
از نظر مقامات کاخ سفید، ایران کشوری است که به مجموعه اقداماتی دست زده که میتواند ثبات منطقه و حتی جهان را به مخاطرهاندازد. واشنگتن، ایران را به مخالفت با روند صلح خاورمیانه و رعایت نکردن حقوق بشر و دموکراسی متهم میکند و به خاطر حمایت از حزبالله لبنان و گروههای فلسطینی از قبیل حماس و جهاد، به عنوان فعالترین کشور حامی تروریست معرفی میکند. در این بین بیشترین فشار آمریکا توسط اهرم تلاش برای دستیابی به تسلیحات هستهای است. در این زمینه آمریکا معتقد است که ایران به پیشرفت در زمینه اجرای برنامه هستهای خود ادامه میدهد و هدف نهایی آن، دستیابی به کنترل چرخه کامل سوخت هستهای است. علاوه بر این دولت آمریکا همواره ایران را متهم کرده که به صورت پنهانی سرگرم تهیه سلاحهای هستهای است. به همین سبب آمریکاییها با پویش رخنهای که اتخاذ کردهاند، تلاش دارند راه دستیابی ایران به فناوری هستهای را سد کرده و موقعیت و منزلت ایران را در نظام بینالملل به خطراندازند، به نحوی که امروزه میتوان از سیاستهای ایالات متحده آمریکا در قبال تهران به عنوان بزرگترین سد در راه دستیابی ایران به فناوری هستهای یاد کرد و البته میتوان در سطحی عامتر، واشنگتن را مهمترین تهدیدکننده نظام جمهوری اسلامی ایران نیز محسوب کرد.
آمریکا و نگاه امنیتی به ایران
در سیاست خارجی آمریکا به طور عام یک نکته قابل ملاحظه وجود دارد. واشنگتن پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، خود را تنها تکقطب و رهبر نظام بینالملل میداند. در واقع داعیه رهبری جهان و تعریف فراملی که آمریکاییها از منافع و امنیت ملی خود دارند، بر تمام ابعاد سیاست خارجی این کشور سایه افکنده است. همین امر باعث شده که دولتمردان آمریکا به خود اجازه دهند که در تمام مسائل منطقهای و بینالمللی و حتی در امور داخلی سایر کشورها به مداخله بپردازند. بدیهی است که ایران نیز از چنین دایرهای در سیاست خارجی آمریکا خارج نیست، به خصوص که ایران با توجه به موقعیت ژئوپلتیکی و توانمندیهایش در حوزههای مختلف، خود را به عنوان کشوری تأثیرگذار در منطقه خاورمیانه معرفی کرده است.
از این رو در ایالات متحده آمریکا فارغ از اینکه دولت در دست جمهوریخواهان یا دموکراتها باشد، همواره نگرشی امنیتی بر روابط با ایران حاکم است. این نگرش امنیتی از چند نکته ناشی میشود. نخست آنکه حفظ امنیت اسراییل همواره یکی از دغدغههای آمریکا بوده است. دولتهای آمریکا از زمان کندی تا کنون همواره تلاش زیادی کردهاند تا امنیت اسراییل را در ابعاد مختلف حفظ کنند، به همین سبب نیز در خصوص برنامههای هستهای، به رغم آنکه ایران حتی در صورت دستیابی به تسلیحات اتمی، باز هم تهدید مستقیمی برای آمریکا محسوب نمیشود، کاخ سفید تمام تلاش خود را به کار گرفته تا از دستیابی ایران به فناوری هستهای ممانعت به عمل آورد. زیرا از یکسو با توجه به روابطی که میان ایران و اسراییل وجود دارد و از سوی دیگر با توجه به اینکه مهمترین گروههای اسلامی منطقه نظیر حماس و حزبالله که در مخالفت با رژیم صهیونیستی قرار دارند، به ایران نزدیک هستند، بنابراین دستیابی ایران به فناوری هستهای میتواند به صورت مستقیم، تهدیدی برای تلآویو محسوب شود. از این رو آمریکاییها حفظ امنیت اسراییل و دستیابی ایران به فناوری هستهای را به مثابه دو عامل متضاد مینگرند.
دومین نکته که موجب تشدید نگرش امنیتی آمریکا به برنامههای هستهای ایران شده است، ممانعت از تبدیل ایران به یک قدرت منطقهای است. افزایش توانمندیهای ایران طی سالهای پس از انقلاب و همچنین ضدیت با نظام سلطه حاکم بر جهان، موجب شده که آمریکا همواره ایران را به عنوان تهدیدی امنیتی بنگرد. در این راستا دستیابی ایران به فناوری هستهای موجب میشود که توان و قدرت چانهزنی ایران در مورد مسائل مختلف منطقهای و بینالمللی افزایش یابد و چنین امری نمیتواند خوشایند مقامات کاخ سفید باشد. از این رو آمریکا با مخالفت صریح با برنامههای هستهای ایران و تعریف جمهوری اسلامی به مثابه تهدیدی امنیتی، سعی دارد میدان بازی را از ایران در مناطق پیرامونیاش نظیر خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز بگیرد.
راهبردها و چالشهای آمریکا در برابر ایران
مسائل فوق به همراه تأثیرپذیری رفتاری از فشارهای لابی صهیونیستی و تعهداتی که آمریکا به تضمین امنیت اسراییل دارد، ایران را به عنوان یکی از محورهای شرارت و اخیراً به عنوان پایگاه استبداد، جدی ترین تهدید، تعریف و تصویر کرده است. با توجه به مسائل فوق، ایالات متحده آمریکا سعی کرده از روشهای مختلفی جهت متوقف ساختن برنامههای هستهای ایران بهره گیرد که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1- وضع تحریمهای اقتصادی در حوزههای مختلف: وضع این تحریمها که از زمان پیروزی انقلاب اسلامی به انحاء مختلف وجود داشتهاند، هم اکنون نیز به رغم ناکارآمدی، از سوی دولت آمریکا پیگیری میشوند.
2. اعمال فشارهای سیاسی؛ دولت آمریکا سعی کرده در حوزههای مختلف با اعمال فشار سیاسی، از گسترش روابط ایران با سایر کشورها ممانعت به عمل آورد.
3. استفاده از روشهای تهدید نرم؛ در این خصوص میتوان به اختصاص بودجههای کلان در حوزههای مختلف همانند رسانهها، افزایش تبلیغات منفی در خصوص نظام حاکم بر ایران، ترویج ایرانهراسی در منطقه و بزرگنمایی ایران به مثابه تهدیدی برای صلح و ثبات جهانی اشاره کرد.
با این حال دولت آمریکا در مقابله و مواجهه با ایران و مهار فعالیتهای هستهای تهران، دارای مشکلات و چالشهای اساسی است که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
1- قدرت و نفوذ ایران در منطقه به عنوان عاملی بازدارنده در برابر آمریکا عمل میکند.
2- توان دفاعی و نظامی ایران عملا راه هرگونه اقدام نظامی را مسدود کرده است.
3- وزنه و جایگاه ژئوپلتیکی ایران عملاً مانع هرگونه اقدام نظامی علیه ایران است. به عنوان مسدود کردن تنگه هرمز از سوی ایران میتواند امنیت صدور انرژی را به مخاطرهاندازد و بازارهای اقتصاد جهانی را مختل سازد.
4- درگیری واشنگتن در افغانستان و عراق و نیاز مبرم کاخ سفید به کمک ایران در حل مسائل و مشکلات موجود در این کشورها نیز موجب محدود شدن فضای مانور آمریکا در برابر ایران شده است.
5- وجود بحران اقتصادی و لرزه در ساختار نظام سرمایهداری، عملاً دولت آمریکا را با مصائب و مشکلات جدی مواجه کرده است، به نحوی که به سبب به وجود آمدن محدودیت در امکانات و ظرفیتها، میدان بازی کاخ سفید در سیاست خارجی تا حد زیادی محدود شده است.
6- شعارهای انتخاباتی اوباما تا حد زیادی دست مقامات این کشور را در برخورد با ایران بسته است. بر این اساس شعار گفتوگو با ایران که تا کنون بارها از سوی مقامات کاخ سفید نادیده گرفته شده است، میتواند به معضلی داخلی برای دولت این کشور مبدل شود و اوباما را به نقض تعهدات و وعدههایش متهم کند.