنها هم احترام بگذاريم. آقاي هاشمي زماني كه انتخاب مردم را نمي‌پذيرد به معناي آن است كه براي مردم هم احترامي قائل نيست. آقاي رفسنجاني بايد قبل‌تر از اينها پيام مردم را دريافت مي‌‌كرد، هر چند توده‌هاي مردم براي توانمندي‌هاي سياسي ايشان ارزش زيادي قائلند اما نبايد ما جامعه را به تنش اساسي بكشانيم تا آنكه هر طور شده رأي مردم را تغيير بدهيم. مشكل آقاي هاشمي عدم اعتقاد به مردم است. متأسفانه لقلقه زبان برخي از شخصيت‌هاي سياسي مردم باشد كافي نيست و در عمل است كه بايد درجه پايبندي خود را به رأي مردم نشان بدهيم.نقش اطرافيان ايشان در بروز برخي خصايص فردي آقاي رفسنجاني را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟اگر در ادامه خود محوري‌هاي متعدد آقاي هاشمي در طول 30 سال قبل را كه بعضاً تبعات جدي هم در پي داشته است، مورد مطالعه قرار بدهيم ( كه جامعه آنها را مورد مطالعه قرار داده است چرا كه جامعه ما حافظه تاريخي خوبي دارد) بسياري از عكس‌العمل‌هاي كنوني ايشان مشخص خواهد شد. يكي ديگر از خصوصيات آقاي هاشمي بحث عدم احترام به جايگاه قانون است. بعضي از افراد در طول چند سال دچار خود بزرگ‌بيني مي‌شوند كه البته متملقين نقش ويژه‌اي در شكل‌گيري اين خصوصيت دارند. در دوران آقاي هاشمي بازار تملق‌گويي گرم بود و به ايشان عناويني همچون سردار سازندگي و امير كبير دوران مي‌دادند. اين افراد با تملق‌گويي شرايط را براي بهره‌برداري شخصي خودشان از مطامع فراهم مي‌كردند و در مقابل باعث شكل‌گيري خصوصيتي كه همان ايستادگي در مقابل قانون و زير پا گذاشتن آن است در وجود آقاي هاشمي‌شدند، (اين افراد شرايطي را به وجود آوردند كه مثلاً در هر سفر خارجي 300 نفر آقاي هاشمي را كه برخي از خويشاوندان و دوستان خانوادگي ‌ايشان بودند همراهي مي‌كردند). ما در خاطرات آقاي هاشمي به عباراتي برمي‌خوريم كه گوياي همراهي دوستان فائزه هاشمي و ديگر فرزندان آقاي هاشمي در سفرهاي رسمي و بين‌المللي بوده است.اين ريخت و پاش‌ها از پول بيت‌المال با مقدمه‌چيني تملق‌گويان شكل مي‌گرفت. اين تملق‌گويي‌ها باعث شد برخي از شخصيت‌هاي ما احساس كنند كه مافوق قانون هستند و اوج آن را در انتهاي رياست جمهوري آقاي هاشمي با اظهارات نزديكان ايشان در مادام‌العمر بودن رياست جمهوري ايشان مي‌بينيم. افرادي نظير آقاي عبدالله نوري، حسن روحاني و طاهري‌اصفهاني اظهار كردند كه آقاي هاشمي نبايد در چارچوب قانون باشد و آقاي هاشمي هرگز موضع درستي در قبال اظهارات اين افراد نگرفت. اين بي‌توجهي به قانون و خود برتربيني نسبت به قانون حاصل يكسري تخلفات بود. شيوه رذيلانه برخي افراد باعث مي‌شود شخصيت‌هاي توانمند جامعه از مسير خدمت‌گزاري مردم منحرف شوند. افرادي سوءاستفاده‌گر و متملق توانستند اين انحراف را در برخي افراد به وجود بياورند.شما برخي انتقادات از آقاي هاشمي را به دليل ويژگي‌هاي شخصيتي ايشان مي‌دانيد. در اين ارتباط توضيح بفرماييد.آقاي هاشمي علاوه بر مطالب گفته شده يكسري خصلت‌هاي شخصيتي هم دارد و آن نگاه غرب محوري نسبت به اداره جامعه است و موضوع عدم احترام آقاي هاشمي به قانون و رأي مردم بحث ديگري است و بحث فرد محور بودن ايشان بحث و محوري جداگانه است، با تحليل و بررسي شخصيت آقاي هاشمي در طول 30 سال اخير به اين نكته پي مي‌بريم كه ايشان مي‌خواهند مسائل را به صورت فردي فيصله دهند و اصلاً به دنبال نهادگرايي نيستند. آقاي هاشمي را با الگوهايي كه از خود نشان داده‌اند مي‌توان شخصيتي