بیژن یانچشمه -از چند سال پیش که قرار شد به دلیل بار ترافیک زیاد و بافت شهری تهران، مسؤولان به دنبال احداث قطار هوایی یا همان منوریل باشند، این تصور برای شهروندان به وجود آمد که با آمدن این وسیله جدید حمل و نقل که میتواند در کریدور هوایی مسافران را در مسیرهای خاص جابهجا کند، مشکل ترافیک تا حدودی در این ابرشهر مرتفع خواهد شد. اما هیچگاه تصور نمیشد که منوریلی که میخواهد تا حدودی آرامش و آسایش را به شهروندان بازگرداند (خلاصی از ترافیک شهری) خود مایه بحث و دردسرهای فراوانی بشود. همزمان با طرح منوریل، ساخت تونل توحید نیز در مرکز شهر تهران به دلیل حجم ترافیکی بالا در دستور کار مدیریت شهری قرار گرفت ولی یکی ساخته شد و دیگری پایههایش جمعآوری شد! در مورد اینکه چرا منوریل در آغاز راه عقیم ماند یا اینکه چرا تونل توحید در مدت زمان کوتاهی ساخته شد، میباید کارشناسان امر قضاوت کنند و مردم را از آنچه مسؤولان در این حوزه انجام دادهاند، آگاه سازند چرا که هر کدام از این پروژهها در جای خود دارای اهمیت و جایگاه ویژهای هستند.اما آنچه در این میان دارای اهمیت ویژه است آن است که چرا این دو پروژه شهری آنقدر مهم شده است که حاشیههای زیادی را به دنبال داشته و دارد؟اینکه هر از گاهی پروژههای شهری در صدر اخبار قرار میگیرند و انتقادها و جانبداریهایی از سوی مسؤولان مختلف صورت میگیرد، نشان میدهد که شرایط ویژهای وجود دارد؟ یعنی زمینه برای ایجاد حاشیههای بسیار زیاد اما اینکه شهروندان از این حاشیهسازیها چه سودی میبرند، جای سؤال دارد!در حوزه کلان کشور بنابر گفته رئیس جمهوری در بحث مدیران بحران با توجه به آنکه ایران جزو 10 کشور حادثهخیز اول جهان و هر لحظه آبستن حوادث است، شکی نیست و اینکه چرا مسؤولان بهرغم وجود قوانین مصوب و درک خطر، هنوز پس از سالها از وقوع حوادث غیرمترقبه واهمه دارند، تأمل برانگیز است. این سؤال مطرح میشود که در حوزه شهری و کلان کشور، چه اقدامات اساسی برای کاهش خطرات جانی و مالی صورت گرفته است؟به نظر میرسد پرداختن به موضوعهایی همچون منوریل و تونل توحید نتیجهای جز به بیراهه راندن سیستم مدیریت شهری ندارد.آیا به واقع در کشور بخشی برای قضاوت و رسیدگی نهایی به این موارد وجود ندارد؟ پس چرا مسؤولان در این بخش وارد عمل نمیشوند تا جلوی حاشیهسازی را بگیرند و با قضاوت کارشناسانه و علمی، ختم کلام را اعلام کنند؟ واضح است که هر پروژهای علاوه بر اثرات مفید و کارساز، دارای معایبی نیز است که به مرور زمان آشکار میشود. با این حال آیا به جاست بر روی پروژهها اینقدر توقف کنیم؟ یادمان نرود که با یک گل بهار نمیآید. آبادانی کشور نیازمند مشارکت و تعامل میان همه گروهها در تمامی بخشها است تا در مسیر توسعه و سازندگی بتوانیم گامهایی استوار برداریم.