کد خبر: 211191
تاریخ انتشار: ۱۳ فروردين ۱۳۸۹ - ۲۱:۱۳
نگاهی به چند فصل تکان دهنده در محیط زیست کشور در سال 88
اشاره:
نوشتن درباره فجایع، شاید در آستانه سال نو و ایام سرور و شادمانی چندان صورت خوشی نداشته باشد، ولی از آن جایی که همه چیز این دنیا با ضد خود، همنشین و جفت شده است، چه بهتر اینکه در کنار شادمانی نوروزی، اندکی هم از برخی فاجعه‌ها‌ به یاد آوریم. فجایعی که هر کدام توانست در سال 88 فصل بزرگی در تغییر روش زندگی و محیطی که در آن زیست می‌کنیم، به وجود آورد و چه ساده و آسان از کنار آن می‌گذریم، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است.
فاجعه‌ها‌ی زیست محیطی در هر منطقه و کشوری رخ می‌دهد، ولی ایران در این رتبه نیز مانند بسیاری از حیطه‌ها‌ی ناموزون و بی ترتیب، رتبه اول را در جهان به خود اختصاص داده است: رتبه‌ای برای فجایع زیست محیطی.
باید پذیرفت با رفتن و آمدن یکی دو مسؤول و دادن سکان وزارتخانها‌ی یا سازمان و ن‌ها‌دی به دست این و آن، مشکل محیط زیست ایران حل نمی‌شود، یکایک ایرانیان باید در این باره حساس باشند تا وضعیت تغییر کند.
حال، اگر اوضاع به همین منوال پیش برود، بسیاری از کارشناسان هشدار داده اند که کشور زیبای چهار فصل، در آینده نه چندان دور، یک فصل بیشتر نخواهد داشت: تابستان گرم و سوزانی که در آن عطش، بی آبی، نبود جنگل، پرنده، چرنده و در یک کلام همزادهای آدمی حرف اول و آخر را می‌زند. به راستی به کجا می‌رویم؟ ببینید در سال 88 با خود چه کرده ایم؟
فصل یک: محاصره جلبک‌های قرمز
پس از آنکه در اسفندماه دو سال پیش، دلفین‌ها‌ی خلیج فارس، دسته دسته مردند و کسی دم بر نیاورد، پس از آنکه پدیده آزولا باعث شد تا نسل ماهیان خاویاری دریای خزر با تهدید روبه‌رو شود، آلودگی نوعی فیتوپلانگتون به نام کشند قرمز، سواحل ایران در جنوب را مورد تهدید قرار داد. کارشناسان می‌گویند ورود مایعات آلاینده پتروشیمی و نیروگاه‌ها‌ی آب توازن کشتی‌های قاره پیما و طوفان گونو به عنوان عوامل ورود گونه تهاجم کشند قرمز بیان شده اند.
به گفته آنها‌، هر گاه این آلودگی به مرز سواحل کشور برسد که در آن گونه‌ها‌ی کمیاب ماهیان و مرجان‌ها‌ی دریایی زیست می‌کنند، احتمال از بین رفتن تمامی این گونه‌ها‌ی آبزی وجود دارد. به گفته کارشناسان، این آلودگی همچنان رو به ازدیاد است و احتمال اینکه عوامل دیگری مانند تخلیه آب توازن کشتی‌های خارجی، افزایش تبادل و تخلیه فاضلاب‌های صنعتی و نیروگاهی، ازدیاد نشست مواد نفتی و ضایعات پتروشیمی در حاشیه خلیج فارس و دریای عمان به آن اضافه شود، بسیار بالاست. به عبارت دیگر، با این وضعیت نمی‌توان امیدوار بود باز هم سواحل زیبای کیش و جزیره هنگام برای گردشگرانی که دوست دارند گونه‌ها‌ی آبزی زیبای این منطقه را ببینند، امسال حرف چندانی برای گفتن داشته باشد!