فرد محور در عرصه مديريت خواند. آقاي هاشمي در بسياري از موضوعات مي‌تواند به نتيجه برسد چرا كه از طريق رابطه و مكانيسم‌‌هاي پنهان مسائل را حل و فصل مي‌كند و برعكس نهادسازي را در جامعه تقويت نمي‌كند. يكي از اظهارات آقاي هاشمي كه نشان دهنده نگاه فرد محوري ايشان است، آن است كه ايشان گفتند امام (ره) در سال 62 خواستند از رهبري نظام استعفا بدهند و بنا بر توصيه بنده از اين كار صرفنظر كردند. امام (ره) در سال 62 مي‌خواستند نگاه نهادمحوري را در جامعه تقويت كنند و به همين دليل حضور خود را در تنظيم روابط بين قوا كم كردند نه آنكه جايگاه رهبري خود را تضعيف كنند.حضرت امام (ره) سعي مي‌كردند قوا را تقويت كنند و با پيدا كردن مكانيسمي تعامل بين قوا را بيشتر كنند، اما آقاي هاشمي اين را برداشت مي‌كند كه امام (ره) تصميم بر استعفا داشته و سخنراني نمي‌كرده است و البته اين برداشت شخصي آقاي هاشمي از نوع حكومت‌داري است و اين را مي‌رساند كه ايشان در تصميم‌گيري ديگر قوا دخالت داشته است. كمااينكه در خاطرات مي‌بينيم ايشان با آنكه رئيس قوه مقننه است در همه امور كشور دخالت مي‌كند مثلاً بدون آنكه دولت بداند بسياري از كارهاي قوه اجرايي را حل مي‌كند و در بعضي‌ موارد هم مورد اعتراض قرار مي‌گيرد. ايشان يك فردمحور كامل بوده است، هر چند شايد فرد‌محوري در كوتاه‌مدت نتيجه‌بخش باشد اما در درازمدت انحراف‌محور است و موجب مي‌شود كشور شكل قانونمند خود را از دست بدهد و نهادها در جايگاه‌هاي حقوقي رشد پيدا نكنند. زماني جامعه‌اي مصون از انحراف مي‌شد كه شخصيت‌هاي حقوقي آن قدرت بيابند و بر شخصيت‌هاي فردي برتري پيدا كنند. امام (ره) و مقام معظم رهبري در طول فعاليتشان تلاش فوق‌العاده‌اي داشته‌اند كه جايگاه‌هاي رسمي كشور را براساس قانون اساسي تقويت كنند و تأثيرگذاري فردي را به حداقل برسانند در حالي كه نگاه آقاي هاشمي دقيقاً ‌مقابل اين نوع نگاه است و اين را مي‌توانيم در جايگاه‌هاي مختلفي كه آقاي هاشمي حضور داشته است ببينيم، مثلاً يكي از نمونه‌هاي بارز همان دانشگاه آزاد است كه اين دانشگاه نه قانون‌محور است نه خرد جمعي در تصميمات آن دخيل است بلكه يك مجموعه‌اي است كه با فردمحوري كامل اداره مي‌شود.تفاوت‌هاي شخصيتي آقاي هاشمي‌رفسنجاني زمان امام (ره) و سال‌هاي اخير را در چه مي‌دانيد؟علي القاعده انسان‌ها تغيير مي‌كنند و تغييرات هم مي‌تواند دلايل مختلفي داشته باشد، منتها در مورد آقاي هاشمي زمينه‌هاي تغييرات از ابتداي انقلاب وجود داشته است و از جمله آن زمينه‌ها خود‌محوري و فراقانوني عمل كردن ايشان است. آقاي هاشمي در دوران امام (ره) هم شخصيت خودمحوري را در بسياري از جاها نشان داده است و اين در زمان رياست جمهوري ايشان نمود بيشتري پيدا مي‌كرد. زماني كه آقاي هاشمي به رياست جمهوري برگزيده شد، خصوصياتي نظير لوكس‌گرايي در ايشان تقويت شد اما قبل از آن زمان، آقاي رفسنجاني به دنبال تجمل‌گرايي نبود و حتي در زمان رياست مجلس دفتر ايشان ساده بود به صورت كلي اهل زرق و برق و تجمل نبودند. مي‌توانيد به نمونه‌اي از خود محوري‌هاي ايشان كه در زمان حيات امام (ره) صورت گرفته است اشاره كنيد؟ از جمله آن موضوع مك فارلين و برخي تصميمات در مورد نمايندگان مجلس است كه در سال 61 ايشان مجلس را تعطيل مي‌كند تا نمايندگان به حج مشرف بشوند و امام (ره) مخالفت مي‌كند. اما ايشان با خودمحوري همچنان بهانه‌هايي مي‌تراشد كه تصميم خود را به اجرا دربياورد. در خاطرات آقاي هاشمي اشاره شده است كه برادر يكي از نمايندگان فوت مي‌شود و قصد دارند كه آن مرحوم را در حرم حضرت معصومه (س) دفن كنند اما اعلام مي‌شود كه اين دفن 40 ميليون هزينه دارد. اين موضوع را با حضرت امام (ره) در ميان مي‌گذارند و با مخالفت امام (ره) مواجه مي‌شوند، اما آقاي هاشمي هزينه را متقبل مي‌شود و اخطار مي‌كند كه اين كار را انجام بدهيد. يا در موضوعي ديگر امام (ره) دستور مي‌دهند كه دولت از اموال بنياد مستضعفان استفاده نكند و مي‌فرمايند خلاف شرع است اما آقاي هاشمي به كرات در خاطرات خود به استفاده از پول اين بنياد اشاره مي‌كند كه از جمله مي‌‌توان به خرج كردن براي دانشگاه آزاد اشاره كرد. از اين نوع خودمحوري‌ها در دوران حضرت امام (ره) به فراواني مي‌توان ياد كرد. اين خودمحوري‌ها لطماتي هم در پي داشت؟قطعاً‌ صدماتي هم براي نظام در پي داشت و تلاش رهبري را براي سامان بخشيدن كشور و حاكم كردن قانون تا حدودي تحت تأثير قرار داد. به عقيده شما چرا آقاي هاشمي موضوع مك فارلين را از امام (ره) پنهان كرد؟ آقاي هاشمي در آن سال‌ها فرماندهي جنگ را بر عهده دارد. ايشان يك شخصيت توانا و قدرتمند در عرصه سياسي است و طبيعي است كه نقش مؤثري در امور كشور ايفا مي‌كرد. منش آقاي رفسنجاني با منش حضرت امام (ره) تفاوت‌هاي چشمگير در استراتژي جنگ داشت.امام (ره) اعتقاد داشتند سرنوشت جنگ با قدرت ملت رقم بخورد و شعار جنگ، جنگ تا پيروزي را هم با همين ديد سر دادند اما آقاي هاشمي شعار ديگري را مطرح مي‌كنند و براساس خاطرات آقاي هاشمي منطبق با شعار امام (ره) نبوده است. درهمين سال‌ها آقاي هاشمي به فرماندهان مي‌گويند:‌شما يك عمليات موفقيت‌آميز انجام بدهيد تا من از طريق سياسي جنگ را فيصله بدهم. اين موضوع در ميان فرماندهان هم تضعيف روحيه به حساب مي‌آمد و هم سياسي‌كاري را در جنگ مطرح مي‌كرد. آقاي هاشمي در اين مقطع از موضوعي خارج از كشور بهره مي‌برد و آن اينكه تعدادي از نيروهاي غربي در لبنان گروگان گرفته شدند، غربي‌‌ها تمايل داشتند كه ايران كمك كند تا نيروهاي آنها آزاد بشوند. البته اين نكته را بايد يادآور شوم كه قبل از آن ايران تسهيلات نظامي خود را از بازار آزاد به دست مي‌آورد. مسأله مذاكرات ايران با غربي‌ها بين مسئولان مطرح شد و اين موضوع شكل گرفت كه در قبال آزادي اسيران غربي آمريكا به ما اسلحه و سلاح بفروشد. آقاي هاشمي در كنار تلاش مسئولان نظام براي تهيه سلاح از بازار سياه و همچنين مذاكرات غيرمستقيم با آمريكايي‌ها بر سر گروگان‌ها دو خط ديگر را دنبال مي‌كردند. براساس مستندات دو خط ديگر آقاي رفسنجاني بدون اطلاع امام(ره) و ديگر مسئولان نظام است؛ يكي تلاش براي تجديد رابطه با آمريكا و دوم بحث مذاكره با آمريكا براي جلب حمايت آنها در ارتباط با سرنوشت جنگ.آقاي هاشمي برخلاف نظر امام (ره) معتقد بود كه ما مسأله جنگ را از طريق سياسي حل كنيم. البته اين موضوعات را به صورت گسترده در كتاب نقد سال 65 آقاي هاشمي آورده‌ام. متأسفانه زماني هم كه امام (ه) گفت‌وگو را در رابطه با مك فارلين منع مي‌كنند، آقاي هاشمي باز هم ارتباط‌گيري را در اين رابطه انجام مي‌دهد و حتي برادرزاده خود و برخي از فرماندهان جنگ را در اين قضيه داخل مي‌كند كه اين اثرات بسيار سوئي در جبهه داشت و تمركز بسياري از فرماندهان جنگ را به هم مي‌زد. آقاي هاشمي حتي مطالب خلاف واقع از جمله عدم سفر برادرزاده خود به آمريكا را به اطلاع حضرت امام (ره) نمي‌رسانده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار