
حسین گلمحمدی - وقتی دخترم تحقیق درسی تایپ شده و شسته رفته خود را به دستم داد تا در بارهاش نظر بدهم، از قلم شیوا و روان، حجم قابل توجه تحقیق، بار علمی و عمیق مطالب و طبقه بندی و انسجام آن شگفت زده شدم. اولین پرسشی که به ذهنم رسید این بود که یک دانش آموز مقطع اول دبیرستان چطور میتواند با صرف چند ساعت وقت چنین مقاله جامعی را درباره موضوعی خاص تهیه و تایپ کند و دومین پرسش مربوط به چرایی فقدان ذکر هر گونه منبع در انتهای مقاله بود. پاسخ دخترم بسیار خلاصه، ساده و صادقانه بود: «بابا مطالب رو از اینترنت سرچ کردم». شنیدن این پاسخ در وهله نخست شاید جلوی یک مناقشه پدر و فرزندی را گرفت، اما آغازی شد برای یک گفتوگوی چالشی و انتقادی میان من و او.
ـ دخترم چرا منابع تحقیق رو ذکر نکردی؟
ـ بابا توی کلاسمون همه همین کارو میکنن. حتی شاگردای زرنگ و ممتاز کلاس هم منابع تحقیقو نمینویسن.
ـ خب معلماتون نمیگن مطالبو از کجا آوردین.
ـ نه بابا. یه نگاه به ظاهر تمیز و مرتب و حجم تحقیق میکنن و نمره میدن.
ـ یعنی همه معلماتون این طوری هستن؟
ـ تقریبا همه شون.
ـ توچی؟ تو هم تحقیقتو عیناً از اینترنت کپی کردی و پرینت گرفتی؟
ـ نه همه شو. مقدمه شو خودم نوشتم. حداقل از ده تا مطلب استفاده کردم و تا حدی اونا رو کم و زیاد و خلاصه کردم. نتیجه گیری هم مال خودمه.
با شنیدن این پاسخ کمی امیدوار شدم، اما ادامه گفتوگو ازوجود واقعیاتی تلخ در نظام آموزش و پرورش ما حکایت میکرد. دخترم میگفت:
ـ همه معلمها حداقل ماهی یک بار از ما تحقیق میخوان و اونو توی نمره ارزشیابی مستمر دخالت میدن، اما وقتی میپرسیم خانوم تحقیق ما چطور بود، فقط سر تکون میدن و مشخصه یا اونو نمیخونن و یا سرسری یه نگاهی میندازن و نمره میدن.
ـ همه بچهها مثل تو تحقیق مینویسن؟
ـ بابا فکر نکنی میخوام از خودم دفاع کنم، ولی من حداقل از خودم مقدمه مینویسم و یه چیزایی به مطالب اضافه میکنم، اما بیشتر بچهها این زحمتو هم به خودشون نمیدن و اولین مطلبی که از گوگل پیدا میکنن عیناً کپی میکنن و حتی بدون اینکه فونت و شکلشو عوض کنن پرینت میگیرن و میدن دست معلم ؛ نمره شونم میگیرن.
ـ یعنی معلمای شما متوجه موضوع نمیشن؟
ـ نه! ... . حتی یه بار دو تا از هم کلاسیها با عجله از یکی از سایتها یه مطلب رو همراه با لینکها و قالب سایت پرینت گرفته و به معلم داده بودن. بعدش متوجه سوتی شون شده بودن، اما دیگه دیر شده بود، تا اینکه معلم اونارو صدا میکنه و اونا با ترس و لرز میرن پای میز معلم، اما معلممون به جای اینکه تنبیهشون کنه بهشون میگه تحقیقتون چه طراحی جالبی داره ؛ و کلی از ابتکار وجود لینکهای حاشیه متن و قالب مصور اون تعریف و تمجید میکنه! ... تازه این که چیزی نیست، اکثر تحقیقای بچهها هیچ ربطی به موضوع درسی شون نداره و بچهها فقط با خوندن تیتر مطالب توی گوگل، یکی شونو چشم بسته انتخاب میکنن و پرینت میگیرن و به معلم میدن.
دخترم وقتی این حرفها را میزد صادقانه میخندید، اما من در افکاری تلخ غوطه ور بودم. پرسشهای بیشماری ذهنم را آزار میداد. یعنی به راستی موضوع تحقیق و پژوهش و تأکید بر تربیت دانش آموز جستوجوگر تا این حد لوث شده است که گوگل به تنهایی بار آنان را به دوش میکشد و دانش آموزان با اتکا به کپی پیستهای (copy -paste ) اینترنتی، از بار تحقیق و پژوهش به راحتی شانه خالی میکنند؟ یعنی معلمهای ما حتی به اندازه ضعیفترین دانش آموزان خود از اینترنت بهره نمیبرند و توانایی تشخیص کپی بودن مطالب را ندارند و به خود زحمت نمیدهند کارهای تحقیقی دانش آموزان را بررسی کنند و از کم و کیف آن سر در بیاورند؟
حقایق تلخ نهفته در حرفهای ساده و بیپیرایه دخترم فراتر از آن بود که به تنهایی مبنای قضاوت من در این زمینه قرار گیرد، پس گریزی به تحقیقهای تهیه شده توسط فرزندان دانش آموز فامیل و دوستان، همکاران و آشنایانم زدم و متأسفانه اکثر آنها بر گفتههای دخترم صحه گذاشتند و زمانی که به طریقی موفق به دریافت گزیدهای از تحقیقهای تهیه شده توسط دانش آموزان شدم به وجود پر رنگ «دانش آموز زرنگی به نام گوگل» در نظام آموزش متوسطه کشورمان پی بردم!