سلام فیاض، نخست وزیر دولت انتصابی تشکیلات خودگردان ضمن اعلام آمادگی برای شرکت در جشنهای اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی از تشکیل دولت فلسطین در سال 2011 اعلام موجودیت رژیم صهیونیستی از تشکیل دولت فلسطینی در سال 2011 خبر داد. وی پیش از این نیز در کنفرانس سالانه هرتزلیا شرکت کرده بود که پس از انتفاضه مسجد الاقصی سالانه برای تدوین راهبرد سالانه این رژیم برگزار میشود و اعلام شرکت وی در جشنهای اشغال 78 درصد خاک فلسطین در جنگ سال 1948 و تغییر نام آن به اسراییل نشان می دهد که وی روز به روز به دیدگاهها و طرحهای اسراییل نزدیکتر میشود و اظهارات وی درباره تشکیل دولت فلسطینی در سال آینده میلادی دقیقاً ترجمان همان چیزی است که رژیم صهیونیستی مدنظر دارد و در اصل نمیتوان نام دولت یا کشور را بر آن گذاشت. زیرا در ادبیات سیاسی، دولت باید دارای چهار مشخصه اصلی یعنی :سرزمین، حکومت، جمعیت و حاکمیت باشد که البته در این میان حاکمیت به مشخصههای خاص خود(مطلق بودن، تفکیک ناپذیر بودن و برخورداری از قدرت فائقه) از جایگاه منحصر به فرد برخوردار است و در واقع این عنصر حاکمیت است که یک جامعه سیاسی را از دیگر جوامع متمایز میکند زیرا سه عنصر دیگر تشکیل دهنده دولت را میتوان در خیلی از جوامع و گروههای سیاسی نیز پیدا کرد. اگر با این مشخصهها درباره دولت و کشور آینده فلسطین قضاوت شود مشخص خواهد شد آنچه که سلام فیاض از آن تحت عنوان دولت نام برده و یا در اظهارنظرها و طرحهای سیاسی از آن نام برده میشود در اصل پوششی جز فریب افکار عمومی و توجیه روند سازش نیست. زیرا بخشهای وسیعی از کرانه باختری و شرق بیتالمقدس که قرار بود به همراه نوار غزه طبق قطعنامههای 242 و 338 شورای امنیت برای تشکیل دولت فلسطینی اختصاص یابد پوشیده از شهرکهای صهیونیستنشین است که نزدیک به نیم میلیون مهاجر صهیونیست را در خود جای داده و در عین حال یکپارچگی ارضی این مناطق را کاملاً از بین بردهاند. بنابراین از بعد سرزمینی دولت فلسطین هم از لحاظ کمی و هم از لحاظ کیفی برای اعلام موجودیت با مشکل مواجه است. درباره جمعیت نیز میتوان گفت که جمعیت فلسطین امروز از مرز 10 میلیون نفر فراتر رفته است که حدود یک چهارم آنها در کرانه باختری ساکن هستند که حتی اگر جمعیت غزه نیز به آن اضافه شود باز این آمار کمتر از 59 درصد کل جمعیت فلسطین خواهد بود و بنابراین بیش از 50 درصد جمعیت فلسطین از امکان مشارکت در تعیین سرنوشت خود محروم خواهند بود و در خوشبینانهترین حالت تنها تعداد معدودی از آوارگان فلسطینی امکان بازگشت به کرانه باختری را خواهند داشت، حال آنکه عمده آوارگان فلسطینی از اراضی اشغالی سال 1948 هستند و طبق قطعنامههای سازمان ملل باید به خانه و کاشانه خود در این مناطق بازگردند که شاید اکنون هیچ آثاری از آنها باقی نمانده است. در طرحهای رژیم صهیونیستی که متأسفانه سلام فیاض نیز در اظهارات خود بر آن مهر تأیید زده است نه تنها هیچ امیدی برای بازگشت آوارگان فلسطینی باقی گذاشته نشده است، که برعکس در آنها بر اخراج نزدیک به یک و نیم میلیون فلسطینی ساکن اراضی اشغالی 1948 موسوم به اسراییل نیز تأکید و تصریح شده است و به نظر میرسد محافل اسراییلی از اعلام آمادگی سلام فیاض برای شرکت در جشنهای اعلام موجودیت اسراییل به منزله تأیید طرح تشکیل دولت خالص یهودی تلقی خواهند کرد و چند گام دیگر اجرای این طرح را پیش خواهند برد.
موانعی که درباره سه عنصر سرزمین، جمعیت و حاکمیت گفته شد درباره حکومت نیز صادق است و در حال حاضر دولت منتخب فلسطین به باریکه غزه و دولت انتصابی سلام فیاض نیز به کرانه باختری محدود شده است و تلاشهایی که از چند سال پیش درباره اصلاح ساختار سازمان آزادیبخش فلسطین آغاز شد به دلیل مانع تراشیهای طرفداران سازش و اعمال فشارهای اسراییل متوقف شد و این نشان میدهد که صهیونیستها حتی از تشکیل دولت محدود فلسطینی که در برگیرنده همه جناحها و گرایشات باشد به شدت وحشت دارند. از این رو در مجموع با توجه به مستندات و شاخصهای موجود هیچ تردیدی باقی نمیماند که برخلاف اظهارات خوشبینانه سلام فیاض، روند تحولات در سرزمینهای اشغالی فلسطین نه به سمت تشکیل دولت فلسطینی که بر عکس در جهت تشکیل دولت خالص یهودی است.