فصل دو: گرد و غبارهای همسایه
بهار تمام نشده بود که خبر آمد همه جا را گرد و غبار فرا گرفته است. با وجودی که سال‌ها بود مسأله گرد و غبار، کشور و به خصوص استان‌ها‌ی جنوبی را تهدید می‌کرد، بهار سال 88، پس از دو سال خشک سالی و 8 سال بارش گرد و خاک‌های بسیار از ناحیه عراق، عربستان و سوریه، موضوع به قدری جدی شد که دامنه این مهمان ناخوانده تا شهرهای بزرگ قسمت‌های مرکزی ایران مانند اصفهان، تهران و حتی مشهد هم رسید. بلافاصله سازمان‌ها‌ی ذی‌ربط برای کنترل این گرد و غبارهای خانمان برانداز مشغول مذاکره و رایزنی با مقامات مسؤول کشورهای همسایه شدند تا اندکی با استفاده از روش‌های مهار شیمیایی و فیزیکی از حجم این هجوم کم سابقه بکاهند. با این همه، باز هم آیا کسی می‌تواند مطمئن باشد در سال آینده از این گرد و خاک‌های ناخوانده خبری در رسانه‌ها‌ منتشر نخواهد شد؟
فصل سه: رضائیه، بحر المیت جدید ایران
نمی‌دانم بشود گفت که در سال 88 شاهد زایش دریاچه نمک تقریباً خالص در شمال غربی کشورمان شدیم. در تابستان امسال اعلام شد 250 هزار هکتار از سطح دریاچه ارومیه به شوره زار تبدیل شده است. کارشناسان عواملی مانند خشکسالی چند سال اخیر، کاهش نزولات آسمانی، بالارفتن دمای هوا، عدم استفاده صحیح و بهینه از آب در داخل حوزه آبریز، کنترل روان آب‌ها و احداث سازه‌های آبی، حفر چاه‌های آب و راندمان پایین آبیاری در داخل حوزه آبریز دریاچه ارومیه را از عمده دلایل بروز این فاجعه زیست محیطی عنوان کردند. به اعتقاد آنان سطح آب پارک دریاچه ارومیه با وسعت 570 هزار هکتار در حال حاضر چند متر پایین‌تر از سطح اکولوژیکی آن در شرایط عادی است. آنها‌ می‌گویند نمک دریاچه ارومیه به حالت فوق اشباع رسید. به عبارت دیگر در سال 88 بحر المیت جدیدی در ایران متولد شده است. به گفته مسؤولان محیط زیست، در شرایط عادی میزان شوری آب این دریاچه 180 تا 220 گرم نمک در هر لیتر است که این میزان در شرایط بحرانی فعلی به 340 گرم در هر لیتر می رسد. گفتنی است ارتفاع آب این دریاچه در 10 سال گذشته شش متر کاهش یافته است.
فصل چهار: خداحافظ ساحل بوشهر زیبا
واقعیت این است که تنوع زیستی در عسلویه در سال گذشته از بین رفت. به گفته کارشناسان بسیاری از مرجان‌ها‌ی خلیج نای بندان که تنها‌ پارک ملی دریایی خلیج فارس در ایران است، همچنین جنگل‌های حرا و گونه‌ها‌ی کفزی منحصر به فردی که در منطقه عسلویه وجود داشته است، به دلایلی همچون مستقر شدن صنایع از بین رفته اند و روز به روز گونه‌ها‌ ی مختلف گیاهی، آبزی و. . . در معرض انقراض قرار می‌گیرند.
آگاهان معتقدند منطقه‌ای مثل عسلویه یکی از نقاط منحصر به فرد جهان در تنوع زیستی محسوب می‌شود که استقرار صنایع مختلف نفت و گاز و پتروشیمی در کنار دریا باعث تهدید محیط زیست شده است.
فصل پنجم: نمکزار به جای تالاب
ناگهان یک مقام مسؤول گفت: 270 تالاب ایران بر اثر فعالیت‌هاى وزارتخانه‌ها‌ى توسعه‌اى تبدیل به تشت نمک شده‌اند. محمدباقر صدوق معاون سازمان محیط زیست کشور در نشست شوراى توسعه پایدار و محیط زیست در حضور نمایندگان سازمان‌ها‌ى توسعه‌گرا با انتقاد شدید از وزارت نفت، راه و ترابرى و وزارت نیرو گفت: بر اثر فعالیت‌هاى این وزارتخانه‌ها‌ 270 تالاب کشور خشک شده‌اند که این براى کشور فاجعه است.
به گفته وی یکى از عمده تخریب‌هاى محیط زیست مربوط به سدسازى است که حقا‌به دریاچه‌ها‌ و تالاب‌ها را نداده و منجر به تخریب گسترده رودخانه و تالاب‌هاى کشور شده است. وزارت نفت هم هر جا دلش مى‌خواهد خط لوله عبور مى‌دهد در حالى که مناطق حفاظت شده و حساس از طرف نها‌د مربوط به آنها‌ اعلام شده ولى از دل همان مناطق (منطقه حفاظت شده دنا) خط لوله عبور مى‌دهند.
