مترجم: علی مفرح-در سال 1983، استراتژی سرنگون كردن رژیمهای نامطلوب از نظر آمریكا، بهنام ترویج دموكراسی پا به عرصه وجود گذاشت. واشنگتن با ایجاد یك سری بنیادهای شبه خصوصی، مانند مؤسسه آلبرت انیشتین (AEI)، بنیاد ملی دموكراسی(NED)، مؤسسه ملی جمهوریخواه (IRI)، مؤسسه ملی دموكراتیك (NDI) و خانه آزادی (Freedom House) و بعداً مركز بینالمللی برای مناقشات غیر خشن(ICNC) شروع به ارسال پول و كمكهای استراتژیك به آن دسته از احزاب و گروههای سیاسی نمود كه دستور و برنامه آمریكا را در كشورهای دارای دولتهای متمرد ترویج كرده و پیاده میكردند. پشت صحنه تمامی این بنیادها، آژانس آمریكایی برای توسعه ملل جهان (USAID) قرار دارد. این آژانس بخش مالی وزارت خارجه آمریكاست. امروزه USAID به بخش مهمی از محورهای امنیت، جاسوسی و اطلاعات و همچنین دفاع در واشنگتن بدل شده است. در سال 2009، آژانس مشترك ابتكار ضدشورش (ICI) به دكترین رسمی در آمریكا بدل شد. اكنون USAID سازمان اصلی برای ترویج منافع اقتصادی و استراتژیک آمریكاست و بعنوان بخشی از عملیات ضد شورش در سراسر جهان فعال است. بخشهای مختلف آن به امور انتقال ابتكارات، بازسازی، مدیریت مناقشه، توسعه اقتصادی، حكومت و دموكراسی اختصاص یافتهاند. از طریق این امور و مدیریتهاست كه میلیونها دلار از واشنگتن به احزاب سیاسی، سازمانهای غیردولتی (NGO’s)، سازمانهای دانشجویی و جنبشهایی انتقال مییابد كه به ترویج و پیاده كردن دستور و برنامه كار آمریكا در سراسر جهان مشغول هستند. در نقاطی كه كودتا، انقلاب مخملی یا تغییر رژیمی مطابق منافع آمریكا اتفاق میافتد، در همان مناطق USAID حاضر است و توزیع و بخش دلارهایش انجام میگیرد.انقلاب مخملی چگونه فعالیت میکند؟طرز كار همیشه یكسان است. جنبشهای دانشجویی و جوانان، با ظاهری جدید، رهبری عملیات را برعهده میگیرند. چنان دیگران را به پیوستن به جنبش خود دعوت میكنند كه انگار مد جدید است و حركتی بسیار مطلوب و شورانگیز. همیشه عادت و نشانه، یك رنگ خاص و یك استراتژی برای جلب و عضوگیری افراد بیشتر وجود دارد. در صربستان، گروه اوتپور (OTPOR)، كه عملیات سرنگون كردن اسلوبودان میلوسویچ را رهبری كرد، با تیشرتها، پوسترها و پرچمهایی كه تصویر مُشتی به رنگ سیاه و سفید، به عنوان نماد مقاومت، بر آنها نقش بسته بود، به خیابانها سرازیر شدند.در اوكراین، تصویر این مشت به عنوان نماد مقاومت حفظ شد ولی رنگ پرچمها به نارنجی تغییر رنگ دادند. در گرجستان، این مشت رنگ رُز به خود گرفت و در ونزوئلا، این علامت كمی تغییر یافته و بهجای مشت، دستی با پنجههای باز به رنگ سیاه و سفید بر پرچمها نقش بسته است.انقلابهای رنگی همواره در كشورهایی صورت میگیرد كه دارای منابع طبیعی استراتژیك مانند نفت و گاز هستند، یا كشورهایی هستند كه پایگاههای نظامی آمریكا در آنها واقع است یا اینكه دارای موقعیت ژئوپولیتیك میباشند. به علاوه، این انقلابها همیشه در كشورهایی روی میدهند كه دارای دولتهایی هستند كه یا تمایلات سوسیالیستی دارند یا ضد امپریالیسم میباشند.عملیات اعتراضی و بیثباتسازی همیشه پیرامون محور تبلیغات و روند انتخابات برنامهریزی و سازماندهی میشوند تا بدینوسیله تنشها و سوالاتی را درباره تقلب بالقوه مطرح سازند و در صورتی كه گروه اپوزیسیون انتخابات را باخت- كه معمولاً این حالت اتفاق میافتد- انتخابات را بیاعتبار سازند. آژانسهای پیش گفته همیشه در این رویدادها حضور دارند، بودجه آن را تأمین میكنند و آموزشها و توصیههای لازم را ارائه میدهند.