
علی البرزی - بعد از مدتها به همراه پدربزرگ برای ساعتی در کنارهم بودن و آشنایی با محلههای قدیمی تهران عازم چند محله در اطراف بازار میشویم، محلههایی که هر کدام کولهباری از خاطرات را برای پدران ما زنده میکند و چین و چروک دیوارهایشان گویی با چین و چروک دستان پدران ما انس والفت خاصی دارد، از چاله میدان تا بازارچه نائبالسلطنه را بازدید کردیم. پدر بزرگ با مشاهده این اماکن تاریخی به یاد دوران جوانیش میافتد و ناخود آگاه ترانههای قدیمی که هر کدام با حال و هوای تهران قدیم الفت خاصی داشت را زمزمه میکرد:
« آخ برم راننده رو اون کلاچ و دنده رو،گاز وفرمون رو ببین شور و حال بنده رو»
درحا ل و هوای خودمان و یادآوری خاطرات گذشته بودیم، پدربزرگ ترانه میخواند و من درخیالاتم به تهران قدیم سفر میکردم، چشمتان روز بد نبیند به یکباره صداهای بلند وعجیب و غریبی تمام رشته افکارم را بر هم میریزد: حالا دست دست، بوق بوق دوف دوف. . .
من به پدربزرگ نگاه میکنم، پدربزرگ هم به من، اندک تار موی پدر بزرگ هم از تعجب سیخ شده و نمیداند که چه بگوید! صدای آهنگ و ریتم تند آن به حدی بلند است که دوچهارراه آن طرفتر هم به گوش میرسد!
ماشینی گران قیمت که به سختی میتوانی مدل آن را تشخیص دهی با شکل و شمایل متفاوت، رینگهای بزرگ و بد شکل و بلندگوهایی که انگار متعلق به یک سالن ورزشی بزرگ است، در قسمت عقب ماشین سوار شده است.
چراغهای قورباغهای شکل و بزرگ و نوری که پروژکتورهای ورزشگاه آزادی هم این چنین نوری ندارند، قسمت جلوی این ماشین چشم هر عابری را آزار میداد و خلاصه اینکه یک ماشین عجیب وغریب و به قول خودمون ماشینی در حد لیگ لالیگا از کنار من و پدر بزرگ با سرعت گذشت.
بچه مایه دارهای بالا شهرو ماشین های اسپرت شده
برای خبرنگار جماعت هیچ چیز بهتر از یک سوژه برای تهیه گزارش نیست. برای تهیه این گزارش از مرکز اسپرت کردن ماشینها به خیابانی در حوالی عباسآباد میروم،اما این بار نه برای تهیه گزارش از قیمتهای رینگ، باند و ضبط خودرو بلکه برای آشنایی با برو بچههای مشتاق ماشینهای اسپرت درتهران عازم این محل شدم. خیابانی درحوالی میدان تختی، با مغازههای رنگ ووارنگ، مغازههایی که با ویترینهای بزرگ و دنیایی از تجهیزات اسپرت ماشین، نظرهررهگذری را به سمت خود جلب میکند!
مشغول تماشای ویترینهای هزارو یک رنگ و انواع باندهای ضبط خودرو بودم که با تجمع تعدادی جوان که در کنار یک مغازه جمع شده اند، مواجه میشوم، در نگاه اول اشخاصی را میبینم که موهای بلند و ریشهایی که به شکل خاصی کوتاه شده از ویژگیهای مشترکشان است وهمگی برای یک موضوع مشترک دورهم جمع شدهاند، اسپرت ماشین و به قول خودشان خوش تیپ کردن ماشینهایشان!
عشق داداش، عشق!
رضا یکی از این جوانان است. در مورد علت این کارش سؤال میکنم. در جوابم میگوید:«عشق داداش عشق، بی خیال دنیا عشق ماشینو بچسب.»
رضا دانشجوی انصرافی دانشگاه شیراز است و به قول خودش ساعتی از روز را درکنار دوستانش در این محل میگذراند.
زمانی که از رضا در رابطه با علت انصراف تحصیلش سؤال میکنم، میگوید:«حال و حوصله درس خوندن نداشتم!»
امیریکی دیگر از جوانانی است که در این خیابان با او آشنا میشوم. درمقابل یکی از مغازهها ایستاده و با چشمانی حسرت وار به تجهیزات اسپرت ماشین نگاه میکند. از او در رابطه با گرایش جوانان به این نوع از وسایل سؤال میکنم در جوابم میگوید:«ای کاش من هم یک ماشین داشتم و همه این وسایل رو، روش نصب میکردم؟!» زمانی که این صحبتها را میشنوم از سؤالهای دیگر پشیمان میشوم و سؤالات بیجواب زیادی در ذهنم باقی میماند.
رفتم ثواب کنم،کباب شدم!
در حال وهوای صحبت با یکی از جوانان هستم که صدای بلند دختری نظرم را به سمت خود جلب میکند: «من دخترونه میخوام»یک دختر خانم با ظاهری به قول معروف فشن درحال مشاجره با یکی از فروشندگان است، به قصد میانجیگری به سراغ آنها میروم، اما ناراحتی دختر از دخالت من و بمباران کلمات نه چندان زیبا به سمت من باعث شد که به نوعی در این ماجرا کباب شوم. بعداز رفتن دخترک به سراغ فروشنده میروم و علت مشاجره آن دختر را جویا میشوم درجوابم میگوید:چند ماهی است که استقبال دخترخانمها از وسایل و تجهیزات اسپرت کردن خودرو به شدت افزایش پیداکرده و همه به دنبال طرحهای رنگارنگ و دخترانه هستند و این نوع از لوازم هم در بازار به سختی پیدا میشود.
یک سؤال ازما، یک جواب از شما
در بخش پایانی این گزارش نمیخواهیم، همانند گزارشهای معمولی با نتیجهگیری و نظرات کارشناسان گزارش خود را پایان دهیم، چرا که شما دوستان جوان برای ما بهترین کارشناس در مسائل مختلف هستید و میتوانید در مورد موضوعات مختلف به ما مشاوره بدهید، شاید دوستان شما هم به نوعی با این جورمسائل سر وکار داشته باشند،حتی خودتان از جوانهای عاشق ماشین اسپرت باشید، اصلاً شاید خودتان ماشین اسپرت را از نان شب هم مهمتر میدانید.
شمایی که عاشق اسپرت کردن ماشین هستید، شمایی که گاهی ماشینهای اسپرت رنگ و وارنگ با سرعت زیاد و صداهای عجیب و غریبی که از ضبط صوت یا حتی لوله اگزوزشان در میآید در خیابان از کنارتان عبور میکند و حسابی چرتتان را پاره مینماید به نظر شما چرا جوانها عشق ماشین اسپرتند؟