
سعید شمس
اولین بازدید خبرنگاران از مناطق عملیاتی جنوب، در حالی صورت گرفت که طبق سنوات گذشته، کاروان راهیان نور از سراسر ایران خود را به استان خوزستان رساندهاند تا بار دیگر با آرمانهای شهدای هشت سال دفاع مقدس تجدید پیمان کنند.
عدهای از خبرنگاران به مدت یک هفته از منطقههای عملیاتی خوزستان و همچنین شهرهایی که در هشت سال دفاع مقدس تحمیلی آسیب دیدهاند، بازدید کردند تا بتوانند از این طریق به انعکاس خاطرههای راویانی که خود، جنگ را تجربه کرده بودند بپردازند و هم اینکه از شرایط شهرهای درگیر با جنگ گزارش دهند.
شلمچه، کربلای شهدا
با نگاهی به محل شهادتی که بر روی سنگ قبر شهدا در گلزارهای سراسر ایران حک شده است، میتوان به این نتیجه رسید که شلمچه مدفن اصلی جان برکفانی است که برای دفاع از مردم و خاک خود، هیچ هراسی از دشمن تا بندندان مسلح به دل راه ندادند و در نهایت در جدالی نابرابر با دشمنی که خیلی از کشورهای دنیا را به عنوان حامی خود میدید، به پیروزی رسیدند.
اینکه شلمچه را مرکز ثقل جاهایی دانست که کاروان راهیان نور در منطقه جنوب به زیارت آن میروند، نمیتواند اظهارنظری غیرمنطقی تلقی شود شاید به همین دلیل است که شلوغ ترین مکان و جایی که بیشترین حزن را میتوان در نگاه مردم دید، این نقطه از مرز مشترک ایران و عراق بود، شلمچهای که کربلای شهدا لقب گرفته است. فکه؛ میزبان همیشگی مرزبانان
حضور چشمگیر مرزبانان در فکه که یکی از مرزهای مهم بین ایران و عراق به شمار میرود، نشان میدهد حتی با احتمال کم تجاوز کشورهای خارجی، به مانند روزهایی که درگیر جنگ بودند، آماده مرزبانی از تمامیت ارضی ایرانند و با توجه به بهره بردن از امکانات و تسهیلات لازم، میتوان به این نتیجه رسید که کمترین خطر و آسیبی مرزهای ایران را تهدید نمیکند. این درست که جنگ بیش از 20 سال است که تمام شده، اما به دلیل اینکه شرایط دو کشور ایران و عراق در موقعیت آتش بس است و همچنین استقرار آمریکاییها و نیروهایی که از خارج از منطقه خاورمیانه در این منطقه حساس مستقر شدهاند، مرزبانی دقیقا با همان حساسیت روزهای جنگ، یکی از برنامههای اصلی نیروهای نظامی به شمار میرود.
پاکسازی میدان مین در ابوغریب
از جمله مناطق مرزی که توسط عراقیها مین گذاری وسیعی شده بودند ابوغریب است که به دلیل «حساسیت مرزی» بین دو کشور روزهای پر افت و خیزی را در طول جنگ تحمیلی به خود دیده است.
در حال حاضر تیمهای پاک سازی ارتش، مشغول خنثی کردن مینهایی هستند که حتی بیست سال بعد از قطعنامه هم در زمینهای مرزی ایران دفن هستند و هر آن میتوانند خطرات جبران ناپذیری را در پی داشته باشند.
بر اساس این گزارش، تیمهای پاکسازی به دلیل بهره بری از تجهیزات الکترونیکی نسبت به قبل، با آسیبهای کمتری مواجه هستند و به همین دلیل آمار شهدای پاکسازی از سالهای پیش پایین تر آمده است که این میتواند اتفاق خوبی تلقی شود. کاخ ویرانه صدام در خرمشهر
عراق با تسخیر «خرمشهر» خود را پیروز جنگ با ایران میدانست، اما صدام حسین و همپیمانانش نمیدانستند که حتی 18 ماه حضور در خاک ایران هم نمیتواند اراده آهنین ایرانیها را بشکند. «سوم خرداد» که به حق یکی از تاریخی ترین روزهای تاریخ ایران باید نامیدش، نشان داد که با همت ایرانیهایی که حاضر هستند از هست و نیست خود برای ذره ذره خاک کشورشان بگذرند، هیچ قدرتی نمیتواند به جدا سازی نقطهای از ایران حتی «فکر» کند. همانطور که از همان روز اول تسخیر خرمشهر همه منتظر آن بودند، در این روز دشمن عقب نشینی کرد تا هم اکنون از کاخی که برای صدام ساخته شده بود تا او در آن جشن پیروزی بگیرد، جز ویرانهای باقی نماند و مردم خرمشهر در حالی که سیر پیشرفت شهر خود را به چشم میبینند، آزادانه و با افتخار به زندگی خود در این شهر که به راستی خونین شهر نام گرفته است، ادامه میدهند.
آرامش شهدای گمنام در هویزه
تعداد شهید گمنامی که روی سنگهای مزار موجود در هویزه دیده میشود، تفاوت آشکار یادمان شهدای هویزه را با یادمانهای دیگر نشان میدهد. شهیدانی که در شانزدهمین روز نخستین ماه زمستان سال 59 با عزت، جان به جان آفرین تسلیم کردهاند و با وجود گذشت غریب به بیستسال، همچنان بینام و نشان در خاک آرمیدهاند. نکته قابل توجه مکان فوق، این است که اهالی روستای احمد آباد در 5 کیلومتری هویزه، برای شهدای بومی خود که توسط عراقیها در یک گور دسته جمعی زنده به گور شده بودند، با هزینه خود یادمانی بنا کردهاند تا آنها هم که به دلیل تحویل ندادن خلبانی که به روستایشان پناه آورده بود، کاروانهای راهیان نور را به عنوان زائر بر سر مزار خود ببینند تا شاید از میهمان نوازی شان اندکی تجلیل شود.
طعم تلخ محرومیت در مینوشهر
اینکه همه مردم ایران باید خط عریضی بین خود و محرومیت احساس کنند، «مهمی» است که باید همیشه و تحت هر شرایطی مورد توجه قرار بگیرد.
با این وجود منطقههایی که در دفاع مقدس به طور مستقیم با جنگ درگیر بودند، نیاز به این دارند تا توجهی ویژه را متوجه خود ببینند تا مردم، مردمی که به جای ترک خانه ماندند و تن به تن با عراقیها به مقابله پرداختند، بتوانند در روزهایی که آرامش در کشور حاکم است، با آرامی و حداقل دغدغه، زندگی کنند تا شاید جزیی از خاطرات تلخ و دشواریهای انکارناپذیر آن سالها را از یاد ببرند.
«مینو شهر» شهری در نزدیکیهای خرمشهر است که با وجود جمعیت 12 هزار نفری از محرومیتها و کمبودهای زیادی رنج میبرد.
مشکل عمده این شهر این است که به دلیل استفاده از تسهیلات نظامی توسط عراقیها، زمینهای خود را مثل قبل فاقد کارایی کشاورزی میبینند و این یعنی، امکان کشاورزی که تنها فرصت شغلی آنها محسوب میشد، تقریباً به صفر رسیده و طبیعی است که «بیکاری» مشکلات عدیدهای برای مردم قهرمان این شهر به وجود آورده است.