
بيژن تنها - اين اتفاق را ميتوان شب هنگام زماني كه هنوز ماشينهاي حمله زباله براي جمعآوري زبالهها نيامدهاند در هر كجاي شهر، در كوچه و خيابان يا جلوي مغازهها مشاهده كرد. از سوي ديگر سطلهاي زباله موجود در اين ايام پر از انواع زبالههاست.به طور متوسط هر فرد حدود يك كيلوگرم زباله در روز توليد ميكند كه بيشتر اين زباله توليدي است كه نيمي از آن قابل تفكيك و بازيافت اوليه است و بايد توجه داشت كه با سرعت يافتن روند زندگي شهري و صنعتي و شهرنشيني نوع و حجم زبالهها نيز تغيير كرده است. بر همين اساس قانون مديريت پسماندها تدوين شده است.متأسفانه در شهرها به دليل بيتوجهيهاي صورت گرفته و عدم تعامل صحيح ميان شهروندان و سازمانهاي مسؤول همچون شهرداريها شاهد آن هستيم كه حجم بسيار زيادي از زباله بدون تفكيك و بازيافت از شهرها جمعآوري و دفن ميشود. ثروتي كه هنوز به ارزش اقتصادي و زيستي آن آگاه نشدهايم.كره زمين تنها زيستگاه بشر است و متأسفانه انسان بسيار سهلانگارانه با يگانه زيستگاه خود روبهرو ميشود و منابع حياتي خود را از دست ميدهد. با رها سازي يك بطري شيشهاي بايد حدود يك هزار سال منتظر ماند تا اين جسم به چرخه طبيعت بازگردد.اگر ميانگين توليد زباله را يك كيلوگرم در نظر بگيريم در شهر تهران در مجموع حدود 7 هزار تن و در كل كشور حدود 50 هزار تن زباله توليد و جمعآوري ميشود.زبالههايي كه زباله شهري، زبالههاي خطرناك و زبالههاي بيمارستاني را در برميگيرد. از سوي ديگر روشهاي معمول كه تاكنون براي دفع زبالهها به كار گرفته شده است شامل بازيافت، سوزاندن، دفن بهداشتي و تهيه كمپوست است كه با استفاده از سيستمهاي سنتي، نيمه صنعتي و مدلهاي پيشرفته هوازي و غير هوازي صورت ميگيرد.از آنجايي كه جمعآوري و حمل زبالهها و دفع آنها هزينه بسياري بر دوش مديريت شهري ميگذارد، يافتن روشهايي كه بتوان كمترين زباله را توليد كرد، روشي مقرون به صرفه به حساب ميآيد. در كشور ژاپن نيمي از زبالهها در برخي شهرها توسط توليدكنندگان تفكيك ميشود و مسؤولان جمعآوري در اصل زبالههاي تفكيك شده را از شهروندان ميخرند. با اين روش حجم زبالهها تقريباً به نصف كاهش پيدا ميكند.از سوي ديگر در سال جاري بحث تفكيك زباله و يا مديريت زباله در شهر تهران به صورت جدي در حال پيگيري است، به گونهاي كه با كوچكتر شدن شهرداريها و اجراي ناحيهمحوري مديريت زباله ميرود تا در مسير اصلي خود قرار گيرد؛ به واقع برخي شهرداريها به دنبال آن هستند تا با كاهش زباله توسط شهروندان، هزينهاي كه صرف جمعآوري و حمل زباله ميشود را در همان محل براي ارائه ساير خدمات شهري به كار بگيرند كه در اين ميان نقش شهروندان بسيار پررنگتر ميشود. يعني اين شهروندان هستند كه ميتوانند با اقدامات خود و مشاركت و همياري با شهرداري محله خود، خدمات بيشتري دريافت كنند. از سوي ديگر اخيراً در برخي شهركهاي مسكوني، دستگاههاي كمپوست سازي نصب و به كار گرفته شده است تا بتوان زبالهها را بازيافت كرد. در اين شيوه ضمن همكاري شهروندان ساكن مجتمعهاي مسكوني و حتي تجاري مديريت زباله شكل جديدي به خود ميگيرد؛ يعني زبالهها در يك محدوده كوچك جمعآوري، تفكيك و حتي تبديل به كمپوست ميشود كه ميتوان از مواد حاصله براي فضاي سبز شهرك و مجتمع مسكوني استفاده كرد و حتي مازاد آن را به فروش رساند كه گام برداشتن صحيح و مستمر در اين مسير ميتواند هزينههاي جمعآوري و حمل و نقل را به ميزان قابل توجهي كاهش دهد، در ضمن با اين اقدام، بهداشت محيط زندگي نيز تأمين خواهد شد.از آنجايي كه منابع در آمدي ثابت شهري، زمان بر است و به سختي تأمين ميشود، گام برداشتن در اين مسير ميتواند كمك بزرگي به مديريت شهري به حساب آيد، از سوي ديگر حدود 70 هزار انواع مخازن زباله، در شهر تهران جانمايي شده است كه هزينه نگهداري آنها بسيار بالاست، در اين ميان به دليل عدم توجه و بيدقتي عدهاي از شهروندان و حتي مراكز موجود در شهر و غيره اين مخازن به دليل مشكلات فني، استاندارد نبودن، روشهاي غير اصولي استفاده، خسارتهاي فراواني روي دست مديريت شهري قرار ميدهد.هزينههايي كه ميتواند در جهت آباداني و نشاط شهري و ارائه خدمات مطلوب مورد استفاده قرار گيرد دور ريخته ميشود. چرا شهري كه محل زندگي است بايد به آن بيتوجه باشيم؟آيا شهر ما خانه ما نيست. سهم هر كدام از شهروندان در نگهداري شهر چه ميزان است؟ نگاهي به دور و اطراف خود بيندازيم؛ آيا پاسخي براي اقدامات غير اصولي خود، ميتوانيم ارائه كنيم يا نه؟ به واقع با اين همه زباله چه بايد كنيم؟