فصل ششم: بلوط‌های دنا به خاک افتادند
آذرماه 88، یکی از فاجعه بارترین ماه‌ها‌ی زیست محیطی در ایران بود. در منطقه دنا واقع در استان کهگیلویه و بویر احمد، پیمانکاران مجری طرح انتقال گاز از عسلویه به مناطق شمالی کشور برای احداث این خط لوله، تعداد بیشماری از درختان بلوط این منطقه را از دم تیغ گذراندند. مقامات رسمی تعداد درختان قطع شده را 3 هزار و 357 اصله اعلام کردند. در حالی که گروه‌ها‌ی ارزیابی غیر دولتی تعداد درختان به خاک افتاده را بیش از 12 هزار اصله تشخیص داده بودند. با این همه، برخی از سایت‌ها اعلام کردند قطع این درختان با مجوز انجام پذیرفته است. ولی دادستان استان اعلام کرد هیچگونه مجوزی برای قطع این همه درخت آن هم در این مسیر حفاظت شده به هیچ مرجعی از سوی سازمان محیط زیست داده نشده است. به گفته وی اسناد و مدارک نشان می‌دهد که این تخریب غیر قانونی و بر خلاف ملاحظات زیست محیطی بوده است.
هر چند فعالیت مجریان طرح انتقال گاز منطقه عسلویه به مناطق شمالی کشور که منجر به قطع درختان بلوط در منطقه حفاظت شده دنا شد با شکایت اداره محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد متوقف شد ولی انتقال این خط لوله به مسیر راهگذر سابق که تجربه انتقال 3 خط لوله گاز دیگر را در سال‌های قبل دارد، همچنان ادامه یافت.
فصل هفتم: ارسباران قربانی شد
آماده سازی زمین‌ها‌ی احداث مجتمع فرآوری مس از معدن «سامگون» در نزدیکی جنگل‌های ارسباران باعث شد محیط طبیعی منطقه، جنگل‌ها و منابع آبی آن صفحات آلوده شده و منطقه زیبای ارسباران واقع در شمال غربی ایران و شهرستان اهر، مورد تهدید جدی قرار گیرد. کارشناسان می‌گویند معدن یاد شده بدون هماهنگی و ارزیابی زیست محیطی سازمان محیط زیست در حال حفاری و اکتشافات تازه است و می‌تواند تا شعاع 15 کیلومتری از مجتمع را آلوده به آلاینده‌ها‌ی وابسته کند به نحوی که فاجعه‌ای زیست محیطی را پدید آورد. با این حال تاثیرگذاری آلاینده‌ها‌ی فراوری مس تا 50 کیلومتر نیز برآورد شده است که به سادگی سفره‌ها‌ی آب زیر زمینی منطقه را مرگبار می‌سازد. گفته می‌شود جنگل‌های ارسباران با توجه به دو جبهه اقلیمی که شرایط مطلوب آب و هوایی را برای رشد این جنگل‌ها فراهم آورده از بهترین گونه‌ها‌ و همین طور مطلوبترین زیستگاه‌ها‌ی کشور محسوب می‌شود. هر چند جنگل‌های این منطقه از وسعت کمی برخوردارند ولی تنوع در این منطقه زیست محیطی بسیار زیاد است. مقامات مسؤول می‌گویند 50 درصد منطقه حفاظت شده است ولی برای نیمی از منطقه برنامه خاصی ارائه نشده است. به عبارت دیگر، ارسباران هم در آستانه قربانی شدن است.
فصل هشتم: آبیاری پلدختر با نفت سیاه
تیر ماه 88، نفت خام 12 ساعت اراضی پلدختر واقع در غرب استان لرستان را آبیاری کرد. در ابتدای تابستان گذشته، فرسودگی لوله‌ها‌ی نفت در شهرستان پلدختر منجر به حادثه دیگری شد تا نشت نفت در رودخانه کشکان به حدیث مکرر این رودخانه خروشان تبدیل شود تا اینبار کشکان با نگاهی وحشت زده فاجعه دیگری را انتظار بکشد. به گفته مسؤولان، یکی از لوله‌ها‌ی زیرزمینی نفت در منطقه پلدختر دچار ترکیدگی شده و فشار نفت به گونها‌ی بود که نفت تا سطح جاده کنار رودخانه کشکان بالا آمده و در نها‌یت برآمدگی جاده از نشت نفت به درون رودخانه جلوگیری کرده است. آنچه واضح است این است که نفت به مدت 12 ساعت یعنی یک نیمروز کامل در منطقه در حال نشت بوده و بیش از صدها متر مکعب از زمین‌ها‌ی منطقه را آلوده کرده است. کارشنان معتقدند نوع خاک منطقه به صورت توده آبرفتی است و به طور یقین پس از اشباع خاک حاشیه رودخانه نفت دوباره به رودخانه کشکان نفوذ خواهد کرد و بار دیگر ما باید شاهد تلفات بیشمار آبزیان در این رودخانه باشیم. در آماری خوشبینانه بیش از 300 هزار قطعه ماهی و آبزی در رودخانه کشکان تلف شد.
