مصر با سنت ریشهدار روشنفکری تجددخواه سالها است که آرزوی بهرهگیری از مواهب مردمسالاری را دارد. برای مصریها بسیار سخت است که تهران، آنکارا و حتی بغداد تحت اشغال، طلایهداران دموکراسی در خاورمیانه باشند و مصر با سابقه 5000ساله تمدنی بار دیگر موروثی شدن قدرت را به خود ببیند و جریانهای سیاسی، نهادها و دستگاههای مدرن (پارلمان) در برابر قدرت سنتی پدرسالارانه حسنی مبارک همچون عروسکهای خیمه شببازی به شمار میآیند. اگر حکومتهای مصر در طول نیم قرن گذشته توانسته بودند اقتدارگرایی خود را تحت پوشش ضرورتهای ناشی از قرار داشتن در جبهه مقدم مبارزه با رژیم صهیونیستی توجیه کنند، امروز مصری که خود در محاصره مردم بیپناه غزه از صهیونیستها پیشی میگیرد، توان ارائه چنین توجیهاتی را ندارد. اگرچه ورود محمد البرادعی شاید باعث شود مصریها برای لحظاتی ناکامی تاریخی خود برای بهدست آوردن دموکراسی را به فراموشی بسپارند، اما. شواهد و قرائن نشان میدهد که نباید این ورود را بیش از یک تسکین برای آلام ملت پیشرو مصر حساب کرد. اظهارات حسنی مبارک و پسرش در روزهای گذشته که از غیرممکن بودن تغییر قانون اساسی سخن گفتند، امیدهایی را که به رئیسسابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی بسته شده بود از بین برد. نباید از یاد برد که حسنی مبارک و سیستم امنیتی تحت فرمان وی تنها حاکمان مصر نیستند بلکه امروزه یکی از عناصر تعیینکننده در ترتیبات امنیتی تعریف شده در جهان عرب هستند که با پشتیبانی و نظارت واشنگتن و تلآویو خود را در صف مقدم مبارزه با محور مقاومت (ایران، سوریه، حماس و حزبالله) میبینند. با اینکه دستگاه تبلیغاتی غرب به عنوان حمایتکننده مهم این نظام امنیتی تلاش میکند دموکراسی را محصولی غربی بداند که تنها با سکولاریسم و ارزشهای لیبرال قابل جمع است، به شکلی روشن امروزه تقابل محور مقاومت با سازش در منطقه، تقابل دموکراسی بومی شده و شکوفا با نظامهای اقتدارگرا است. در برابر ایران به عنوان مظهر مردم سالاری دینی و حماس و حزبالله که فلسطین و لبنان در جریان یک انتخابات مورد تأیید خود غربیها موفق به کسب رأی مردم شدهاند، محور سازش نظامهای غیرانتخابی را به نمایش گذاشتهاند که از مظاهر تجدد تنها با سلاحهای مدرن ساخت غرب سازگاری داشتهاند. در این میان یک نکته محوری دیگر قابل توجه است عراق که عموماً شیعیان ایراندوست و اکراد ضدبعث، پیروز مردمسالاری نوظهور آن هستند و ترکیه به رهبری دولت اسلامگرا با میزان بالای حمایت مردمی را اگر نشود عضو پیشرو محور مقاومت محسوب کرد نمیتوان در طرف سازشکاران هم به حساب آورد. از این رو تجربه استقرار مردمسالاری در این منطقه نشان داده است که زمینههای ظهور جریانهای مقاومت در برابر غرب و صهیونیسم را رقم میزند و حتی عناصری چون البرادعی میتوانند دری را باز کنند که اخوانالمسلمین پشت آن وارد حیاط خلوت سازشکاران شده و آن را به پایگاه دیگری برای مقاومت تبدیل کنند. چیزی که به سرعت میتواند ترتیبات منطقهای را به هم زند. از ایننظر پیش از آن که قانون اساسی مصر مانع تغییر در چهره قدرت در مصر شود، تلآویو و واشنگتن را عامل مخالفت با هرگونه تغییر در سرزمین اهرام باید دانست.