این استراتژی در پی تضعیف و مختل كردن اركان قدرت دولت، خنثی نمودن نیروهای امنیتی و القای احساس هرج و مرج و نابسامانی است. سرهنگ رابرت هلوی (Robert Helvey)، یكی از بنیانگذاران این استراتژی و یكی از مدیران مؤسسه آلبرت انیشتین، توضیح داد كه هدف این استراتژی منهدم كردن نیروهای مسلح و پلیس نیست، بلكه تغییر و تبدیل آنها، متقاعد كردن آنها به رها كردن دولت حاكم و فهماندن این امر به آنهاست كه در دولت آتی جای آنها محفوظ است.از جوانان برای مقابله با نیروهای امنیتی و از پا در آوردن آنها استفاده میكنند. بدین ترتیب، سركوب جوانان در دوران اعتراضات بعدی، برای نیروهای امنیتی كاری بسیار نامطلوب و شاق خواهد بود.در سال 2003، مؤسسه آلبرت انیشتین (AEI) وارد ونزوئلا شد. سرهنگ هلوی، شخصاً، ترم فشرده 9 روزهای را پیرامون چگونگی برقراری دموكراسی در ونزوئلا برای اپوزیسیون این كشور تدریس كرد. بنا به گزارش سالانه این مؤسسه، احزاب سیاسی اپوزیسیون، سازمانهای غیر دولتی (NGO’s) و فعالین اتحادیههای كارگری مخالف دولت در كارگروههای مطالعاتی شركت كرده و فنون چگونگی سرنگون كردن یك دیكتاتور را فرا گرفتند. زمان این کلاس یك سال پس از شكست كودتایی بود كه- به رهبری همین گروهها- علیه رئیسجمهور چاوز صورت گرفته بود. آنچه كه پس از این دخالت مؤسسه آلبرت انیشتین (AEI) صورت گرفت، یك سال خشونتهای خیابانی، تلاشهای مستمر برای ایجاد بیثباتی و انجام یك همهپرسی برای فراخواندن و بركناری رئیس جمهور چاوز بود. اپوزیسیون با اینكه این همهپرسی را با دریافت 40 درصد آرا در مقابل 60 درصد آرا باخت، ولی فریاد تقلب سر داد. درحالیكه ادعاهای آنان بیپایه بود.صدها ناظر بینالمللی، كه شامل مركز كارتر و سازمان كشورهای آمریكایی (DAS) میشد، بر شفافیت، مشروعیت و عاری بودن روند انتخاب از هرگونه تقلب و فریبكاری شهادت دادند.در مارس 2005، اپوزیسیون ونزوئلا و مؤسسه آلبرت انیشتین (AEI) با هم متحد شدند، ولی این بار، احزاب و رهبران قدیمی جای خود را به گروهی منتخب از دانشجویان و جوانان ونزوئلا دادند. دو تن از رهبران سابق اپتور (OPTOR) به نامهای اسلوبودان دنیوویچ و ایوان مارویچ، از بلگراد، به ونزوئلا آمدند تا دانشجویان ونزوئلایی را در مورد فنون چگونگی تشكیل جنبشی برای سرنگون كردن رئیسجمهور كشور خود آموزش دهند. همزمان با این فعالیتها، ارسال پول از جانب USAID و NED برای گروههای ونزوئلایی سر به آسمان زد و به حدود 9 میلیون دلار رسید. خانه آزادی (Freedom House)، برای نخستینبار، دست به تأسیس کلاسهایی در ونزوئلا زد تا به كمك USAID و NED اپوزیسیون را تحكیم و تقویت كرده آن را برای دخالت در انتخابات ریاست جمهوری سال 2006 آماده كند. در آن سال، دانشجویانی كه جدیداً آموزش دیده بودند نهضت خود را به راه انداختند. هدف آنها اخلال در روند انتخابات و پیاده كردن سناریوی تقلب بود. ولی آنها شكست خوردند. چاوز، با به دست آوردن 64 درصد آرا، به پیروزی چشمگیری دست یافت. انقلابهای رنگی در گرجستان و اوكراین نیز در حال رنگ باختن هستند. شهروندان این كشورها از كسانی كه ظاهراً به كمك جنبشهای مستقل قدرت گرفتهاند ناراضی هستند و دارند متوجه میشوند كه آنها را فریب دادهاند. انقلابهای رنگی چیزی نیستند جز همان رنگهای قرمز، سفید و آبی آژانسهای آمریكایی كه راهها و ابتكارات جدیدی در پیش گرفتهاند تا برنامه امپراطوری آمریكا را بر كشورها تحمیل كنند.نویسنده:اوا گولینگرمنبع: Correo del Orinoco International