ترور و خشونت بخشی از رفتارهای ذاتی و باورهای عقیدتی وهابیون بوده و تاریخ نجف، کربلا، قطیف، نجران، جیزان و منطع عسیر یمن شاهد اقدامات خشونت آمیز و قتل عامهای فاجعه آمیز سربازان و مزدوران خاندان سعودی طی قرن اخیر بوده است.
فریادها و گریههای خانوادههای روستای سنی نشین صوفیه در جنوب بغداد هنوز به گوش میرسد. غروب روز جمعه سوم آوریل مزدوران کینه توز گروهک دوله العراق الاسلامیه با لباس مبدل ارتش عراق چهارخانواده سنی (جمعاً 20 مرد و 5 زن) را به اتهام مخالفت با القاعده العراق و گروههای سلفی جهادی وابسته به سعودی قتل عام کردند و فردای آن روز حملات انتحاری علیه سفارتخانههای موجود در بغداد آغاز شد. اقدامات اخیر تخریبی و انتحاری گروههای بعثی - سلفی دو پیام مهم داشت؛ اول به کشورهای جهان بوده و به آنها یادآور شده که عراق ناامن و بیثبات است و باید روند دموکراسی و مشارکت مردمی در انتخابات تعطیل و حاکمیت آنارشیستی ویرانگر در این کشور تثبیت شود و پیام دوم به مردم سنی عراق بوده که شما نباید در روند انتخابات شرکت میکردید و اگر شرکت میکردید میبایستی به لیست بعثیها و طرفداران صدام رأی میدادید؟
رفتارهای سعودیها و رسانههای آنها در قبال شرایط و اوضاع منطقه واقعاً مضحک است. تراستهای رسانهای حاکمیت هشتاد ساله استبداد سعودی و کانال العربیه (باید نامش را الصهیونیه نهاد) در گذشته به نقد از انتخابات لبنان و جمهوری اسلامی ایران پرداخته و این روزها تمام برنامههای آن صرف انتخابات عراق شده است.
صهیونیست مزدور همچون عبدالرحمن الراشد، دموکراسی و انتخابات پارلمانی عراق را (در مقالهای به نام هیاهوی انتخابات عراق در 28 فوریه 2010 در روزنامهاش الشرق الاوسط چاپ لندن) به تمسخر گرفت در حالی که در کشورشان بیش از هشت دهه استبداد و دیکتاتوری خاندان سعودی لانه کرده و آزادگان سعودی از الشرقیه تا حائل و از حجاز تا عسیر و از نجد تا سرزمینهای مقدس در حال خفقان به سر میبردند و مزدوران قلم به دستی همچون حازم الامین در نشریه الحیاه چاپ لندن ترور و خشونت در عراق را تشویق و وعاظ سلاطین دربار جنادریه (کاخ سلطنتی) فتوا به نسل کشی شیعیان و دیگر مذاهب اسلامی صادر میکنند. شاهزادگان سعودی خود خوب میدانند که در کاخهای شیشهای زندگی میکنند و قتل عام شیعیان و سنیهای عراق تبعات و خونخواهی دارد. مردم عراق با نفرت تاریخی از وهابیون و آل سعود، آگاهند که چه مکانیزمهایی در انتخابات صورت گرفته و نقش گروههای بعثی - سلفی و ارتباطات آنها با شاهزاده مقرن بنعبدالعزیز و نقش دلارهای نفتی را به خوبی درک میکنند همچنان که مردم لبنان در انتخابات پارلمانی فهمیدند.
روشنفکران سعودی که با قربانیان (کشورهای عرب) سیاست منطقهای آل سعود همدردی میکنند خود افشا کننده نقش سعودیها در انتخابات لبنان، ایران و عراق میباشند. آنها اخیراً در مقالات خود ورشکستگی سیاست خارجی کشورشان و سرخوردگی شاهزاده سعود الفیصل و شاهزاده مقرنبن عبدالعزیز از شکستهای پیدرپی سعودیها در منطقه را به خوبی بیان نمودند.
مردم عراق چه شیعی و چه سنی چه عرب و چه کرد از خشونت و ترور و قتل عامها خسته شدهاند و حضورشان در صحنه سیاست برای تعیین سرنوشت خویش و برای اعلام اراده خود برای زندگی آزادانه و شرافتمند را به اثبات رساندند. قتلعامهای حلبچه و انتفاضه عراق نتوانست صدام را نجات دهد گرچه پشت پرده این قتلها همواره سعودیها حضور داشته و مردم عراق تا سقوط صدام و برپایی دولت مستقل و دموکراتیک خود همچنان در حال حرکت هستند و نه حملات رسانهای ایذاییتراست سعودی و مزدوران قلم به دست عرب آنها را از مسیر خود باز خواهد گرداند و نه قتل عامها و کشتارهای خونین سنگدلان خفاش وش القاعده و سلفیهای وهابی آنها را از تحکیم دولت ملی و تثبیت اراده مردمی ممانعت خواهد کرد. مردم عربستان سعودی نیز به خوبی آگاه هستند که عمر دیکتاتوری و استبداد در کشورشان هرگز جاودانه نبوده و اگر این حکومتها دائمی و مستمر بود پس میبایستی حکومتهای چنگیزخان و نرون و دیکتاتورهایی همچون هیتلر و موسولینی تاکنون حاکمیت داشتند.