
در چیستی شناسی یک حرکت اجتماعی زمانی میتوان نام آن را جنبش نامید که دارای حداقل 3 مؤلفه هدف، ایدئولوژی و استراتژی مشخص برای نیل به خواستههای خود باشد، بنابراین اگر بخواهیم به گروهکی فتنهگر که نام خود را در ایام انتخابات و پس از آن جنبش سبز گذاشته از این منظر بنگریم به هیچ وجه نمیتواند در قالب یک «جنبش» قرار گیرد، چرا که هیچ یک از 3 پارامتر فوق را عملاً دارا نبود.
چنانچه از افرادی که عضو این به اصطلاح جنبش بودند اکنون پرسیده شود که جنبش سبز دارای چه هدف یا اهداف، ایدئولوژی و استراتژی خاصی در کوتاه مدت و بلندمدت بود شاید برای هر کدام از سؤالات دهها و صدها پاسخ دریافت شود که از این پاسخها میتوان یک کتاب قطور نوشت.
اعتراضات اولیه پس از انتخابات که اوج آن را در روز 25 خرداد شاهد بودیم سران اصلی فتنه را دچار این توهم کرد که جنبش مورد ادعای آنان سراسر کشور را فرا گرفته است و می توانند با استفاده از این پتانسیل عظیم هر اقدامی ولو غیرقانونی را به نتیجه برسانند اما چند صباحی نگذشت که آن جمعیت معترض به عده قلیلی کاهش یافت که بایستی نام آن را از روز 30 خرداد یعنی یک روز پس از خطبههای تاریخی رهبر فرزانه انقلاب، گروهک اغتشاشگر نامید. از آن تاریخ به بعد این گروهک حس کرد که به تنهایی قادر به نقش آفرینی و ایجاد موج در صحنه اجتماعی سیاسی کشور نیست و بایستی با حرکتی انگلی خود را با حرکتهای عظیم ملت پیوند بزند و با سوار شدن بر موج حرکتهای مردمی، آنها را مصادره نماید.
در اولین پروسه فعالیتهای مذهبی و انقلابی به عنوان سوژه مطلوب این گروهک مورد توجه قرار گرفت. مناسبتهایی چون روز قدس، روز 13 آبان، 16 آذر، تاسوعا وعاشورا و 22 بهمن.
این مناسبتها دو خاصیت برای گروهک فتنه داشت؛ یکی اینکه با حضور در این مناسبتها سعی داشت خود را به ظاهر انقلابی و در خط امامی جا بزند و از یک سو سعی داشت با تغییر شعارهای اصلی انقلاب آنان را در راستای اهداف خیالی خود مصادره نماید.
اینگونه بود که در تجمعات این گروهک شعار الله اکبر مردم ایران که سمبل پیروزی انقلاب اسلامی است سر داده میشد و شکلی کاریکاتوریزه از سایر شعارهای انقلاب در روزهایی همانند قدس مطرح میشود.
اما مشکلی که این گروهک داشت ماهیت و روح حاکم بر این جریان بود که هیچ تناسبی با شعارهای انقلابی نداشت و بدین خاطر اندک بدنه اجتماعی باقیمانده خود را از دست داد و به یک جنبش کاملاً سکولار و لائیک تغییر شکل داد. ماهیتی که نمونه تمام عیار آن را در روز عاشورا شاهد بودیم. ماهیتی که احساسات 70 میلیون ایرانی آزاده را برانگیخت و حماسه 9 دی را 4 روز پس از آن حرمت شکنی خلق کرد؛ حماسهای که کمتر نمونه آن را تاریخ معاصر به خود دیده است.
تنها مناسبت باقیمانده برای این گروهک 22 بهمن بود که 40 روز تمامی پتانسیل داخلی و خارجی خود را بسیج کردند تا بتوانند این روز را که نماد انقلاب اسلامی است تغییر ماهیت دهند اما غروب 22 بهمن تنها یک جمله در ذهن تحلیلگران نقش بسته بود و آن اینکه «جنبش سبز مات شد».
طراحان پشت پرده فتنه 88 که از مناسبتهای انقلابی طرفی نبسته بودند اینک با تغییر 180 درجهای به مناسبتهای ملی چشم دوختند تا شاید بتوانند از پتانسیل فراگیری بیشتر این مناسبتها از آب گل آلود ماهی بگیرند و در این پشتیبانی لجستیکی رسانههای غرب این بار محکمتر از گذشته به کمک آنان شتافت.
چهارشنبه سوری، تعطیلات نوروزی و بالاخره مراسم 13 بدر مناسبتهایی بودند که زمینه مناسبی برای احیای جنبش مات شده سبز را داشتند اما با سپری شدن ایام تعطیلات نوروز نه تنها این جنبش احیا نشد بلکه نام و ماهیت این جنبش اکنون حتی در ذهن و خاطره مردم نیز کمرنگ شده است و اکنون فقط خاطرهای کمرنگ شده از اقدامات آنان در ذهن جامعه باقیمانده است.