علی رضایی- بهرغم تمام تلاشهای جریان فتنه برای جذب کارگران و معلمان به حرکت ساختارشکن موسوم به جنبش سبز اما طی دو روز گذشته یعنی در مناسبتهایی که به نام کارگر و معلم ثبت شده است، شاهد آن بودیم که طیف کارگران و معلمان، خواستهای آشوبطلبان را اجابت نکردند؛ خواستهایی که از ماهها پیش از این مناسبات آغاز شده بود و میکوشید تا اهداف خود را از مسیر کارگران و معلمان محقق سازد ولی در ناباوری تمام با دست رد طیف مزبور مواجه شدند که در واقع این رویگردانی نه فقط شکست تازهای را برای فتنهگران رقم زد که پیامهای فراوان دیگری را نیز در دل داشت و بر این اساس به بخشی از آنها اشارتی کوتاه میشود.مهر باطل بر توهمات سبزالقائات حرکت موسوم به جنبش سبز مبنی بر آنکه ما با همه افراد حتی با مخالفان خود نیز دوست هستیم، چنان در ماههای اخیر گسترش یافت که گویی جریان ساختارشکن پس از انتخابات در تمام لایههای جامعه رسوخ کرده است. این توهم فتنهگران هرچند در سال گذشته در مواقع مختلف از سوی آحاد مردم با مهر باطل مواجه شد، اما آنان دستبردار نبودند و همچنان در پی آرزوهای بر باد رفته دویدند. در این خصوص تلاش گستردهای را برای اقناع معلمان و کارگران مبنی برآنکه خوشبختی شما در گرو پیوستن به جنبش سبز است، به راه انداختند و هر کدام در این میدان سخنی بر زبان راندند. اما سرانجام در 11 اردیبهشت روز جهانی کار و کارگر و 12 اردیبهشت روز معلم مشاهده شد که تحرکات ساختارشکنانه پس از انتخابات 88 دیگر طرفدار زیادی ندارد. لذا بار دیگر بر توهم سبز و تخیل بیشمار بودن آنان مهر باطل کوبیده شد.هویتی مغایر با اسلامگرایی و ایراندوستیاین مهر بطلان از طرفی هم هویت متشنج جریان سبز را به همگان نشان داد؛ چنانچه مردم این مرز و بوم هویتی غیر از اسلامی و ایرانی بودن را برای خود نمیشناسند. بنابراین حرکاتی که در این قالب و با چنین هویتی به راه افتد، مقبول عامه مردم واقع میشود. اما چگونه است که جریان سبز غیر از روزهای مجاور انتخابات، دیگر طرفداران چندانی ندارد؟ مگر آنان ادعا نمیکنند که ما در خط اسلام و ایران گام برمیداریم، پس چگونه است که اکنون با دست رد مخاطبانی نظیر معلمان و کارگران مواجه شدهاند؟ نباید فراموش کرد که حامیان سابق این طیف پس از گذشت چند روز از فضای انتخابات و پیاده شدن از موج احساس، هویت واقعی جریانات به راه افتاده را شناختند و آن را مغایر با اسلامگرایی و ایراندوستی تلقی کردند. در ادامه نیز هنگامی که دیدند عدهای به عنوان مدافعان جنبش سبز منکر مهدویت و همچنین معصومیت امامان هستند و این مسائل را علناً ابراز میکنند، دیگر جای تردیدی برایشان باقی نماند که این طیف با هویت ما دوگانه است و در یک ظرف نمیگنجیم.سخنانی شورآمیز ولی بدون مدرکاز سوی دیگر، جریان فتنه، پیش و پس از انتخابات اساس و بنیان حرکت خود را بر محور احساسات چیده بود و همچنان به این نوع چیدمان علاقهمند است. چنانچه در این مدت حتی یکبار رهبران فتنه در زمان سخنرانیها و بحرانی جلوه دادن مملکت، با آمار دقیق و صحیح اطلاعرسانی نکردند و همواره مشاهده شد که آنان فقط با شور، جوسازی و تهییج احساسات اطرافیان، وضعیت کارگران، معلمان و بسیاری از اقشار دیگر را خطرناک تعریف کردند. به راستی اینان چگونه انتظار دارند که افراد با تکیه بر سخنان بدون سند و مدرک متقن، به وجد آیند و سپس به خیابانها بریزند و برای احقاق حقی که با آرامش و در مسیر قانونی قابل دستیابی است، فریاد زنند؟ به هر حال باید امروز به آشوبطلبان یادآور شد که مردم فهیم ایران اعم از کارگر، معلم، پزشک و دانشمند همگی علاوه بر شور، عنصر دیگری به نام بصیرت و شعور را نیز در وجود انسانی خود دارند و سالهاست که برای مراقبت از انقلاب اسلامی، انقلابی را درون خود ایجاد کردهاند تا خدای ناکرده در شرایط حساس تحت تأثیر هوای نفس و شور و احساسات بیرویه قرار نگیرند.