هفته وحدت را نباید فقط در فاصله ۱۲ تا ۱۷ربیعالاول جستوجو کرد. شاید معنای واقعی این هفته را باید در جایی دید که شیعه و سنی، با وجود همه تفاوتهای مذهبی، در برابر تجاوز به یک کشور مسلمان، اشغال سرزمین مسلمانان و تحقیر ملتهای منطقه، یکدیگر را تنها نمیگذارند. آنجا وحدت دیگر شعار نیست؛ به یک واقعیت سیاسی، اجتماعی و تمدنی تبدیل شده است. هفته وحدت را نباید فقط در فاصله ۱۲ تا ۱۷ربیعالاول جستوجو کرد. شاید معنای واقعی این هفته را باید در جایی دید که شیعه و سنی، با وجود همه تفاوتهای مذهبی، در برابر تجاوز به یک کشور مسلمان، اشغال سرزمین مسلمانان و تحقیر ملتهای منطقه، یکدیگر را تنها نمیگذارند. آنجا وحدت دیگر شعار نیست؛ به یک واقعیت سیاسی، اجتماعی و تمدنی تبدیل شده است.
این همان نقطهای است که بازخوانی اندیشه امام شهید آیتاللهالعظمی خامنهای (سلامالله علیه) درباره وحدت اهمیت پیدا میکند. ایده هفته وحدت برای ایشان از پشت میز و مناسبتهای رسمی آغاز نشد؛ ریشه آن به سالهای تبعید در ایرانشهر بازمیگردد؛ جایی که ارتباط نزدیک با علمای اهلسنت و مشاهده تلاش دشمن برای بزرگنمایی اختلافات مذهبی، این حقیقت را آشکار کرد که شیعه و سنی اگر از کنار اشتراکات عظیم خود بگذرند، دقیقاً در زمینی بازی کردهاند که دشمن طراحی کرده است. از همان زمان تاکنون، یک خط فکری در بیانات ایشان استمرار داشته است: وحدت اسلامی یک تاکتیک موقت و محصول شرایط سیاسی نیست، یک ضرورت اصولی و راهبردی است. حتی در سالهای اخیر، تصریح شده که هدف نهایی، عزت امت اسلامی است و این عزت جز با اتفاق و اتحاد به دست نمیآید.
این نگاه، امروز معنای تازهای پیدا کرده است. دشمنان جهان اسلام سالها کوشیدهاند اختلاف مذهبی را از یک تفاوت طبیعی اعتقادی به یک خصومت سیاسی و اجتماعی تبدیل کنند؛ شیعه را از سنی بترسانند و سنی را از شیعه. یک روز با رسانه، روز دیگر با تکفیر و تروریسم و روزی دیگر با جنگ نیابتی. امام شهید سالها پیش هشدار داده بودند که برجسته کردن اختلافات کوچک و کمرنگ کردن نقاط اشتراک، از ابزارهای دائمی دشمنان ملتهای مسلمان است. پس مسئله فقط این نیست که مسلمانان با یکدیگر نجنگند؛ مسئله بزرگتر این است که دشمن نتواند از تفاوتهای آنان برای شکست دادن همه آنان استفاده کند. تجربه فلسطین و حوادث سالهای اخیر، این واقعیت را روشنتر کرده است. مقاومت اسلامی نیز در عمل نشان داده که وحدت میتواند از مرزهای مذهبی عبور کند و به همکاری واقعی در میدان تبدیل شود، چنانکه در بیانات و تحلیلهای مرتبط با مقاومت فلسطین، حضور شیعه و اهلسنت در کنار یکدیگر بهعنوان یکی از عوامل قدرت مقاومت مورد توجه قرار گرفته است.
اما شاید مهمترین درس امروز این باشد که وحدت را نباید به «ائتلاف علیه دشمن» تقلیل داد. اگر وحدت فقط هنگام جنگ شکل بگیرد و پس از پایان تهدید فروکش کند، هنوز به معنای واقعی کلمه به قدرت تبدیل نشده است. وحدت مطلوب، باید از میدان دفاع به اقتصاد، علم، فرهنگ، رسانه و تمدن امت اسلامی امتداد پیدا کند، یعنی مسلمانان به جای آنکه فقط در برابر یک تهدید مشترک کنار هم بایستند، برای ساختن آینده مشترک نیز کنار یکدیگر قرار گیرند.
اینجاست که هفته وحدت میتواند از یک مناسبت تقویمی به یک نقشه راه تبدیل شود. امروز دشمن بیش از هر زمان دیگری از «امت اسلامی آگاه و متحد» نگران است، زیرا میداند جامعهای که اشتراکات خود را شناخته باشد، کمتر فریب جنگ مذهبی، روایتهای تفرقهافکنانه و پروژههای تجزیه را میخورد. تجربه چند دهه اخیر نیز نشان داده که ایجاد اختلاف میان مسلمانان، از راهبردهای ثابت قدرتهای مداخلهگر بوده است.
بنابراین شاید یکی از پیامهای مهم هفته وحدت این باشد: ما قرار نیست شیعه را سنی کنیم و سنی را شیعه؛ قرار است مسلمان بمانیم، با همه تفاوتهای مذهبیمان، اما در برابر دشمنی که میخواهد این تفاوتها را به جنگ داخلی تبدیل کند، یکدیگر را تنها نگذاریم. امام خمینی (ره) هفته وحدت را بنا نهاد؛ سالها بعد، آقای شهید ایران آن را به یک راهبرد مستمر برای عزت امت اسلامی پیوند زد. اکنون نوبت ماست که آن راهبرد را از «شعار وحدت» به «قدرت وحدت» تبدیل کنیم. بر این اساس هفته وحدت پایان یک مناسبت نیست؛ آغاز یک مسئولیت است: اینکه جهان اسلام سرنوشت خود را با اختلافاتش تعریف نکند، بلکه با اشتراکاتش بسازد.