
حبيب تركاشوند - انديشههاي امام خميني(ره) بنيانگذار كبير انقلاب اسلامي شاكله اصلي ساختار هويتي اين نظام را تشكيل داده است و اگر بخواهيم براي راهبردهاي آينده اين كشور، در هر بعدي استراتژي آن را طراحي كنيم ابتدا بايد انديشه امام(ره) در آن حوزه و سپس مقام معظم رهبري را بازخواني كرده و چارچوب اصلي را از اين دو گوهر پاك اقتباس كنيم.هرچند حضرت امام(ره) طي 15 سال مبارزه قبل از انقلاب و 10 سال و اندي رهبري انقلاب از 12 بهمن 57 تا 14 خرداد 68، پيامها و سخنرانيهاي مهمي دارند كه هر كدام از آنان راهنماي امروز مردم و مسؤولان است اما برخي سخنرانيها و پيامها به دلايل مختلف از اهميت دوچنداني برخوردارند و ميتوان آنان را بارزتر از ديگران دانست. يكي از پيامهايي كه از اهميت بسيار بالايي برخوردار است اما در عين حال با مظلوميت تمام مورد توجه خاص قرار نگرفته، پيام حضرت امام(ره) خطاب به ملت ايران به مناسبت پذيرش قطعنامه 598 است كه در تاريخ 29 تيرماه سال 67 و پس از حدود 48 ساعت از پيام محرمانه امام(ره) به مسؤولان منتشر شد.در اين پيام سه موضوع تقريباً مجزا اما در عين حال مرتبط با هم مطرح شده است و شايد يكي از دلايلي كه اين پيام همانند وصيتنامه يا منشور روحانيت مورد توجه آنچناني قرار نگرفته همين باشد كه يك موضوع واحد در آن مطرح نشده است. متن پيام بنيانگذار انقلاب به مناسبت اولين سالروز كشتار حجاج بيتاللهالحرام در مكه توسط خاندان آلسعود منتشر شده كه در پايان آن حضرت موضوع پذيرش قطعنامه را براي مردم تشريح ميكنند و در عين حال جهان ديگري را پيش پاي ملت ميگشايند. با توجه به اهميت اين پيام طي يك سلسله مقاله فرازهاي مهم آن را مرور كرده و به استخراج درسهاي امروز آن خواهيم پرداخت.
1- انتقام از خداجويي مردم ايرانامام(ره) در ابتداي اين پيام كه به موضوع سالروز كشتار زائران حرم امن الهي اشاره دارد، به افشاي ماهيت حقيقي متوليان حرمين شريفين پرداخته و با تندترين ادبيات ممكن عليه آلسعود كه بينظير بود آنان را همدست آمريكا برميشمرد، آنجا كه ميفرمايند:«مسلمانان جهان در سال گذشته و براي اولين بار عيد قربان را با شهادت فرزندان ابراهيم(ع) كه دهها بار از مصاف با جهانخواران و اذناب آنان برگشته بودند در مسلخ عشق و در مناي رضاي حق جشن گرفتند و بار ديگر آمريكا و آل سعود، برخلاف راه و رسم آزادگي، از زنان و مردان، از مادران و پدران شهيد و از جانبازان بيپناه ما كشته گرفتند.» امام(ره) در ادامه به انگيزه آمريكا و عربستان از كشتار حجاج پرداخته و آن را تعبير به انتقام از ملت خداجوي ايران ميكنند؛ «انتقام از چه كساني و از چه گناهي؟ انتقام از كساني كه از خانه خويش به سوي خانه خدا و خانه مردم هجرت كرده بودند! انتقام از كساني كه سالها كولهبار امانت و مبارزه را بر دوش كشيده بودند. انتقام از كساني كه همچون ابراهيم(ع) از بتشكني برميگشتند، شاه را شكسته بودند، شوروي و آمريكا را شكسته بودند، كفر و نفاق را خرد كرده بودند.»ايشان در ادامه ميافزايند:«امروز حرم، حرم است اما نه براي ناس كه براي آمريكا! و كسي كه به آمريكا لبيك نگويد و به خانه كعبه روي آورد، سزاوار انتقام خواهد شد.انتقام از زائراني كه همه ذرات وجود و همه حركات و سكنات انقلابيشان مناسك ابراهيم(ع) را زنده كرده است و حقيقتاً ميرود تا فضاي كشور و زندگي خويش را با آواي دلنشين «لبيك اللهم لبيك» معطر سازد.»
2- ترسيم فلسفه حجايشان در ادامه اين پيام با تاختن به كساني كه فلسفه سياسي حج را زير سؤال ميبرند و آن را يك مسأله عبادي صرف ميپندارند آنان را به دستجاتي چون ناآگاه، مغرض و جيرهخوار تقسيم ميكند و از قول اين دستهها ميگويند:«به حج چه كه چگونه بايد زيست و چطور بايد مبارزه كرد و با چه كيفيت در مقابل جهان سرمايهداري و كمونيسم ايستاد! به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمين بايد ستاند! به حج چه كه بايد براي فشارهاي روحي و جسمي مسلمانان چارهانديشي كرد!» ايشان در ادامه فلسفه حقيقي حج را اينگونه بيان ميكنند:«حج براي نزديك شدن و اتصال آنان به صاحب خانه است و حج تنها حركات و اعمال و لفظها نيست و با كلام و لفظ و حركت خشك، انسان به خدا نميرسد. حج كانون معارف الهي است كه از آن محتواي سياست اسلامي را در تمامي زواياي زندگي بايد جستوجو كرد. حج پيامآور و ايجاد و مبناي جامعهاي به دور از رذايل مادي و معنوي است. حج تجلي و تكرار همه صحنههاي عشقآفرين زندگي يك انسان و يك جامه متكامل در دنياست.» ايشان در ادامه اين بحثها مسأله برائت را بيان ميكنند و ميگويند:«حج بيروح و بيتحرك و قيام، حج بيبرائت، حج بيوحدت و حجي كه از آن هدم كفر و شرك برنيايد، حج نيست. خلاصه همه مسلمانان بايد در تجديدحيات حج و قرآن كريم و بازگرداندن اين دو به صحنههاي زندگيشان كوشش كنند و محققان متعهد اسلام با ارائه تفسيرهاي صحيح و واقعي از فلسفه حج همه بافتهها و تافتههاي خرافاتي علماي درباري را به دريا بريزند.»