
منتفی ندانستن امکان استفاده از سلاح هستهای علیه جمهوری اسلامی از سوی آمریکا، حکایت از یک واقعیت مهم دارد که درک و فهم این واقعیت بسیار راهبردی و با ارزش است. اظهارات اخیر باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا مبنی بر احتمال به کارگیری سلاح هستهای علیه جمهوری اسلامی ایران، واقعیتی را با دو مشخصه اصلی آشکار ساخت.
1- اولین مشخصه این واقعیت، آشکارتر شدن چهره واقعی اوباما به عنوان رئیسجمهور مدعی تغییر و اصلاح وضع گذشته است. اوباما از بدو ورود به صحنه تبلیغات انتخاباتی برای تصدی پست ریاستجمهوری در آمریکا، به گونهای شعارهای تغییر در سیاستهای داخلی و خارجی آمریکا و اصلاح روابط با دیگر دولتها و ملتها و به ویژه ملت ایران را سر داد که عدهای تصور کردند اوباما یک پدیده نو در تاریخ سیاست آمریکا خواهد بود. در همان ایام این نگاه نیز وجود داشت که اوباما یک بازیگر روی صحنه است و شرایط آمریکا اینگونه اقتضا میکند که اوباما با چهرهای متفاوت از بوش و دیگر رؤسای جنگطلب آمریکا ایفای نقش کند. طی یک سال گذشته رفتارهای سیاسی اوباما در قبال مسائل جهانی و به ویژه در قبال ملت ایران، نشان داد که هیچ تغییر راهبردی در سیاستهای آمریکا به وجود نیامده و آنچه مطرح شده جنبه تاکتیکی داشته و عمدتاً با هدف فریب افکار عمومی انجام شده است. البته این آشکار شدن چهره واقعی را باید یک دستاورد برای نظام اسلامی به حساب آورد. هوشیاری و درایت رهبر معظم انقلاب اسلامی و ملت عظیمالشأن ایران در قبال رفتارهای فریبکارانه سردمداران کاخ سفید، در نهایت چهره واقعی آنان را در دوره جدید نمایان ساخت. افراد سادهاندیش در ایران، به قدرت رسیدن اوباما با شعار تغییر را برای ایران یک فرصت ارزیابی کرده و معتقد به برداشتن گامهای عملی از سوی ایران برای اصلاح روابط با آمریکا بودند. اکنون با کنار رفتن پردهها و آشکار شدن چهره و ماهیت واقعی اوباما، نادرستی این قبیل تحلیلها به اثبات رسیده است.
2- دومین مشخصه این واقعیت، استیصال و درماندگی کامل آمریکا در قبال ملت ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی است. تهدید هستهای ایران از سوی اوباما، از گرفتاری آمریکا در بن بست آخر در رویارویی و مواجهه با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی حکایت میکند. آمریکا از سال 1382 تاکنون تمامی ظرفیتهای خود را به کار گرفت و با فشار بر متحدین خود و استفاده ابزاری از آژانس بینالمللی انرژی هستهای و شورای امنیت سازمان ملل و صدور قطعنامههای گوناگون و حتی اعمال یکسری تحریمها، تلاش کرد فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران را متوقف سازد و از این رهگذر ملت ایران را از حرکت روبهجلو بازدارد. اما واقعیت این است که اکنون جمهوری اسلامی یک کشور هستهای به حساب میآید و نه تنها دارای چرخه سوخت برای تولید اورانیوم غنی شده حدود پنج درصد برای نیروگاههای اتمی است، بلکه به دانش و فناوری ساخت سانتریفیوژهای نسل سوم با قابلیتهای بسیار بالا و تولید اورانیوم با غنای 20 درصد و تولید نمونه مجتمع سوخت مجازی برای رآکتور تحقیقاتی تهران دست یافته است. این موقعیت هستهای و دستاوردهای ارزشمند متخصصین ایرانی در این عرصه از پیروزی جمهوری اسلامی و شکست کامل آمریکا در جدال هشت ساله هستهای حکایت میکند. ملت ایران هستهای شده و به این موقعیت ارزشمند خود افتخار میکند. آمریکا نه تنها به خواست خود نرسیده بلکه حیثیت و آبروی ابرقدرتی خود برای اعمال فشار و تحمیل خواست خود بر دیگران را بر باد رفته میبیند. این درماندگی و استیصال در برابر ملت و نظام اسلامی ایران،سبب شده رئیسجمهور آمریکا بدون توجه به عواقب و پیامدهای اظهارات خود، جمهوری اسلامی ایران را به استفاده از سلاح هستهای تهدید کند.
سؤال این است که آمریکا طی دهههای اخیر کدام یک از مشکلات اساسی جهانی خود را با استفاده از قدرت نظامی حل کرده تا امروز بتواند با استفاده از این روش و آن هم با به کارگیری سلاح هستهای بر جمهوری اسلامی ایران غلبه کند. بدیهی است حرفهایی که از سر استیصال و عصبانیت به خاطر شکست از سوی فردی چون اوباما بر زبان جاری میشود نه تنها مشکلی را برای آمریکا حل نمیکند بلکه بر مشکلات این کشور به دلیل بیمنطقی و نسنجیده بودن این مواضع افزوده و اگر روزی از سر حماقت و اشتباهات راهبردی چنین تهدیداتی بخواهد عملی شود، قابل پیشبینی است که آمریکا وارد گرداب و باتلاقی خواهد شد که هرگز از آن جان سالم به در نخواهد برد.