برخی ظهور اولین نشانههای تغییر مواضع روسیه درباره برنامه هستهای ایران از مخالفت با تحریمهای بیشتر تا موافقت با آن را به سفر رئیس جمهور آمریکا به مسکو در تابستان سال گذشته نسبت میدهند. سفری که علاوه بر صحبتهای مقدماتی درباره توافق بر سر پیمان جایگزین استارت یک، موضوع ایران از محورهای عمده آن بود. گمانهزنیهای فراوانی درباره معامله دو ابرقدرت زمان جنگ سرد در این باره صورت گرفته است اما باید خاطرنشان کرد که تغییر ناگهانی مواضع روسیه در برابر همسایگان و فروش سود روابط با آنها در ازای دریافت حداکثر امتیازات از غرب چیز تازهای نیست.
در واقع سخنان اخیر رئیس جمهور روسیه و وزیر خارجه این کشور درباره ناامید شدن از پاسخ ایران به پیشنهاد وین و اجتناب ناپذیر بودن تحریمها از منطق همیشگی سیاست خارجی روسیه بر میخیزد. زمانی برخی انتظار داشتند که قدرتگیری حلقه پوتین که بیاعتمادی به غرب یکی از شاخصههای تفکر حاکم بر آن است شاهد معاملهگریهای غیر مسئولانه روسها با غرب نباشیم اما باید گفت تفکر پوتینیستی با همه جسارتش تنها همکاری خوشبینانه دوره یلتسین با غرب را به یک همکاری سوداگرایانهتر تبدیل کرده است.
بهتر است بگوییم روسیه فعلی در تلاش است زیرکانهتر و به زعم خود سختگیرانهتر با غرب معامله کند اما نه به سختی دوران کمونیسم،آنهم به خاطر اینکه توان آغاز جنگ سرد جدیدی را ندارد. روسیه دراین مسیر امیدوار است ماجراجوییهای آمریکا در خاورمیانه آنقدر ادامه یابد که هر روز موضوع تازهای برای معامله وجود داشته باشد. معاملاتی که آمریکا در پی آن به دنبال حل مشکلاتش در گسترهای به طول افغانستان، ایران و عراق باشد و روسها هم در قبال همکاری برای حل برخی مشکلات آمریکا سر رژیمهای غربگرای قفقاز و آسیای مرکزی را زیر آب کنند. اما آیا غرب واقعاً در حال باجدادن به روسیه است و راضی شده تا مسکو این منطق «همکاری به شرط دریافت حداکثر امتیاز» را پیش ببرد؟ منطقی که کرملین امیدوار است دست کم با عملیاتی شدن آن حضور سخت ناتو از قفقاز و آسیای مرکزی و حتی در مراحل بعدی اروپای شرقی حذف شده یا تحت مدیریت مسکو در آید.
شاید غرب معاملهای برای عدم دخالت روسیه در خاورمیانه به شرط عدم دخالت غرب در حوزه خارج نزدیک روسها انجام دهد اما برای غرب مسجل است که مردمان حوزهای که روسها خارج نزدیکش میخوانند به سبب انباشت خاطرات ناخوشایند از رفتار مسکو دورترین اقوام و ملتها به روسها هستند.
روسها هیچ گاه جایی در قلوب مردمان این منطقه نداشتهاند و رفتار هیأت حاکمه جدید روسها هم نشانی از جبران عملکردهای سابق را ندارد. این شکافی است که همیشه زمینه سرمایهگذاری غرب را فراهم میکند.
در واقع اگر چه ظاهر قضیه این است که در حال حاضر غربیها به روسها امتیازاتی چون سکوت در قبال تحولات قرقیزستان و اکراین و انصراف از یک طرح ضد موشکی در چک و لهستان میدهند و آمریکاییها با تأمین نظرات مسکو پیمان جایگزین سلاحهای راهبردی را امضا میکنند تا در عوض روسها در خاورمیانه تحت مدیریت آنها عمل کند، اما اعضای ناتو مطمئن هستند که چیز زیادی را از دست نمیدهند چرا که اصولاً روسها چیز زیادی در حوزه خارج نزدیک ندارند که به دستش آورند. به ویژه آنکه غرب به خوبی میداند که اگر برای مدتی هم از قفقاز، آسیای مرکزی و حتی بالکان بگذرد، جهان اسلام از جمعیت عظیم مسلمانان این منطقه نمیگذرد. در حقیقت از آنجا که غرب اطمینان دارد که روسها از مدیریت روابط خود با جهان اسلام عاجزند، بنابراین اگر این مناطق تحت مدیریت غرب نباشد، تحت مدیریت مسکو هم نخواهد بود. اما اگر سطح تحلیل خود درباره موضع مسکو در برابر برنامه هستهای ایران را خردتر کنیم و به سیر مواضع و عملکرد روسها درباره موضوع هستهای ایران در ماه های اخیر نگاهی خوشبینانه اجمالی بیافکنیم، شاید بتوانیم خود را راضی به این نتیجه نماییم که مسکو به رغم آنکه اینکه سعی میکند با تحریمهای بیشتر علیه ایران همراه باشد ـ چون امتیازاتی از غرب گرفته است ـ اما عملاً با چانهزنی که بر سر مصادیق و موارد تحریم انجام داده ، تحریمها را به حدی فشل کرده است که قطعنامه تحریمها تنها مصوبهای روی کاغذ باشند؛ به خصوص آنکه روسها دریافتهاند آمریکا و اروپا بیش از آنکه به فکر نوع و محتوای تحریمها باشند، به دنبال اصل تحریمها هستند تا پس از تصویب تحریمهای حتی نارکارآمد دور بعدی مذاکرات احتمالی با ایران تحت فشار سیاسی علیه تهران صورت گیرد.
در واقع تحریمها در این فرآیند نوعی دالان آغاز مذاکرات به حساب میآیند. بدین ترتیب رأی دادن به این تحریمها با رأی ندادن به آنها زیاد فرقی نمیکند و حتی رأی دادن موجب تسریع در آغاز مذاکرات میشود.
خوشبینی این نگاه زمانی آشکار میشود که رفتار روسها در عدم ارائه سامانه موشکی اس 300 و تأخیرهای مکرر در راهاندازی نیروگاه بوشهر را مدنظر قرار دهیم. حتی اگر روسها به تحریمهایی صرفاًَ روی کاغذ به عنوان یک عامل صرف فشار سیاسی و نه اقتصادی رأی دهند این مسأله نشانگر آن است که روسیه در نگاه سیاسی و غیر فنی به پرونده هستهای ایران با غرب شریک است و از کشمکش میان غرب و ایران در خفا خشنود، زیرا چنان که گفته شد به شکلی غیردوراندیشانه این کشمکش را باعث رونق سوداگری خود تصور میکند.