کد خبر: 212449
تاریخ انتشار: ۲۱ فروردين ۱۳۸۹ - ۱۹:۳۱
مرد همسرکش انکار می‌کند



به گزارش خبرنگار «جوان»، هوشیاری دو زن در مورد دوست همسایه خود به نام «الهه» سبب شد که شوهر دندانساز او به نام «هوشنگ» را از واقعه ناگواری با خبر کنند.
آنها صبحگاه نوزدهم اردیبهشت سال 84 با مطب دندانپزشکی تماس گرفتند و گفتند که تلاش آنها برای بیدار کردن الهه که گویا در واحد خود به خواب فرو رفته، ناکام مانده است.
هر چند هوشنگ درمورد حضور به موقع به منزل خود اطمینان داده بود، اما غیبت او سبب شد که بار دیگر آنان با دلشوره از هوشنگ تقاضا کنند که آنها را از احوال الهه باخبر کند.
زمان برای این دو زن با دلشوره بسیار سپری شد، اما زمانی که هوشنگ وارد آپارتمان خود شد فریاد زد که «ای نامردها! سرانجام کار خود را کردید» آنها با پیکر بی‌جان الهه در حالی که با روسری خفه شده بود، مواجه شدند. براساس این گزارش، خونسردی هوشنگ در صحنه جنایت و غیبت غیر منتظره او از صحنه جرم سبب شد که همسایگان مرکز فوریت‌های پلیس را از وقوع این جنایت مخوف باخبر کنند.
مأموران کلانتری 32 خاوران در صحنه جنایت حضور یافته و دریافتند که الهه براثر خفگی جان باخته است. تحقیقات ویژه پلیسی برای روشن شدن ابعاد جنایت آغاز شد. کارآگاهان پلیس به صراحت دریافتند که عامل جنایت به آسانی وارد منزل شده و پس از آن که الهه را به شدت مورد آزار قرار داده، او را به کام مرگ کشانده است.
براساس این گزارش و براساس شکایت اولیای دم از داماد خود «هوشنگ» چندی بعد به اتهام قتل همسر بازداشت شد. او روز گذشته درشعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیزمحمدی و چهار مستشار دادگاه محاکمه شد.
در ابتدای جلسه پس از آنکه اصغری روشن، نماینده دادستان متن کیفرخواست را خواند کرد، اولیای دم با حضور در جایگاه ویژه از دادگاه تقاضای قصاص کردند.
شاهد صحنه به دادگاه چه گفت؟
در ادامه جلسه قاضی یکی از شهود را به جایگاه فراخواند. او به دادگاه گفت:‌ من صبح حادثه به منزل الهه مراجعه کردم. هر چند صدای تلویزیون از داخل منزل می‌آمد، اما او جوابگو نبود. من آرام دستگیره در را فشار دادم و در باز شد. داخل خانه را که نگاه کردم الهه وسط پذیرایی دراز کشیده بود. تصور کردم به خواب رفته، اما با دیدن بدن نیمه‌عریانش بازگشتم و زن صاحب‌خانه را در جریان گذاشتم. ما تصور کردیم بر اثر خوردن قرص دچار بیهوشی شده باشد، بنابراین با دلشوره همسرش را تلفنی در جریان قرار دادیم. او پس از دو بار تماس سرانجام به خانه آمد. زمانی که وارد شد صدای فریادش را شنیدیم که گفت «نامردها! سرانجام کار خود را کردید.» او به همسرش نزدیک نشد و با دیدن صحنه پریشان نشد. چادری که به گرد گردن الهه بود باز کرد که آن را روی بدنش انداختیم. الهه هنوز گرم بود، اما هوشنگ از خانه بیرون رفت.
همسایگان مأموران پلیس را از جنایت با خبر کردند.
او در ادامه گفت: همزمان با آمدن پلیس هوشنگ نیز به خانه آمد. وقتی خواهرش دلیل غیبت او را سؤال کرد، گفت: رفته بودم بنزین بزنم.
متهم و دادگاه
در ادامه جلسه قاضی متهم را به جایگاه فراخواند و تفهیم اتهام کرد. متهم اتهام قتل را انکار کرد و گفت: من به همسرم و خانواده او علاقه‌مند بودم و حاضرم تا پیدا شدن قاتل یا قاتلان در زندان بمانم. متهم ادعا کرد که گردن بند و النگوهای همسرش به سرقت رفته است.
قاتل ترک صحنه جنایت را تکذیب کرد و به قاضی گفت که من با وجدان آسوده حرف می‌زنم. قاضی در ادامه جلسه گفت که براساس محتویات پرونده شما از سوی افرادی به گروگان گرفته شده بودید. متهم اظهارات را تکذیب کرد. در ادامه جلسه قاضی پرونده را برای انجام تحقیقات بیشتر به دادسرا فرستاد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار