
نفیسه ابراهیم زاده انتظام
تربیت نیروی انسانی متناسب با نیازهای یک کشور در مختصات تغییر یافته کنونی جهان، مستلزم تن دادن به تحولات اساسی در حوزه آموزشی آن کشور است. مسألهای که در نظام آموزشی و تربیتی کشور ما تحت عنوان تحول بنیادین آموزش و پرورش مطرح و در 5 سال گذشته، هر چند با فراز و فرود پیگیری شد.
در این راستا همگام شدن و ورود به عرصههای نوآورانه و البته آزمایش شده توسط سایر کشورها علاوه بر اینکه مسیر رسیدن به مطلوب را در چشم انداز داخلی حوزه تعلیم و تربیت کوتاه میکند، از جاماندن کشور در مسیر پرورش نیروی انسانی متخصص و کارآمد به منظور ایفای نقش موثر در برنامههای کلان و راهبردی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جلوگیری میکند.
ورود سرفصلهای جدید آموزشی در دوره آموزش عمومی در این زمینه اهمیت به سزایی دارد. سرفصلهایی هماهنگ با آموزش و پرورش تطبیقی کشورهای پیشرفته دهکده جهانی مانند آموزش کار با رایانه و شبکه و ورود آموزش زبان دوم با کاربری فراگیر.
پس از ورود آموزش انفورماتیک در دوره متوسطه، ورود زبان انگلیسی به دوره ابتدایی نیز در کشور از سال 1382 مطرح شد. اما هر بار به دلایل مختلف از جمله نیاز شدید اجرای این طرح به فراهم آوردن زیرساختهای مطالعاتی از دستور کار خارج شد. سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی نیز در راستای وظایف خود و اجرای برنامههای جدید آموزشی، مطالعاتی را در زمینه سن مناسب شروع آموزش زبان خارجی آغاز کرد و مطالعات اولیه مقایسهای نشان میداد که تعداد قابل توجهی از کشورها آموزش زبان خارجی را از دوره ابتدایی آغاز میکنند و موفقیتهای چشمگیری نیز داشتهاند. عمدتاً کشورهای حاشیه خلیج فارس برای این آموزش اهمیت بیشتری قائل شدهاند و آموزش زبان انگلیسی را از سال اول ابتدایی و گاهی دوره قبل از دبستان آغاز کردهاند.
با این حال، خبری که به تازگی از زبان وزیر آموزش و پرورش مبنی بر بررسی ورود درس زبان انگلیسی به دوره ابتدایی در شورای عالی آموزش و پرورش دیگر بار افکار عمومی را متمرکز و تا حدودی نگران میکند. چرا که هزینه تغییرات در آموزش و پرورش را عموماً 18 میلیون نفر در کشور به عنوان اصلی ترین مخاطبان این وزارتخانه متحمل میشوند. به همین دلیل اگرچه صاحب نظران شروع آموزش زبان انگلیسی یا زبان خارجی اول از مرحله دوم دوره ابتدایی که همان پایه چهارم است با یافتههای علمی هماهنگ میدانند؛ با این حال اجرای آزمایشی آن و تعمیمش در صورت کسب نتایج مثبت منطقی تر و اثربخش تر به نظر میرسد.
از سویی باید توجه داشت برهر کاری که بخواهد با کیفیت مطلوب انجام شود هزینههایی مترتب است که فراهم کردن زمینهها و تدارک امکانات لازم از جمله این هزینهها به شمار میروند. بررسیهای صورت گرفته نشان میدهد که در کشورهای خارجی به محض اینکه زبان مادری کودک در نظام آموزشی تثبیت شود و آموزش زبان دوم خللی به فراگیری زبان مادری وارد نکند ورود زبان خارجی و دوم در نظام آموزشی مجاز شمرده میشود. از طرفی باید در نظر داشت از آنجا که در نظام آموزشی ما زبان عربی نیز در کنار زبان فارسی تدریس میشود نباید در ورود زبان دیگر از حوزه احتیاط خارج شد. شاید یکی از دلایلی که اجرای آزمایشی ورود آموزش زبان انگلیسی در مقطع ابتدایی را توجیه میکند همین وجود زبان عربی در سرفصلهای آموزشی ایران است.
به هر رو به نظر میرسد اجرای ورود آموزش زبان انگلیسی هر چند به صورت آزمایشی نیاز به مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش و مجلس شورای اسلامی نیز دارد و مراجع تصویب کننده زیادی باید در این قضیه وارد شوند.