
امیر کوشا
قرار بود هیچ نامیفاش نشود. این قراری شفاهی نیست که حالا امروز سبیل مردانه قول دهنده و قول گیرنده به باد بهاری سپرده شود! اگر نگاهی به آییننامههای نه چندان اجرا شده در کمیتهها بیندازیم متوجه مادهای میشویم که به کمیته مبارزه با دوپینگ فدراسیون فوتبال تأکید میکند به هیچ عنوان نباید تا پیش از حتمیشدن دوپینگ بازیکنان مورد نظر، نام آنها در رسانهها فاش شود. ولی انگار موشهای ساختمان فدراسیون فوتبال آن قدر گوشهای تیز و زبانهای رها شده از دهانی دارند که روزنامههای ایران برای به دست آوردن نام خاطیان به مشکل نخورند!
فوتبال ایران حالا باید خود را برای اتفاقی تازه آماده کند. بازیکنانی که تا دیروز در تیمهای لیگ برتری یا جزو بازیکنان کلیدی تیمهای خود بودند، نام خود را به صورت مخفف روی جلد روزنامههای ورزشی میبینند و این یعنی به ثمر رسیدن دلهره و التهاب همان مردانی که به محض انجام تست دوپینگ، بیقراری در وجودشان رخنه میکرد. یکی از بازیکنانی که امروز آزمایش اولیه تست دوپینگش مثبت اعلام شده، سه ماه قبل و به محض خروج از اتاق تست، با دوستان خبرنگار خود تماس گرفت و از آنها زمان اعلام نتایج تست دوپینگ را سؤال کرد. بازیکن دیگر که در میانههای فصل به یک تیم پرهوادار پیوسته بود بعد از منتشر شدن نام مستعارش به دوستان خود گفته بود که فقط پیش از یک تمرین که احساس خواب میکرده برای رفع خواب این مواد را مصرف کرده و بازیکن ثالث البته همان هافبک دفاعی معروفی است که پیش از این هم نشانه مثبت بودن آزمایش دوپینگش او را دو سال از حضور در فوتبال ممنوع میکرد!
داستان دوپینگیها، آغاز نوشته شدن داستان اخراجیهایی است که چند روزی فوتبال ایران را داغ میکند. اخراجیهایی که هر سال در فوتبال ایران به چشم میخورند و مشتی شدهاند نمونه خروار! وقتی به تعداد نه چندان زیاد موارد تست نگاهی میاندازیم و آن را با بیش از سه هزار و چهارصد مورد انجام تست دوپینگ در بوندس لیگا مقایسه میکنیم، این تردید در ذهن مان شکل میگیرد که اگر قرار بود روزی روزگاری در فوتبال ایران نیز همین تعداد بازیکن مورد آزمایش قرار بگیرند، چه سرنوشتی در انتظار تیمهای فوتبال ایران بود! شاید ده درصد بازیکنان لیگهای مختلف به همین واسطه لیگ و فوتبال را از دست میدادند!
امروز میتوان نام سه بازیکن دیگر را در لیست دوپینگیهایی دید که به احتمال قریب به یقین هیچ مدرک و ادله مستند و محکمیبرای مثبت بودن آزمایش خود ارائه نخواهند کرد. محرومیت این سه قطعی خواهد شد و تأسفبارترین اتفاق این است که طبق قوانین مورد استناد نادو و فیفا، یکی از این سه تن بیشک برای همیشه از دنیای بازی و مربیگری و مدیریت و هر آنچه با فوتبال در ارتباط است محروم خواهد شد! این سه، قربانیان تازه فوتبالی هستند که رئیس آن در برنامه زنده تلویزیونی ادعا میکند پاک است و مبرا از خطا... هرچند از همین رئیس نپرسیدیم چرا طی ده سال اخیر حتی یک مورد از خیل آزمایشهای دوپینگ بازیکنان بوندس لیگا مثبت نبوده و ما سال به سال با رشد دوپینگ در آزمایشهای محدود خود روبهرو هستیم!
سه قربانی جدید را به مسلخ خواهیم برد و باز هم فراموش خواهیم کرد که روزی روزگاری نه چندان دور آری هان در توصیف فوتبال نه چندان پاک ایران گفت: «میدانم مربیانی در ایران کار میکنند که به بازیکنان خود داروی دوپینگ تزریق میکنند...» و این دقیقاً عین همان حرفی بود که سالها بعد مجید جلالی ادعایش را داشت! ما قربانیان خود را برای فرار از بار تقصیر لگدمال خواهیم کرد و باور نمیکنیم که مردانی هستند که به بازیکنان فوتبال ایران به زور داروی دوپینگ تجویز میکنند و برای بازی کردن آنها شرط استفاده از موارد غیرمجاز نیروزا میگذارند! امروز باز هم همین بازیکنان به فنا میروند و مربیانی که شاهد چنین رفتاری بودند و خود نقشی عمده در آن داشتند با مهربانی کمیته انضباطی و فدراسیون فوتبال روبهرو میشوند!
***
تلاش رسانهها برای یافتن نام دوپینگیها تا پاسی از شب ادامه داشت! چرا کسی دنبال نام مشوقین دوپینگ آنها نمیرود؟ چرا کسی مربیان و واسطهها را سؤالپیچ نمیکند؟! این آیا نشانهای از پاک بودن مطلق فوتبال ایران نیست؟