کد خبر: 209107
تاریخ انتشار: ۱۵ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۸:۴۴

یکی از پرسش‌های مهم درخصوص انتخابات عراق این است که آمریکا تا چه اندازه به معیارهای دموکراتیک پایبند است. بی‌تردید یکی از شاخص‌های نظام دموکراتیک، احترام به آرای اکثریت در کنار تأمین حقوق اقلیت‌هاست. اگر از این دید به رویکرد کنونی آمریکا نگاه شود، مشخص می‌شود که عملکرد واشنگتن درست برعکس این اصل بوده است. زیرا در جریان بررسی صلاحیت نامزدها که با اعمال فشارهای آمریکا برای پذیرش صلاحیت نامزدهای بعثی بود برای همگان مشخص شد که آمریکا درست برخلاف خواسته‌های اکثریت جامعه عراق که زخم خورده نظام بعثی صدام بوده و هستند، گام برداشته است. آنچه در این میان مایه تعجب و سؤال بوده این است که این خواسته اکثریت مردم عراق اکنون جنبه قانونی هم پیدا کرده و در قانون اساسی این کشور به بعثی‌زدایی تصریح و تأکید شده است. علاوه بر این، آمریکا پیش از اینکه نتیجه انتخابات مشخص شود، به سیاه‌نمایی و جوسازی علیه انتخابات عراق دست زده است و ضمن طرح شائبه تقلب در انتخابات، برای جلوگیری از تشکیل دولت آتی عراق خیز برداشته است. به‌گونه‌ای که این تمایل را می‌توان در اظهارات ریموند اودینرو فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق و یا کریستوفر هیل سفیر آمریکا در بغداد مشاهده کرد که هر دو به نوعی از احتمال تشدید ناامنی‌ها پس از انتخابات و طولانی شدن روند تشکیل دولت آتی عراق پرده برداشته‌اند. در واقع آمریکا پس از آنکه نتوانست جلوی ورود ردصلاحیت‌شدگان بعثی را به عرصه انتخابات بگیرد، توجه خود را بر دولت آتی متمرکز کرده است. همچنین نگاهی به رویکرد رسانه‌های غربی و عربی به خصوص رسانه‌های انگلیس، آمریکا و عربستان نشان می‌دهد که آنها برای مرحله پس از انتخابات برنامه دارند و از آنجا که احتمال می‌دهند احزاب و گروه‌های تحت حمایت آنها نتوانند آرای لازم را در انتخابات به دست آورند، در رویکردهای خبری و تحلیلی خود می‌کوشند ضمن طرح شائبه تقلب، نفوذ ایران را در عراق برجسته سازند.
البته اگر به پیشینه اقدامات آمریکا در عراق نوین نگاه شود، مشخص می‌شود که برخلاف تصور عمومی که برقراری نظام دموکراتیک را در عراق نتیجه اشغال این کشور و به عنوان رهاورد آمریکا تلقی می‌کنند، واقعیت امر این است که آمریکا در ابتدا بنا نداشت نظام دموکراتیک را در عراق ایجاد کند و بیشتر درصدد بود که دولتی دست‌نشانده نظامی را در این کشور حاکم کند اما چند عامل موجب شد آمریکا در این عرصه شکست بخورد و به برقراری نظام دموکراسی تن دهد. نخست مقاومت‌های آیت‌الله سیستانی مرجع عالی شیعیان عراق بود که به برقراری نظام سیاسی مردم‌سالار تأکید داشت و به همین علت در زمان تدوین قانون اساسی عراق، پل برمر حاکم وقت آمریکا بارها مجبور شد به کاخ سفید برای کسب تکلیف سفر کند. عامل دوم اثبات نشدن ادعای آمریکا در توجیه ضرورت اشغال عراق یعنی وجود سلاح‌های کشتار جمعی در این کشور و ارتباط رژیم بعثی صدام با القاعده در مرحله قبل از اشغال این کشور بود و به همین علت آمریکا برای توجیه ضرورت اشغال عراق به برقراری نظام دموکراتیک در این کشور نیاز داشت تا لزوم اشغال را برای افکار عمومی داخلی و خارجی توجیه کند و از پدیده اشغال قبح‌زدایی کند و بالاخره عامل سوم این است که آمریکا در تلاش بوده از برقراری حکومتی کثرت‌گرا با حضور همه قومیت‌ها و گروه‌ها در عراق برای افزایش مانور خود در بازی‌های سیاسی استفاده کند و در این جهت آمریکا با نفوذ دادن بعثی‌ها به پارلمان آینده درصدد بوده و هست که از تشکیل حکومتی مقتدر جلوگیری کند و تکثر سیاسی را به عاملی برای تضعیف و تحلیل نیروها به کار گیرد حال آنکه این تکثر در صورت مدیریت صحیح می‌تواند برای نظام سیاسی جدید عراق فرصت‌آفرین باشد.


نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار