
گزارش دادگاه کیفری
به گزارش خبرنگار «جوان»، هفدهم مرداد سال 84 نگهبان بند زندان زنان رجایی شهر کرج از وقوع یک قتل در بخش انفرادی آگاه شد. آنها با حضور در سلول دریافتند که یکی از زنان شرور زندان به نام «هانیه» بر اثر خفگی به قتل رسیده است. با گزارش قتل هانیه، شهین، مهناز، شیرین، زهرا و فاطمه که در بخش انفرادی بودند، بازداشت شدند. شهین به اتهام معاونت در قتل و چهار زن دیگر به اتهام مشارکت در قتل تحت بازجویی قرار گرفتند.
آنها اتهام مشارکت در قتل را پذیرفتند، اما اظهار داشتند که به تحریک شهین دست به ارتکاب قتل زدهاند.
براساس این گزارش، مهناز و شیرین پس از چندی در زندان خودکشی کردند. روز گذشته جلسه محاکمه متهمان پرونده در شعبه 71 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی نورالله عزیز محمدی و چهار مستشار دادگاه برگزار شد.
قاضی پس از شنیدن اظهارات نماینده دادستان، فاطمه را به جایگاه ویژه فراخواند و او را تفهیم اتهام کرد. او اتهام مشارکت در قتل را پذیرفت و درباره روز حادثه به دادگاه گفت: مقتول در زندان از همه زورگیری میکرد و باعث آزار زندانیان شده بود. من به اتهام ترک اعتیاد به زندان محاکمه شده بودم و روزانه 30 قرص مصرف میکردم. مقتول قرصهای مرا هم به زور میگرفت و بسیاری از زنان زندان را اغفال میکرد. متهم در ادامه گفت: شهین همواره ما را تحریک میکرد که هانیه را به قتل برسانیم. او میگفت که من ارتباط بسیار خوبی دارم و از نفوذ خود برای تطمیع زندانیان استفاده میکرد. شهین سالها بود که دوران محکومیت خود را به اتهام ارتباط نامشروع و ترویج فساد تحمل میکرد و باعث ارتکاب جرم شد.
او درباره صحنه قتل و روز حادثه گفت: مقتول شب قبل با چند نفر درگیر شده بود و بر اثر مصرف قرص زیاد به خواب رفته بود. اگر او بیدار بود کسی توان مقابله با او را نداشت. من انگیزهای برای قتل نداشتم، اما مهناز، لیلا و شیرین مقتول را با شال خفه کردند.
شیرین مانتو را روی صورت مقتول انداخت و با دست دهان و دماغش را آنقدر نگه داشت تا خفه شد.
زهرا در دادگاه
در ادامه جلسه قاضی، زهرا را به جایگاه فرا خوانده و او را تفهیم اتهام کرد. او اتهام مشارکت را پذیرفت. او به دادگاه گفت: من اغفال شدهام و به جرم ترک اعتیاد به زندان محکوم شدم. متهم درباره حادثه گفت: به دلیل اعتیاد قرص مصرف میکردم و پزشک روزانه برایم تجویز میکرد. 20 روز بود که دوران محکومیت خود را سپری میکردم. روز مادر در زندان مراسم جشن برپا بود، اما من به دلیل دلشورههایی که داشتم به آن مراسم نرفتم. به سراغ کیفم که رفتم متوجه سرقت قرصهایم شدم. به سراغ رئیس اندرزگاه رفتم و تقاضای یک قرص کردم که او مرا به باد ناسزا گرفت. رئیس اندرزگاه به خانوادهام توهین کرد و من که ناراحت بودم پاسخ او را دادم. متهم گفت: او مرا به حراست کشاند و آنها به اتهام توهین به مأمور به 10 روز انفرادی محکومم کردند. در انفرادی بودم که هانیه را به همراه چند نفر به انفرادی آوردند. هانیه بقیه را به شدت میزد. او داشت فاطمه را خفه میکرد که او را نجات دادند. او با فاطمه در یکی از اتاقها درگیر شد که با مداخله افسر نگهبان خاتمه یافت. متهم در ادامه گفت:شهین بقیه را تحریک کرد که هانیه را به قتل برسانند. من آنها را نصیحت کردم و توانستم آنها را از نیت خود منصرف کنم. آنها قرص خوردند و روز حادثه هانیه در خواب بود که فاطمه به دنبالم آمد و دیدم که با شال بالای سر مقتول ایستاده بودند و تصمیم به قتل داشتند. من با گریه از آنها در خواست کردم که منصرف شوند. آنها قبول کردند، اما شهین که در راهرو مراقب همه چیز بود، دوباره آنان را ترغیب به قتل کرد. بنابراین همه بر سر بالین مقتول بازگشتند. فاطمه چند ثانیه دهان و دماغش را گرفت. شیرین مانتوی مقتول را روی صورتش انداخت و آنقدر دهان و دماغش را نگه داشت که به قتل رسید. من هم سرشال را نگه داشته بودم.
معاون قتل انکار میکند
قاضی در ادامه جلسه شهین را به جایگاه فرا خوانده و او را تفهیم اتهام کرد. او اتهام معاونت را انکار کرد و گفت که از تاریخ 28 آبان سال 79 دوران محکومت خود را به اتهام ترویج فساد در زندان اوین آغاز کرده است. قاضی گزارش مستند زندان مبنی بر تحریک زندانیان را به او نشان داد، اما شهین آن را انکار و اتهام خود را نیز انکار کرد.
در ادامه جلسه دادگاه وارد شور شد