
بعضی نزدیکان اوباما در اولین روزهای ورودش به کاخ سفید به او پیشنهاد کرده بودند هیلاری کلینتون را به عنوان معاون خودش تعیین کند.
اوباما به خاطر تأثیری که بیل کلینتون بر هیلاری داشت، این کار را نکرد و البته بعد از مدتی فشارهای درون حزبی او را مجبور کرد که وزارت امور خارجه را به همسر رئیسجمهور سابق بدهد. احتمالاً آقای اوباما این روزها با خود فکر میکند که ای کاش همان سمت معاون اولی را به خانم کلینتون میداد، چون از این طریق ضمناً میتوانست او را راحتتر مهار کند و کلیدیترین وزارتخانه آمریکا را هم از تأثیرپذیری جناح راست دمکراتها مصون نگه میداشت.
باراک اوباما این روزها از سیاست خارجی کمتر میگوید و بیشتر به تمشیت اقتصاد آمریکا مشغول است، گویا زمام امور را به تیم کلینتون و همراهان او سپرده است. البته خانم کلینتون و غالب دمکراتها از اول هم اعتقاد چندانی به سیاست اوباما برای تعامل با ایران نداشتند. تفاوت عمده آنها با جمهوریخواهان در برخورد با ایران، تأکید کمتر برگزینه نظامی و اصرار بیشتر بر راهکار تحریم از طریق اجماع بینالمللی است، همان چیزی که این روزها کلینتون از طریق حذف آقای اوباما از سیاست خارجی آن را دنبال میکند.
نگاهی به مقالههای مطبوعات آمریکا در روزها و هفتههای اخیر نشان میدهد که فقط جمهوریخواهان نمیگویند سیاست اوباما علیه ایران شکست خورده بلکه بخش مهمی از دمکراتها هم روی طبل شکست اوباما میکوبند. شکاف بین کاخ سفید و وزارت خارجه آمریکا بعد از 14ماه از به قدرت رسیدن اوباما در حال بیشتر شدن است. در ماههای اول، اوباما سیاست تقریبا یکدستی در قبال ایران به نمایش گذاشت. شورای امنیت آمریکا که زیر نظر کاخ سفید اداره میشود و هماهنگسازی سیاستها را به عهده داشت، نامههای اوباما برای مقامهای ایرانی را تنظیم میکرد، پیام نوروزی او برای ایرانیان را تدارک میدید و کمتر اجازه میداد چهرههایی مثل ویلیام برنز که شاه کلید سیاست فشار بر ایران هستند، در داخل وزارت خارجه آمریکا خودنمایی کنند. در عوض، افرادی مانند جان لیمبرت یکی از 52گروگان آمریکایی سفارت آمریکا در ایران که با سیاستهای اوباما موافق است، به وزارت خارجه آمریکا تزریق شدند. جریان حوادث این روزها برعکس شده، خانم کلینتون و تیم او نفوذشان را بر وزارت خارجه آمریکا تحکیم کردهاند و کسانی مثل لیمبرت آهنگ خداحافظی با میز ایران در وزارت خارجه آمریکا را دارند. جایگاه شورای امنیت کاخ سفید و بالطبع شخص اوباما در سیاست خارجی آمریکا و به خصوص مسأله ایران رو به کاهش است. شاهد این رویکرد جدید را در مسائل مختلف میتوان دید. برآورد امنیت ملی 2010آمریکا یک گام از برآورد 2007 دور و یک قدم به نحوه نگرش جمهوریخواهان به موضوع هستهای ایران نزدیکتر شد. بحث تغییر حکومت در ایران، از لایههای زیرین سیاست خارجی آمریکا یکبار دیگر به رو آمده و اسراییلیها در مقایسه با چندماه قبل خیلی امیدوارانهتر به سیاست ایرانی کاخ سفید نگاه میکنند و سیاست تحریم با جدیت بیشتری دنبال میشود. دوازده ماه اول حضور اوباما در کاخ سفید یک استثنا بود، سیاست خارجی آمریکا در این مدت شباهتی به رویکرد جمهوریخواهان نداشت ولی با نگاه دمکراتها هم منطبق نبود. خانم کلینتون آهسته آهسته کاخ سفید را به دوران همسرش طی دهه 1990 هدایت میکند.