
استعمار انگلیس در زمان استیلای خود بر منطقه خلیج فارس، به دلیل آنکه خواستار حفظ و استمرار سیطره خود بر این منطقه بود، تقسیمات ارضی و مرزی منطقه را به گونهای هدایت کرد که کشورهای منطقه هیچگاه روی آرامش و ثبات همجواری را نبینند. بر این اساس کشورهای منطقه را از طریق ترسیم مرزها به صورتی درآورد که هر کشوری با همسایه خود، چندین اختلاف ارضی و مرزی داشته باشد. این وضعیت که تاکنون نیز ادامه یافته، منشاء دهها برخورد نظامی، جنگ بزرگ و کوچک و تیرگی دائمی روابط بین کشورهای منطقه شده است. در این بین، بحث جزایر سهگانه تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی در خلیج فارس که مورد اختلاف ایران و امارات است، به جای آنکه از لحاظ حقوقی و تاریخی مورد بررسی قرار گیرد، عموماً به عرصهای برای حملات لفظی کشورهای عربی بر ضد جمهوری اسلامی ایران مبدل شده است، به همین سبب نیز ادعای امارات در خصوص مالکیت بر جزایر، نه تنها از سوی این کشور، بلکه از سوی اکثر کشورهای عربی بارها و بارها تکرار شده است. در تازهترین اظهار نظر نیز «شیخ عبدالله بن زاید آلنهیان» وزیر خارجه امارات عربی متحده به تکرار ادعاهای واهی درباره جزایر سهگانه پرداخته و ضمن اظهار سخنان جالبی در مورد اشغال این جزایر توسط ایران، این موضوع را به اشغال سرزمینهای عربی توسط اسراییل، تشبیه کرده است!
این ادعاهای واهی در حالی بیان میشوند که از لحاظ تاریخی، حاکمیت ایران بر جزایر سهگانه کاملاً محرز است. بر این اساس با بررسی اسناد تاریخی از قبیل کتابچههای راهنمای دریانوردی در خلیج فارس چاپ1864، سالنامهها، شرح وقایع روزانه، نقشههای سیاسی و کارتوگرافیک، گزارشهای اداری و یاداشتهای رسمی وزارت خارجه انگلستان و اداره امور هندوستان در بریتانیا در خلال قرون 17 و18و قسمت اعظم قرن 19، بارها مشاهده شده که این جزایر به رنگ قلمرو اصلی ایران مشخص شده است.
علاوه بر این، از لحاظ حقوقی نیز جزایر همواره متعلق به ایران بودهاند و در این خصوص اسناد مختلفی وجود دارد، به عنوان مثال میتوان به دلیل اشغال جزایر خلیج فارس از سوی بریتانیا اشاره کرد. بر این اساس افزایش روزافزون چالشها میان روسها و آلمانها در منطقه خلیج فارس و مواضع دولت ایران در مورد پذیرش آنها، باعث نگرانی شدید محافل سیاسی بریتانیا در حوزه خلیج فارس شد و آنها را بر آن داشت تا با دور نگه داشتن دشمنان خود از طریق کنترل جزایر استراتژیک ایران در نزدیک تنگه هرمز، به اهداف خود در منطقه جامه عمل بپوشانند.
پس از اشغال این جزایر، دولت ایران راهی جز اعتراض و تأکید بر مالکیت تاریخی خود در برابر ادعاهای بیاساس و اشغال غیرقانونی بخشی از قلمرو خود نداشت. از سال 1968، مذاکرات در خصوص وضعیت جزایر گسترش یافت و در لندن، تهران و نیویورک و نقاط دیگر پیگیری شد. کاملاً روشن است که مذاکرات ایران با بریتانیا در خصوص جزایر سهگانه ناشی از نقش انگلستان به عنوان حامی شیخنشینهای سواحل متصالحه بوده است چرا که دولت انگلستان در مارس 1892، با انعقاد قراردادهای کاملاً مشابهی، مسؤولیت امور خارجی شیخنشینهای مزبور را بر عهده گرفته بود و شیخنشینها نیز بر اساس قراردادهای انحصاری که با بریتانیا منعقد کرده بودند، متعهد شده بودند که بدون رضایت دولت بریتانیا، حق انعقاد هیچگونه قرارداد و موافقتنامهای را با هیچ کشور خارجی نداشته باشند. بدین ترتیب شیخنشینهای مزبور از دیدگاه حقوق بینالملل، تحت حاکمیت مطلق بریتانیا بودند و از خود هیچ اختیاری نداشتند.
پس از اعلام بریتانیا در سال 1968 در مورد عقبنشینی از خلیج فارس، ایران خواستار حّل مسائل قدیمی خود با انگلستان شد. مذاکراتی بین طرفین برگزار شد که نتیجه آن توافق در مورد بازگشت مالکیت جزایر ابوموسی، تنب کوچک و بزرگ بود. با این اوصاف میتوان نتیجه گرفت که ادعاهای امارات متحده عربی در خصوص مالکیت جزایر سهگانه، کاملاً بیاساس و غیرعقلانی است زیرا قبل از اشغال جزایر توسط بریتانیا، این جزایر تحت مالکیت ایران بوده است و در زمان اشغال نیز امارات به عنوان کشوری مستقل از لحاظ حقوق بینالملل شناخته نشده بود و زیر نظر بریتانیا اداره میشد بنابراین نمیتوان به ادعاهای کشوری که وجود نداشته، رنگ و بوی حقوقی بخشید و در محافل بینالمللی از آن حمایت کرد. این در حالی است که بریتانیا به عنوان طرف دعوا در این موضوع، با ایران به توافق رسیده بود و مالکیت این جزایر را به صاحب اصلی آن یعنی ایران واگذار کرده بود.
در مجموع، مالکیت این جزایر در سال ۱۹۷۱، به موجب توافقنامه سهجانبهای که میان دولت پادشاهی وقت ایران، بریتانیا و امیرنشین شارجه به امضا رسید، به ایران واگذار شده است و ادعاهای واهی دولت امارات و سایر دول عربی، بیش از آنکه پایههای تاریخی و حقوقی داشته باشد، محصول حمایت مستقیم ایالات متحده آمریکا است زیرا سه جزیره ابوموسی، تنب بزرگ و تنب کوچک در دهانه تنگه هرمز قرار دارند و به دلیل اینکه کشتیهای نفتکش به علت کمعمق بودن خلیج فارس تنها باید از مسیر میان این جزیرهها عبور کنند، موقعیت ویژهای دارند، ضمن آنکه ایالات متحده قصد دارد از این طریق جمهوری اسلامی ایران را با چالش مواجه سازد و مانع از گسترش روابط ایران با اعراب شود.