کد خبر: 211755
تاریخ انتشار: ۱۷ فروردين ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۶
طی سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همواره روابط ایران و آمریکا، روابطی تنش‌زا بوده است. در واقع ایران یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاست خارجی آمریکا در منطقه خاورمیانه محسوب می‌شود. در حال حاضر ایالات متحده و متحدانش برای اتخاذ استراتژی مناسبی جهت متوقف کردن برنامه‌های هسته‌ای ایران، چهار گزینه پیش روی خود دارند؛ نخستین گزینه به خواست و اراده واشنگتن جهت مذاکره مستقیم با تهران باز می‌گردد که به احتمال زیاد باید بدون هیچ‌گونه پیش‌شرطی انجام گیرد. با این حال روندهای گذشته نشان داده که واشنگتن همواره برای مذاکره با ایران، پیش‌شرط‌هایی تعیین کرده و حاضر نیست به مذاکره مستقیم بپردازد.
گزینه دوم به مذاکره در مورد نقض پیمان‌های بین‌المللی و جدی گرفتن تعهدات قانونی از سوی ایران و ایجاد تمهیدات بازگشت ایران به جامعه جهانی از سوی غرب باز می‌گردد. مذاکره در این خصوص نیز به احتمال زیاد با مشکلات فراوانی روبه‌رو است، زیرا ایران به سادگی می‌تواند آمریکا را به نقض موارد متعددی از پیمان‌های بین‌المللی متهم کند.
سومین گزینه، تحریم‌های اقتصادی را در مقابل ایران مطرح می‌کند که این تحریم‌ها نیز با مشکلات خاصی روبه‌رو است. اگر چه تأثیر تحریم‌های هوشمند بر اقتصاد ایران، به نوع تحریم، حدت، شدت و درجه اعمال آن بستگی دارد، اما سابقه تاریخی تحریم‌های اقتصادی حکایت از ناکارآمد بودن آنها دارد. با این حال بستن حساب‌های دولت و سازمان‌ها دولتی ایران، تحریم روابط بانکی، بستن حساب‌های مقامات ایرانی، تحریم مسافرت‌های رسمی، تحریم پروازها، تحریم فروش تکنولوژی، تحریم روابط بازرگانی و توریستی، بازخواندن دیپلمات‌ها و محاصره دریایی و زمینی به اقتصاد ایران ضربه‌های سختی خواهد زد اما در مقابل آن افزایش قابل ملاحظه بهای نفت و عواقب منفی اقتصادی در سراسر جهان قرار دارد که کشورهای بزرگ را نسبت به تحریم ایران بی‌علاقه می‌کند. به نظر می‌رسد آمریکا و اروپا را در اعمال تحریم‌ها علیه ایران تنها ژاپن و استرالیا، یاری دهند چرا که چین و روسیه در حال حاضر سرمایه‌گذاری‌های زیادی در ایران انجام داده‌اند و به احتمال قوی به روابط خود با تهران ادامه خواهند داد، همچنین تحریم‌ها به علت آنکه حوزه‌های محدودی را دربرمی‌گیرد، معمولاً به صورت ناقص انجام می‌شود و مدت‌زمان خاصی را نیز باید طی کند، بنابراین در مقابل ایران اثربخش نخواهد بود، ضمن اینکه پیشرفت‌های ایران در زمینه تکنولوژی هسته‌ای نیز می‌تواند عامل موثری در بر هم خوردن معادلات موجود محسوب شود.
چهارمین گزینه، مسأله حمله نظامی به ایران را مطرح می‌کند، اما حمله نظامی آمریکا به ایران قریب‌الوقوع نخواهد بود زیرا از یک سو افکار عمومی آمریکا نسبت به واماندگی در عراق و افغانستان، واکنش نامناسبی نشان داده‌اند و از سوی دیگر متحدان جهانی واشنگتن همانند اتحادیه اروپا، مخالفت خود را با اعزام و درگیری نیروهای نظامی، مگر برای حفظ صلح ابراز کرده‌اند.
با این حال همچنان احتمال حمله نظامی به ایران از سوی اسراییل و پشتیبانی ایالات متحده از چنین اقدامی وجود دارد. اسراییل که این عمل را 25 سال پیش در مورد رآکتورهای نیروگاه اوسیراک عراق نیز انجام داده بود، همواره آمادگی و توانایی خود را برای آغاز حمله نظامی علیه برنامه هسته‌ای ایران اعلام کرده است اما مشکل فراروی اسراییل در حمله به ایران پراکندگی امکانات هسته‌ای در نقاط مختلف و وجود تشکیلات محرمانه و زیرزمینی در ایران است، ضمن آنکه به احتمال زیاد هر گونه تهاجم نظامی به ایران، واکنش و پاسخی کوبنده از طرف تهران دربرخواهد داشت و همین امر مقامات اسراییلی و آمریکایی را بیش از پیش در مورد حمله به ایران مردد می‌سازد.
در حال حاضر به نظر می‌رسد مسائل و مشکلات ناشی از محوری که جورج بوش در 29 ژانویه 2002 آنها را محور شرارت نامید، با یکدیگر ترکیب و به تهدیدی عمده در برابر ایالات متحده مبدل شده‌اند. خبرهای نامطلوب از اوضاع عراق و رویارویی با کنش‌های غافلگیر‌کننده از سوی ایران و کره‌شمالی در مورد برنامه‌های هسته‌ای از جمله این مسائل و مشکلات هستند که دولت اوباما را به کلی درمانده کرده‌اند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار