
امیر کوشا
سوت پایان بازی به صدا در می آید و فریاد اعتراض هواداران به آسمان می رود. تماشاگرانی که لحظه به لحظه در نیمه دوم نسبت به داوری بازی اعتراض داشتند، حالا هرآن چه در دست شان می آید را به سوی زمین پرتاب می کنند. فریادها نیمی به زبان ترکی رانده می شود و نیمی به زبان پارسی. داور خیلی زود و میان حفاظت نیروهای امنیتی ورزشگاه به سوی رختکن داورها می رود.
چه اتفاقی افتاده بود؟ وقتی تماشاگران آذری در ورزشگاه یادگار امام فریاد می زدند و داور را به حمایت و جانبداری عمدی (نه سهوی) محکوم می کنند، حتما حقی از تراکتورسازان ضایع شده. سپاهانی ها اما خوشحال از کسب تک امتیاز بازی، هواداران شان را سوار بر اتوبوسی که بیرون ورزشگاه مستقر شده می کنند و خیلی زودتر از آنچه تصور می شد به سوی اصفهان برمی گردند. تبریزی ها هنوز روی سکوها مانده اند و اگر از نتیجه بازی خبرنداشته باشی، فکر می کنی تراکتورسازی در خانه به سپاهان باخته است! آنها نه از تساوی یک بر یک که از نادیده گرفته شدن دو پنالتی صدر در صد و یک موقعیت گل آفساید که دود شد و به هوا رفت اینگونه برافروخته اند! اعتراض روی سکوهای ورزشگاه یادگار امام ادامه پیدا می کند...
چند متر پایین تر از زیر پای هواداران خشمگین تراکتورسازی، مدیری که بیشتر به واسطه فعالیت های هنری اش در سینما به عنوان مردی خوددار و فرهنگی شناخته می شود، از کوره در رفته است. او حالا برخلاف تمامی هفته های قبل که سعی می کرد خود را نجیب و محجوب به حیا نشان دهد، به سوی ناظر بازی می رود و اعتراض می کند: «بگویید سپاهان قهرمان است... دیگر چرا ما را علاف خودتان کرده اید؟ چند امتیاز از ما گرفته اید؟ چند امتیاز به حریفان مان داده اید؟ چند پنالتی علیه سپاهان نگرفته اید؟!»
صدای ناصر شفق آرام آرام بالاتر و بالاتر می رود. او که همواره سعی می کرد نسبت به مشائل حاشیه ای، آرای کمیته انضباطی، داوری ها و جو ورزشگاه ها یا مصاحبه های جنجالی خود را بی تفاوت و آرام نشان دهد، حالا چنان برافروخته که مسئولین ورزشگاه برای آرام کردن او وارد معرکه می شوند: «آقا چرا هر بازی علیه سپاهان پنالتی نمی گیرید؟ من که می دانم در آن فدراسیون چه خبر است... من که می دانم تاج چقدر سنگ سپاهان را به سینه می زند، من که می دانم سناریوی این لیگ را چه کسی نوشته! من خام شدم که دارم در این فوتبال مدیریت می کنم، این فوتبال مال همان کسانی که سپاهان را با داوری هایش قهرمان می کنند... آن فدراسیون و تیم ملی هم ارزانی همان آقا... صدای همه را درآورده و یک گوشه نشسته می خندد!»
چه کسی می تواند شفق را آرام کند؟ تراکتورسازی در روزی که مستحق پیروزی بود با سوت های عجیب و باور نکردنی داور مسابقه سه امتیاز را داد و تک امتیاز را گرفت. حالا فراز کمالوند که این روزها از سوی کمیته انضباطی باشگاه ممنوع المصاحبه شده هم به سوی شفق می آید تا او را با خود به رختکن تیم ببرد. البته او هم با صدای بلند تکه ای می اندازد: «آقا شما که می دانید قبل از شروع فصل به سپاهان قول قهرمانی داده بودند. همین الان در لیگ یک همان آقا دارد نفت تهران را بالا می آورد. خدا را شکر به سرشان نزده ما را پایین بیاندازند...» و بعد همراه شفق به رختکن تیم می رود.
هنوز هواداران تراکتورسازی را می توان روی سکوها دید. حالا برای آن که به مسئولین سپاهان، فدراسیون و داوران نشان دهند چقدر از آن چه بر تیم شان شده عصبی هستند، شعارهای خود را به زبان فارسی روانه گوش مخاطبان خود می کنند. شعارهایی در مورد ارتباط نزدیک یک مدیر بالارتبه فدراسیون با سپاهان. شعارهایی در مورد داورانی که از دید آنها اشتباهات شان در مورد سپاهان سهوی نیست... واقعا چرا تمام اشتباهات سهوی داروی امسال به نفع سپاهان بوده و بس؟! آذری ها همچنان فریاد می زنند.
امیر قلعه نویی باز هم به سالن کنفرانس نمی رود. عجیب نیست. او نیمی از بازی های فصل را به دلیل این که می دانست اگر به سالن کنفرانس بیاید باید در مورد اشتباهات دایمی داوری که به سود سپاهان است صحبت کند به سالن نمی آمد! سپاهانی ها آرام آرام تحت تدابیر امنیتی نیروهای انتظامی سوار اتوبوس خود می شوند. اتوبوسی که روی آن شعار جالبی نوشته است: «بازی من، جوانمردانه است!»