
حبيب ترکاشوند- ميگويند روزي يك خبرنگار از كيسينجر تئوريسين معروف ايالات متحده پرسيد آيا شما پيرو مكتب ماكياوليسم هستيد كه وي خيلي قاطع جواب داد نه. هنگامي كه در خفا از كيسينجر پرسيدند دليل آن پاسخت چه بود، گفت: همان ماكياول به من آموخته كه چنين پاسخ دروغي را بدهم.
تفسير و مصداق امروزي اين داستان را شايد بتوان سران فرقه سبز و تئوريسينهاي لندننشين اين مكتب بي سر و ته دانست؛ جنبشي كه تا چند وقت پيش اگر از اهل سياست درباره پارامترها و مؤلفههاي اصلي آن را سؤال ميشد، طرفداري بيچون و چرا از آزادي و ليبرال دموكراسي غرب، دموكراسي اشراف و كم كردن مرزها با انديشههاي غربي را جزو چارچوب فكري اصلي اين جنبش مطرح مي شد. اما به يكباره ميبينيم سايتها و سران اين فرقه با چرخش 180درجهاي بهيكباره تئوري «جنبش كارگري» را اولويت نخست خود قرار ميدهند. تئورياي كه حرف اول آن مبارزه با نظام سرمايهداري و انديشههاي برآمده از ليبرال دموكراسي است. يكي از پارامترهايي كه بنيانگذار كبير انقلاب در آغاز حركت خود برآن پاي ميفشردند، استقلال فكري و حركتي و نيفتادن در دام مكاتب ماترياليستي و اومانيستي شرق و غرب بود. براي همين امر از نخستين شعارهايي كه در اين نهضت سرداده شد، شعار مشهور «نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي» بود. ظاهر شعار خيلي ساده امّا باطن آن ابداع بزرگترين مكتب فكري قرن بيستم و دست رد بر مكاتب آن روز جهان بود كه نشان دهد اين نظام نوپا نه با نظام سرمايهداري و كاپيتاليستي غرب سر سازگاري دارد و نه با ماركسيسم و ايدئولوژي چپگرايانه.
در اين راستا نظام نوپاي اسلام در مواجهه با روز جهاني كارگر كه سابقهاي بيش از 100سال در عرصه جهاني البته بهجز كشورهاي آمريكا و كانادا داشت و هرساله كارگران در اين روز دست به راهپيمايي و تظاهرات ميزدند، ضمن ارج نهادن به مقام كار و كارگر و به رسميت شناختن روز كارگر جهت قدرداني از زحمات اين افراد خدوم، از هرگونه سوءاستفاده ابزاري از اين قشر جهت خواست دو بلوك آن روز جهان خودداري كرد. براي همين طي ساليان گذشته هميشه اين روز، به عنوان سمبل كار و تلاش و تقدير از كارگران مطرح بود، اما هيچگاه وارد وادي جنبشهاي مثلاً كارگري نشده است. همانگونه كه روز گذشته نيز رهبر انقلاب تأكيد داشتند استفاده ابزاري از كارگر و مسائل كارگري در 30سال گذشته در دستور كار دشمنان نظام بوده و هرساله با بهانه قراردادن مسائل حاشيهاي سعي در ايجاد تشنج، التهاب و به اصطلاح جنبش كارگري بودهاند.
اكنون كه در آستانه روز كارگر قرار داريم از نكات تأمل برانگيز مانور دادن سايتهاي حامي جريان فتنه روي موضوع كارگران و مسائل صنفي آنان است. اين درحالي است كه گردانندگان برخي از اين سايتها كه تحت عنوان اتاق فكر لندن شهره هستند را شايد بتوان بهعنوان سمبل مكتب ليبرالدموكراسيخواهي اين جنبش ناميد.
افرادي مانند سروش، مهاجراني، كديور و گنجي كه در مواضع، سخنرانيها و كتابهاي خود مدينه فاضله جامعه ايران را انديشههاي ليبرالي با نقاب به ظاهر اسلامي ميدانند. حال بايد پرسيد كه آيا اين افراد به يكباره از انديشههاي خود برگشتهاند و در يك عقبگرد 30ساله علم انديشههاي به موزه پيوسته چپ را به سينه ميزنند يا اين ماهيت اين جنبش بيهدف است كه هرازگاهي آنان را سر يك سفره فكري مينشاند.