
سید علی اکبر مصطفوی
انسانها در سختیها، فراز و نشیبها، در صحنههای نبرد با دشمن، شکست و پیروزیها از همه مهمتر نبرد با دشمن درونی یعنی هوای نفس محک و امتحان میشوند. شهید صیاد از آن کسانی بود که در تمام این نبردها موفق و پیروز بود.
بنده این افتخار را داشتم که در سال 59 در جبهه حق علیه باطل شرکت داشته و در آزادسازی شهر سنندج، بازگشایی و پاکسازی محور سقز به بانه و گردنه خان و نیز شکستن محاصره پادگان و شهر بانه، آزادسازی مستحکمترین پایگاه دشمن ضد انقلاب قله ؟ و همچنین شهر بانه به عنوان همرزم و همسنگر از نزدیک شاهد عملکرد و حماسه آفرینیهای شهید صیاد باشم.
ویژگیهایی که شهید صیاد را اسوه و اسطوره جهاد فی سبیل الله ساخت، نام خدا و توکل به او، قرائت سوره مبارکه والعصر سرلوحه سخن و قیام او بود. قبل از اقدام به هر کار تأمل، تفکر، تحقیق و مشورت را امری لازم و ضروری میدانست. ایشان از استعداد و توانمندیهایی که خداوند عنایت فرموده بود و در حد توانش در رضای خداوند و خدمت به خلق خدا استفاده میکرد. نظم و انضباط، برنامهریزی در کارهایش، آموزش و ورزش را اساس کار خود میدانست.
ایمان، انگیزه، عشق، امید، اراده، تلاش، خودباوری، روحیه سلحشوری، فداکاری و خستگی ناپذیری ایشان برای رزمندگان و همرزمانش فراموش نشدنی است. برای شهید صیاد و دیگر شهدا و امام شهدا و نیز ملت شهید پرور ایران علم و آگاهی، پیشرفت و سازندگی در کنار معنویات و خدمت به خلق خدا معنا داشت و دارد، شهید صیاد اگر محبوب و صیاد دلها شد به خاطر ایمان به خدا، صداقت، عدالت، شجاعت و اخلاق او بود. ایشان حرف و عملش یکی بود. در یک کلام وجود خود را وقف خدمت به اسلام، میهن اسلامی و ملت کرده بود. نه تنها شهید صیاد بلکه تمام شهدای سرافراز ایران اسلامی اینچنین بودند. ضمناً همرزمان شهید صیاد بهتر از هر کس میدانند که چرا ایشان اسطوره شد. بله مکملهای شهید صیاد با مکملهای بعضی از انسان بسیار تفاوت داشت. ایشان برای تقویت روح، جسم و بالا بردن اعتماد نفس خود مکملهایش پایبندی به نماز، انس با قرآن، توسل به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام، سحرخیزی و ورزشی جوانمردانه بود. در خاتمه جا دارد خاطرهای هم از ایشان هر چند کوتاه و مختصر ولی با محتوا بازگو کنم. چون توسل شهید صیاد به ائمه اطهار (ع) همراه با اعتقاد قلبی و عشق خالصانه به آن بزرگواران بود، لذا به عاشقان آنان نیز عشق میورزید.
به عنوان نمونه شب اول ماههای قمری طبق معمول در منزل ایشان مراسم سخنرانی و دعای توسل برگزار میشد و میشود. در این مراسم بیشتر همرزمانش شرکت میکنند. بنده با توجه به تغییر ساعت نیمه دوم سال به اشتباه یک ساعت زودتر از موعد مقرر به محل مراسم مراجعه کردم. از دور متوجه شدم یک نفر چفیه به سر و صورتش بسته و جلو منزل شهید صیاد را جارو میزند. نزدیک که شدم دیدم خود شهید است.
بعد از سلام و خسته نباشد رفتم جارو را از دستش بگیرم. جارو را به من نداد. هر چه اصرار کردم نتیجه حاصل نگردید. به بنده چنین فرمودند:ای همرزم عزیزم جارو کردن زیر پای عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت برای من افتخار است. خداوندا ما را در ادامه دادن راه شهدا و آرمانهای امام (ره) موفق و ثابت قدم بدار و با آیین محمد (ص) و اهل بیتش زنده بدار و بمیران. آمین یا رب العالمین.