
فریدون حسن
صبح دیروز یکی از جراید ورزشی پرتیراژ و خوشآب و رنگ که البته این روزها صدای برچیده شدن بساطش نیز شنیده میشود در ستون یادداشت خود ضمن حمله به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به جهت صدور اطلاعیهای مبنی بر ممنوعیت حضور ستارههای ورزشی در تبلیغات کالاهای تجاری به پشتیبانی از این قشر که ظاهراً قرار است در آینده به فقر و بیکسی و بدبختی گرفتار شوند پرداخت.
نگارنده محترم یادداشت فوق با به میان آوردن بحث تعدادی از ستارههای سینما و بازیکنی که سالها قبل مصدوم شد در هر بند فریاد وااسفا سر داده و ظاهراً بر سر و رو کوبیده که بله سیگار فروشی، دورهگردی، مسافرکشی و مشاغل خدماتی چیزهایی است که انتظار سوپراستارهای جامعه ورزش و حتی سینمای امروز کشورمان را میکشد.
جناب نویسنده با تأسف و تأثر فراوان عنوان کرده که تبلیغ ژیلت و کتانی و تیشرت شرف دارد به تهیدستی و درازکردن دست جلوی دیگران اما احتمالاً در طول مدتی که فکر میکرده برای به نگارش در آوردن طراوشات ذهنیاش و در مدتی که قلم به دست به حال ورزش و هنر تأسف میخورده به این مسأله توجه نداشته که ستارههای امروز ورزش و هنر با چه مبالغی قرارداد میبندند و با چه مبالغی دستمزد میگیرند.
جناب نویسنده حتماً به خوبی میداند که کمترین حد قرارداد این سوپراستارها در ورزش چیزی کمتر از 300 میلیون برای یک فصل نیست و ستارههای هنر هم که بالطبع کمتر از این نیستند که هر روز خبرشان این سوی و آن سوی شهر شنیده میشود.
طبیعی است که جناب نویسنده در طول مدت تحریر یادداشت خود به این فکر میکرده که خب ستارهها بخش اعظمی از این دریافتهای نجومی را باید خرج فسق و فجور، شبگردی و ... کنند و طبیعی است که درآمدی دو یا سه برابر این نیز برای رسیدن به این برنامهها کم است پس باید منبع درآمدی دیگر هم داشت و خب از آنجا که ستارهها و سوپراستارها پوست لطیف دارند و میانه چندان خوبی، با کار ندارند چه بهتر که ژیلت تبلیغ کنند و تیشرت.
خب، جناب نویسنده درست فکر کرده که عمر ستاره بودن کوتاه است و دوران خوشگذرانی طولانی پس باید وجه نقد آن هم تأمین باشد بنابراین نتیجه گرفته که آقایان سوپراستار در عالم ورزش و هنر بروند سینه پر کنند و لبخند ملیح بزنند و صابون و شامپو تبلیغ کنند.
خدمت جناب نویسنده عرض کنم که نه، برادرجان این راهش نیست؛ ستارههای امروز کشورمان چه در ورزش و چه در عالم هنر باید راه درست زندگی کردن را بیاموزند، ستارههای امروز ما متأسفانه تنها بیبند و باری و عیاشی و بعضاً فساد را به خوبی آموختهاند، آنها یاد گرفتهاند که تنها با درآمدهای چند صد میلیونیشان سوار بر اتومبیلهای آخرین مدل خیابانهای شمال شهر را طی کنند و هر روز خبر رسوایی یکیشان از گوشه و کنار به بیرون درز کند. ستارههای امروز این مرز و بوم بهتر است به جای غم تبلیغ ژیلت و تیشرت، اندکی هرزگی را کنار بگذارند و با تن دادن به محدودیتهای اجتماعی و کار شرافتمندانه از امروز به فکر فردای خود باشند تا کس دیگری هوس نکند به بهانه غصه نان و آبروی فردای آنها وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و البته دولت را بکوبد.