
داستانی که امروز روی خط خبرگزاریها و صفحات روزنامهها رسانهای شده است، چقدر پیش از آنکه از بستر خانوادگی باشگاه پرسپولیس بیرون بزند مورد توجه و در کانون دید مربیان و مدیران باشگاه بود؟ این سؤال را باید روی سینی شیکی گذاشت و جلوی علی دایی و حبیب کاشانی قرار داد که مدعی فرهنگسازی در فوتبال و رفتار پدرانه با بازیکنان شان هستند.
چه کسی در تاریخ یک دهه اخیر پرسپولیس بیش از حبیب کاشانی مدعی فرهنگسازی در مجموعه پرسپولیس بوده؟ آیا اویی که خوب میداند وقتی بازیکنانش از رختکن بیرون میروند چه جملاتی در مورد او یا اعضای کادر فنی میگویند، چه روابطی با مدیرعامل گذشته دارند و در چه روزهایی با واسطهها و مدیران برنامه خود برای انتخاب تیم آینده قرار و مدار میگذارند، از این واقعیت روشن که دروازه بان تیمش با چه کسی به سالن سینما میرود مطلع نبود؟ آیا حبیب کاشانی که میدانست فلان هافبک تیمش پس از بازی با راه آهن، با عباس انصاری فرد تماس داشته و او را در دفتر کاریاش ملاقات کرده از اقدام وقیحانه دروازه بان تیم خود اطلاعی نداشت؟
رفتار حقیقی بیشک وقیحانه است. علی دایی را به یاد آورید که دقایقی پس از پیروزی در دربی، در واکنش به رفتار هنجارشکنانه علیرضا حقیقی در قبال یک مسؤول حراست ورزشگاه آزادی و البته با شیث رضایی، خطاب به خبرنگاران گفت: «ما باید به او کمک کنیم تا خود را اصلاح کند ... » اتفاقاً دایی پیشتر، با نادیده گرفتن رفتار حقیقی در فرودگاه مهرآباد همین پسر را تهییج کرده بود. بازیکنی چون او وقتی پس از بازی با شاهین بوشهر، از هنرپیشه زنی که با او رابطهای نزدیک و دوستانه داشت خواست تا برای استقبالش به فرودگاه مهرآباد بیاید چرا دایی به فکر اصلاح رفتار دروازهبان تیمش نیفتاد؟ آیا دایی تنها حاضری بود که ندید دروازهبان تیمش به شکلی زننده کنار یک هنرپیشه سینمایی ایستاده و با او گفت و گویی صمیمانهتر از یک غریبه دارد؟ آیا دایی و کاشانی که مدعی اصلاح امور فرهنگی هستند همان روز که علیرضا حقیقی سعی داشت با این ضدرفتارش دروازهبان دیگر تیم را خطاب قرار دهد و او را حتی در امور شخصی عقبتر از خود بداند نباید همان شب در فرودگاه تهران اقدامی برازنده میکردند؟
داستان تکذیب روابط نزدیک حقیقی و الناز شاکردوست که هیچ کدام نه در ورزش و نه در هنر ستارهای قابل اعتنا هستند، خنده دار به نظر میرسد. نه فقط بازیکنان پرسپولیس که حتی مسافرانی که آن شب در فرودگاه مهرآباد حضور داشتند و البته تماشاگرانی که برای دیدن فیلم به خانه سینما رفته بودند نیز به خوبی به یاد میآورند این دو چگونه دوشادوش هم راه میرفتند و از یکدیگر دور نمیشدند. این که شایعه ازدواج این زوج حقیقت دارد یا نه بحثی است مجزا از محور این مقال. امروز باید به این اندیشید که چرا حبیب کاشانی سعی نکرد ناهنجاری رفتاری بازیکنی که هرگز نتوانست به لحاظ اخلاق و رفتار در پرسپولیس شاخص شود را اصلاح کند. چرا دایی هربار از این هنجارشکنیهای او دفاع کرد و کوشید با جملاتی شعارگونه همه را برای کمک به او دعوت کند؟ حقیقت داستان حقیقی این است که او پرسپولیس را نه برای موفقیت در ورزش که برای شهرت خود میخواهد و البته کمکهای دایی و کاشانی نیز او را در رسیدن به هدف نچندان سالمش کمک میکند!