گزارش و عکس:حسین فصیحی
به گزارش خبرنگار «جوان»، شامگاه بیست وهشتم خردادماه سال 87 مأموران کلانتری 172 شهرری از وقوع یک نزاع در میدان مدرس شهرری با خبر شدند. مأموران پلیس با حضور در پارک محل دریافتند که و گروه از جوانان به هواخواهی تیمهای محبوب خود با یکدیگر به نزاع پرداختهاند که در جریان آن یکی از عاملان به نام «احمد» بر اثر شدت جراحت به بیمارستان 7 تیر اعزام شده است.
پزشکان بیمارستان تلاش بیوقفه را برای نجات او آغاز کردند، اما احمد همان شب تسلیم مرگ شد.
استقلال تهران- پگاه گیلان؛ جام حذفی
فینال جام حذفی سال 87 با پیروزی 3 بر صفر استقلال تهران به پایان رسید و آبیپوشان در پایان بازی، جام قهرمانی را بالای سر بردند. چند سرباز خوزستانی که برای اوقات فراغت راهی استادیوم شده بودند نمیدانستند با فرا رسیدن شب کابوس مرگ بر بالای سرشان به پرواز در خواهد آمد. آنان پس از پایان بازی راهی شهرری شدند و در پارکی در میدان مدرس با چند سرباز همشهری خود آشنا شدند.
موتورسوار وارد میشود
سربازان مشغول صحبت بودند که عبور موتورسواری با سه سرنشین بزم شبانه آنان را بر هم میریزد. موتورسوار به هواخواهی تیم استقلال شعار میدهد و یکی از سربازان به هواخواهی تیم فولاد خوزستان. موتورسواران با شنیدن نام فولاد توقف کرده و بر سر هواخواهی تیم پایتخت و تیم شهرستانی نزاع در میگیرد. با اوج گرفتن تنش یکی از سرنشینان به نام «علیرضا» هوادار تیم فولاد را به ضرب چاقو مصدوم میکند.
زمانی که خون صورت طرفدار فولاد به نام «احمد» را رنگین میکند آنان از محل متواری شده و احمد به همراه دوستانش عازم بیمارستان میشود.
دستگیری
مأموران پلیس پس از قتل احمد در تحقیقات دریافتند که ضارب فردی به نام «علیرضا» معروف به «علی رشتی» است. او سابقه نزاع در محل را داشته و پس از انجام تحقیقات ویژه پلیسی دو روز پس از ارتکاب قتل در مخفیگاهش دستگیر میشود. او پس از دستگیری به ارتکاب قتل اعتراف کرد و سی و یکم مرداد سال 88 نخستین جلسه محاکمه او در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد. هر چند علیرضا ارتکاب به قتل را انکار کرد که اما اولیای دم از دادگاه تقاضای قصاص کردند.
روز گذشته آخرین جلسه دفاع متهم در شعبه 74 به ریاست قاضی حسن تردست و چهار مستشار دادگاه برگزار شد.
شاهد
یکی از شاهدان به دادگاه گفت: پس از تماشای فوتبال برای زیارت عازم شهرری شدیم. ما در پارک نشسته بودیم که با فریاد استقلال استقلال یک موتورسوار یکی از دوستانم به هواخواهی تیم فولاد شعار داد. آنها به ما حمله کردند، یکی از آنان روی گردن من پرید و نفر دیگر به نام «مهدی» با چاقویی در دست ما را تهدید میکرد. علیرضا چاقو را از دست مهدی گرفت و به من حمله کرد که دستم مجروح شد. نزاع که بالا گرفت دریافتم از سر احمد خون میآید. احمد نقش زمین شده بود و آنان در حالی که چاقو به دست علیرضا بود، فرار کردند.
متهم ردیف دوم
قاضی تردست مهدی، متهم ردیف دوم را تفهیم اتهام کرد. او گفت: ما درگیری را آغاز نکردیم. آنها به ماحمله کردند و نزاع بالا گرفت. من آنها را با چاقو تهدید کردم. علیرضا تلاش میکرد چاقو را از دستم بگیرد. از شرارت او خبر داشتم و نمیخواستم چاقو به دستش بیفتد، اما او چاقو را از دستم درآورد. من تصور نمیکردم که نزاع با قتل به سرانجام برسد، بلکه میخواستیم از محل فرار کنیم.
آخرین دفاع
متهم برای آخرین بار در جایگاه حاضر شد و اتهام خود را انکار کرد.
دادگاه نیز با بررسی محتویات پرونده وارد شور شد تا به زودی حکم نهایی را صادر کند.