فصل نهم: دیگر کسی در زاینده رود غرق نمی‌شود
بعد از بهار 88 که مهمانان نوروزی از اصفهان دیدن کردند، کنار پل‌های تاریخی این شهر قدم زدند و در جوار زاینده رود عکس یادگاری گرفتند، آب‌ها ناگهان از آسیاب افتاد. زاینده رود خشکید و دیگر روی آب را ندید تا اینکه ماه‌ها‌ گذشت. صدای همه درآمد. اصفهانی‌ها افسردگی گرفتند و تالاب زیبای گاوخونی واقع در شرق این استان که محل آرامش زاینده رود پس از طی 360 کیلومتر بود، خشکید و دود شد و به هوا رفت. مسؤولان گفتند تغییر مسیر آب رودخانه زاینده رود به سمت استان‌ها‌ی دیگر مانند یزد و کرمان عامل این حادثه بوده است، ولی هیچ گاه هیچ کس نگفت این فاجعه زیست محیطی چه صدمات و لطماتی را به محیط زیست و اکوسیستم این منطقه وارد کرد. در ماه‌ها‌ی آخر سال، اندکی آب مانند شیر آب لوله منازل مسکونی در ته بستر خشک و تفتیده زاینده رود به راه افتاد تا اندکی مردم امیدوار باشند هنوز زاینده رود نفس می‌کشد. ولی مشاهدات نشان می‌دهد با وجود پایین رفتن قابل توجه سطح آب سد زاینده رود، سال 89، سخت‌ترین سال برای زاینده رود و گاوخونی خواهد بود.
فصل دهم: رامشیر خوراک چاه نفت قدیمی شد
فوران نفت روزهای متوالی استان خوزستان، تالاب شادگان، رودخانه جراحی و منطقه رامشیر را درنوردید. با وجودی که مسؤولان اعلام کردند حوضچه‌ها‌ و خاکریز‌های متعددی برای جلوگیری از نشت نفت به رودخانه «جراحی» و آب شرب مردم منطقه احداث کردند، اما میزان فوران نفت بسیار بالا فاجعه آمیز اعلام شد. بعد از روزها اعلام شد یک مخزن نفت که حدود 40 سال قبل در این منطقه کشف و پلمپ شده بود، بر اثر فشارهای جانبی و رانش زمین دچار ترکیدگی و نشت نفت و گاز شده است. کارشناسان میزان صدماتی که به دلیل نشت نفت در رودخانه جراحی و تالاب شادگان پیش آمده بود را نتوانسته اند محاسبه کنند. ظاهراً فجایعی که نفت برای این کشور به وجود می‌آورد را پایانی نیست.
فصل یازدهم:جنگل ابر را آسفالت کردند
جنگل ابر واقع در شمال شهرستان شاهرود که با وجود گونه‌ها‌ی چند هزار ساله درختان سرخه دار یکی از زیباترین جنگل‌های بکر کشور و حتی جهان محسوب می‌شود با سر و صدای بولدوزرها در پاییز امسال به خود لرزید تا برگ دیگری از تراژدی محیط زیست در این خطه از مملکت ورق بخورد. هر چند با سعی و تلاش مسؤولان محیط زیست استان سمنان، اندکی سر و صداها خوابید و ادارات کل راه و ترابری استان‌ها‌ی سمنان و مازندران گفتند قصد ادامه مسیر آسفالت چند بانده به داخل جنگل را ندارند، ولی احتمال اینکه توقف پروژه به دلیل سرمای هوا بوده است، بسیار بالاست. به عبارت دیگر، در سال آینده شاید دوباره غرش بولدوزرها و خودروهای سنگین راهسازی، بار دیگر، جان درختان جنگل ابر را بلرزاند. خدا به خیر کند سال 89 را!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار